او  (‌شوید  و  از  فضل  و  نعمتش  برخوردار)  گردید.  خداوند  همیشه  در  حق  شما  (‌بندگان‌)  مهربان  بوده  است‌.  هنگامی  که  ناراحتیها  در  دریاها  به  شما  می‌رسد  (‌و  گرفتار  طوفانها  و  امواج  سهمگین  می‌شوید  و  کشتی  خویش را  همچون  پر  کاهی  در  پهنه  آبها  می‌بینید،  وحشت  می‌کنید  و)  جز  خدا  همه  کسانی  از  نظرتان  ناپدید  می‌گردند  که  ایشان  را  به  فریاد  می‌خوانید.  امّا  زمانی  که  خدا  شما  را  (‌از  غرق  شدن‌)  نجات  داد  و  به  خشکی  رسانید،  (‌از  یکتاپرستی‌)  روی  میگردانید  (‌و  انسانهای  ناتوان  و  بتان  بی‌جان  را  انباز  یزدان  جهان  می‌سازید)‌،  و  اصولا  انسان  بسیار  ناسپاس  است‌.

روند  قرآنی  این  صحنه  را  عرضه  ميدارد،  صحنه ‌کشتی  در  دریا  را،  به  عنوان  نمونه‌ای  از  لحظات  شدت  و  حدت  و  سختی  و  دشواری‌.  احساس  قدرت  خداکردن  و  دست  توانای  او  را  دیدن‌،  در  میان  آبهای  فرا‌وان  و  امواج  بی‌شمار  نیرومندتر  و  روشن‌تر  دیده  می‌شود.  بدانگاه  چند  تخته‌ای  یا  چند  فلزی  به  نام‌کشتی  همچو‌ن  نقطه‌ای  در  آبهای  خروشان  و  در  دست  امواج  -  سر  وکول  یکدیگر  دوان  به  نظر  می‌رسد.  امواج  خیزان‌کشتی  را  بدینجا  و  آنجا  پرت  می‌کند  و  بالا  و  پائین  می‌اندازد،  و  مردمان  بر  همین  نقطه  نشسته‌اند  و  به  همین  نقطه  چسبیده‌اند،  نقطه‌ای‌که  با  دست  قدرت  یزدان  مهربان،  بر  بالای  امواج‌کوه‌پیکر  سرگردان  می‌دود،  و  درگستره آبهای  پهناور  شتابان  می‌رود!

این  صحنه‌ای  است‌که‌کسی  ان  را  درک  و  فهم  می‌کند  که  خودش  به  درد  و  رنج  آن‌گرفتار  آمده  باشد  و  ترس  و  هراس  آن  را  چشیده  باشد.  همچون  شخص  همدردی  می‌داند  حال  آن  دلهای  هراسان  و  لرزان  و  نابسامانی  را  که  درگرو  تکانها  و  تابها  و  لرزشها  و  پرشهای‌کشتی  هستند.کشتی  خواه‌کوچک  و  خواه  بزرگ‌،  و  خواه  اقیانوس‌پیما  باشد،  در  بعضی  از  لحظات  همچون  پر  پرنده‌ای  بالای  امواج‌کوه پیکر  قرار  می‏‎گیرد  و  دستخوش  بادها  و  طوفانها  می‌شود.

تعبیرقرآنی  دلها  را  سخت  لمس  می‌کند و  می‌پساید،  و  به  مردمان  حالی  می‌کندکه  دست  خداکشتی  را  دردریا  حرکت  مي‌دهد  و به  پیش  ميراند  تا  از  فضل  و  لطف  او  بهره‌خود  را بجو‌یند.

« إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا »‌.

خداوند  همیشه  در  حق  شما  (‌بندگان‌)  مهربان  بوده  است‌.

رحمت  یزد‌ان  نمایان‌ترین  نعمت  و  لطفي  است‌که  دلها  درهمچون  زمانی  آن  را  درک‌وفهم‌می‌کنند.

آنگاه  آنان  را  از  راندن  آرام‌کشتی  به  پریشانی  فراوان  و  حال  زشتی  منتقل  می‏‎گرداند.  زمانی  را  به  تصویر  می‌کشدکه  مسافران  درکشتی‌ای  هستندکه  میان  امواج  بالاوپائین  می‌رود  و  این‌سوو  آن‌سو  می‌شود،  و  همگان  می‌دانندکه  هیچ  قدرتی  و  هيچ ‌تکیه گاهي  و  هيچ  پناه‌دهنده‌ای  جز خدا  وجود  ندارد.  جملگی  مسافران  در  آن  لحظه  خطرناک‌تنها  بدو  روميکنند  و  بس،  و  جزاو  را  به  فریاد  نمی‌خوانند  و  به‌کمک  نمی‌طلبند:

« ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلا إِيَّاهُ »  .

جز  خدا  همه  کسانی  از  نظرتان  ناپدید  می‏‎گردند  که  ایشان  را  به  فریاد  می‌خوانید.

امّا  انسان  همان  انسان  است‌.  هنوزگرداب  به  پایان  نیامده  است‌،  و  هنوزگامهایش  به  خشک  نرسیده  است  و  بر  زمین  جایگزین  نشده  است‌،  لحظه  شدت  و  سختی  را  ازیاد  می‏‎برد،  و  حتی  خدا  را  فراموش  می‌کند!  امواج  هواها  و  هو‌سها  او  را  دربر  میگيرند،  و  امواج  شهوات  او  را  می‌روبند،  و  بر  فطرت  او  پرده  می‌کشند،  فطرتی‌که  خطر  آن  را  پاک  و  پاکیزه  جلوه‌گر  ساخته  بود:

« فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإنْسَانُ كَفُورًا »  .

امّا  زمانی  که  خدا  شما  را  (‌از  غرق  شدن‌)  نجات  داد  و  به  خشکی  رسانید،  (‌از  یکتاپرستی‌)  روی  می‌گردانید  (‌و  انسانهای  ناتوان  و  بتان  بی‌جان  را  انبازیزدان  جهان  می‌سازید)‌،  واصولاً انسان  بسيارناسپاس  است‌.

انسانها  این  چنین  هستند،  مگر‌کسانی‌که  دلهایشان  به  خدا  رسیده  باشد  ودرخشان  و  رخشان  شده  باشد.

دراینجا  روند  قرآنی ‌وجدان  مخاطبان  رابه  جوش‌و  خروش  مياندازد  با  به  تصویرکشیدن  خطری‌که  در  دریا  از  آن‌گذشته‌اند.  ایشان  را  به  تکان  مياندازدکه  هان  ای  مردمان‌!  چه  بسا  همین  خطر  در  خشکی  نیز  گريبانگیرتان‌گردد،  و  یا  دوباره  خدا  شما  را  به  دریا  برگرداند  وگرفتار  امواج  وگرداب  و  غرقاب‌گرداند.  تا  مردمان  بدانندکه  دردریا  و  خشکی  امن  و  امان  و  آرام  و  قرار  ممکن  نمی‌گردد  مگر  در  جوار و  در  پناه  خدای  بزرگوار.  این  دریا  یا  خشک  نیست‌که  مایه  امن  و  امان  ميگردد  وانسان  را  ازبلایا  و  مصائب  دورنگاه  می‌دارد  و  مي‌پاید.  امن  و  امان  از  دست  یزدان  نه  در  پناهگاه  استوارو  نه  د‌ر  دژ  پایدار،  و  نه  درمنزل  آسایش‌بخش  و  برج  و  باروی ‌کنگره‌دار  است‌:

«أَفَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلا أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفًا مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا »‌.

آیا  شما  ایمن  ازاین  هستید  که  خدا  گوشه‌ای  از  خشکی  را  بشکافد  و  شما  را  در  (‌کام‌)  آن  فرو  برد؟  یا  این  که  طوفا نی  به  سویتان  روان‌دارد  كه  باران  سنگ  برشما  بباراند  وآن  وقت  حافظ  و  نگهبانی  برای  خود  پیدا  نکنید؟  یا  این  كه  ایمن  هستید  از  این  که  خداوند  بار  دیگر  شما  را  (‌نیازمند  سفردریا  سازد  و)  به  دریا  برگرداند  و  تندباد  درهم  شکننده‌ای  به  سویتان  گسیل  دارد  (‌و  بر  سرتان  بگمارد)  تا  شما  را  به  سبب  ناسپاسی  (‌و  کفرتان  نسبت  به  یزدان‌)  خودتان  غرق  گرداند،  وازآن  به  بعد  کسی  را  نیابید  که  خونبهای  شما  را  ازما  بخواهد  (‌و  در  برابرآن  ما  را  تعقیب  و  مورد  پیگرد  قرار  دهد‌؟)‌.

انسانها  در  هر  لحظه‌ای  و  در  هرگوشه‌ای  در  دست  قدرت  خدا  قرار  دارند.  مردمان  در  دست  قدرت  خدا  در  خشکی  بسان  دریا  قرار  دارند.  پس  چگونه  در  امن  و  امان  از  دست  یزدان  می‌مانند!  چگو‌نه  ایمن  هستند  از  این‌که  ایشان  را  به‌گوشه‌ای  از  زمین  فروببرد  به  وسیله  زلزله  یا  آتشفشانی‌،  و  یا  به  وسیله  اسباب  و  ابزار  دیگری‌که  مسخر  قدرت  یزدانند؟  یا  این  که  توده‌های  مواد  مذاب  آتشفشانی  را  بر  سرشان  بریزد  و  سیلاب  اخگرها  وگدازه‌ها  و  سنگها  و  آب  وگل  را  به  سویشان  روان‌گراداند،  و  ایشان  را  هلاک  و  نابود  سازد،  بدون  این  که  جز  خدا  حافظ  و  نگاهداری  بر‌ای  خود  پیداکنندکه  ایشان  را  بپاید  و  این‌گفته  بلایا و  مصائب  را  از  ایشان  دور  نماید؟

یا  چگونه  د‌ر  امن  و  ا