دن  مردمان  به  فطرت  و  به  حقائق  پیشین  است‌.  چهارپایان  از  جمله‌ي  آفریده‌های  یزدانند،  وگوشه‌ای  از  معجزات  زندگی  هستند،  و  با  آفرینش  جملگی  آسمانها  و  زمین  ارتباط  و  پيوند  دارند.  خدا  چهارپایان  را  آفریده  است  و آنها  را  مسخر  انسانها  نموده  است  تا  آنان  نعمت  پـروردگارشان  را  برخود  یادکنند  وسپاس  آن  را  بگویند،  نه  این‌که  برای  خداشرکاء  و  انبازهائی  قرار  دهند،  و  نه  این‌که  برای  خو‌یشتن  قوانین  و  مقررات  در  باره  چهارپایان  تهیه  و  تنظیم‌کنند،  قوانین  و  مقرراتی‌ که  خدا  بدانها  دستور  نداده  است‌.  در  عین  حال ‌که  به  وجود  خداوند  اعتراف  می‌کنند  و  او  را  آفریدگار  و زیبانگار  و  هستی ‌بخش  جهان  از  نیستی  می‌دانند،  با  این  وجود  از  مقتضیات  این  حقیقت  منحرف  می‌گردند،  حقیقتی‌که  بدان  اقرار  می‌نمایند،  و  آن  را  از  واقعیت  زندگیشان  حذف  می‌کنند  و  برزندگیشان  حاکم  نـمیگردانند،  و  به  دنبال  خرافه‌ها  و  افسانه‌ها  راه  می‌افتند:

(وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ (9) الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (10) وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ (11) وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ (12) لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ (13) وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ (14).  

اگر از  مشرکان  بپرسی  که  چه  کسی  آسمانها  و زمین  را  آفریده  است‌،  قطعاً  خواهند  گفت‌:  خداوند  با  عزت  و  بس  آگاه.  (‌چرا  که  می‌دانند  بتهای  ایشان  چنین  کاری  را  نکرده‌اند  و  آنان  به  معبودان  خود  حق  خالقیت  نمی‌دهند)‌.  کسی  که  زمین  را  گاهواره  (‌زندگی  و  محل  آرامش‌)  شما  کرده  است  و  در  آن  راه‌هائی  به  وجود  آورده  است  تا  این  که  رهنمود  شوید.  و  آن  کسی  که  از  سوی  آسمان‌،  آبی  به  اندازه‌ي  لازم  باراند.  ما  با  چنین  آبی  زمین  مرده  را  زندگی  بخشیدیم‌،  همین  گونه  (‌که  زمینهای  مرده  با  نزول  باران  زنده  گردانده  می‌شوند،  شما  نیز  زنده  گردانده  می‌شوید  و)  بیرون  آورده  می‌شوید  (‌و  برای  حسـاب  و  کتاب  به  محشر  گسیل  می‌گردید)‌.  و  همان  کسی  است  که  همه‌ي  جفتها  (‌و  نرها  و  ماده‌ها،  اعم  از  انسانها  و  حیوانها  و  گیاه‌ها)  را  آفریده  است‌.  و  برای  شما  از  کشتیها  و  چهارپایان  مرکبهائی  تهیه  دیده  است  که  بر  آنها  سوار  می‌گردید  (‌و  راحت  و  سریع  راه  را  طی  می‌کنید  و  بدینجا  و آنجا  می‌روید.  خدا  این  مراکب  را  آفریده  است‌)  تا  این  که  بر  پشت  آنها  قرار  بگیرید،  و  هنگامی  که  بر  آنها  سوار  شدید  نعمت  پروردگار  خود  را  یاد  کنید  و  بگوئید:  پاک  و  منزه  خدائی  است  که  او  اینها  را  به  زیر  فرمان  ما  درآورد،  وگرنه  ما  بر  (‌رام  کردن  و  نگهداری‌)  آنها  توانائی  نداشتیم‌.  و  ما  به  سوی  پروردگارمان  بـازمی‌گردیم  (‌و  حساب  و  کتاب  نحوه  زندگی  دنیای  خود  را  بازپس  می‌دهیم)‌ .( زخرف/9-14)

بت‌پرستی  جاهلیت  میگفت‌:  فرشتگان  دخـتران  یزدانند. هر چند  عربهای  جاهلی  از  تولد  دختران  ناراحت  می‌شدند  و  دوست  نداشتند  دخترانی  داشته  باشند،  برای  خدا  دخترانی  انتخاب  می‌کردند  و  برمی‌گزیدند!  و  بجز  خدا  آن  دختران  را  نیز  می‌پرستیدند،  و  میگفتند:  ما  آنان  را  با  اراده  و  مشیت  خدا  می‌پرستیم‌.  اگر  خدا  می‌خواست  می‌توانست  از  پرستش  آنان  جلو  ما  را  بگیرد،  و  ما  هم  آنان  را  پرستش  نمی گردیم‌!  این  باور،  افسانه‌ای  بیش  نبود  و  از  انحراف  عقیده  پدید  آمده  بود.

در  این  سوره‌،  خداوند  با  منطق  خودشان  با  ایشان  رویاروی  می‌شود،  و  همچنین  با  منطق  روشن  فطرت  با  ایشان  به  استدلال  می‌پردازد  و  پیرامون  این  افسانه  صحبت  می‌کند،  افسانه‌ای‌که به طورکلی  بر  چيزی  تکیه  ندارد  و  مستند به  چیزی  نیست‌:

 (وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ (15) أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِينَ (16) وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِيمٌ (17) أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ (18) وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثاً أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ (19) وَقَالُوا لَوْ شَاء الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (20) أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَاباً مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ (21) بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ (22)‏ وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ (23‌).  

مشرکان  از  میان  بندگان  یزدان‌،  برخی  را  پاره‌ای  از  او  می‌دانند  (‌چرا  که  فرشتگان  را  دختران  خدا  قلمداد  می‌کنند  و فرزند  هم  جزئی  از  وجود  پدر و  مادر است  که  به  صورت  نطفه  از  آنان  جدا  می‌شود)‌.  واقعاً  انسان  بس  ناسپاس  و  کفر پیشه‌ي  آشکاری  است‌.  آیا  از  میان  چـیزهائی  که  خدا  می‌آفریند،  دختران  را  برای  خود  برگزیده  است  و  پسران  را  ویژه‌ي  شما  کرده  است‌؟  در  حالی  که  هرگاه  یکی  ازآنان  را  به  همان  چيزی  مژده  دهند  که  نظیر  و  شبیه  برای  خـدای  مهربان  می‌سازد،  چهره‌اش  (‌از  فرط  ناراحتی‌)  سیاه  مـی‌شود  و  مملو  از  خشم  و  کین  می‌گردد! آیا  کسی  را  که  در  لابلای  زینت  و  زیور  پرورش  می‌یابد،  و  به  هنگام  گفتگو  و  کشمکش  در  بحث  و  مجادله  (‌به  خاطر  حیا  و  شرم  و  عاطفه‌ي  نازکی  که  دارد) ‌نمی‌تواند  مقصود  خودرا  خوب  وآشکار  بـیان  و  اثبات  کند،  (‌فـرزند  خـدا  می‌دانید  و  پسران  را  فرزند  خود؟‌!)‌.  آنان  فرشتگان  را  که  بندگان  خـدای  مهربانند،  مونث  بشمار  می‌آورند  (‌و  دختران  خدا  قلمداد  می‌نمایید!)‌.  آیا  ایشان  به  هنگام  آفرینش  فرشتگان  حضور  داشته‌اند  و  خلقتشان  را  مشاهده  نموده‌اند؟‌!  اظهار  و  گواهی  ایشان  (‌بر  این  عقیده‌ي  بی‌اساس‌،  در  نامه‌های  اعمالشان‌)  ثبت  و  ضبط  می‌شود  و  (‌در  روز  قیامت‌،  از  سوی  