تفق عليه است.
[9]  به نقل از «زاد المعاد» تأليف امام شمس الدين ابو عبدالله ابن القيم جوزيه.
[10]  بخاري آن را استخراج كرده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:408.xml">سوره‌ي زخرف آيه‌ي 25-1</a><a class="folder" href="w:html:412.xml">سوره‌ي زخرف آيه‌ي 56-26</a><a class="folder" href="w:html:417.xml">سوره‌ي زخرف‌ آيه‌ي 89-57</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:409.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:410.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:411.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي زخرف آيه‌ي 25-1
سوره ‌زخرف  مکی  و 89  آیه  است  
سورة الزخرف
بسم الله الرحمن الرحيم

حم (1) وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ (2) إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (3) وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ (4) أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَن كُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِينَ (5) وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَ (6) وَمَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (7) فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشاً وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ (8) وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ (9) الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (10)‏ وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ (11) وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ (12) لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ (13) وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ (14) وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ (15) أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِينَ (16) وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِيمٌ (17) أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ (18) وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثاً أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ (19) وَقَالُوا لَوْ شَاء الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ (20) أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَاباً مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ (21) بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ (22)‏ وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ (23) قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ (24) فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ (25)

این  سوره گوشه‌ای  از  مشکلات  و  معضـلات  و  موانع  و  پیکارها  و  مبارزه‌هائی  را  بیان  می‌داردکه  دعوت  اسلامی  با  آنها  برخورد  داشته  است  و  دست  و  پنجه  نرم  کرده  است‌.  همراه  با  آنها  بیان  می‌داردکه  قرآن  مجید  چگونه  با  آنها  درگستره‌ي  دلها  و  درونها  رویاروی  گردیده  است  و  به  چاره جـوئی  آنها  پرداخته  است‌،  و  در  لابلای  همچون‌گیرو دارهائی  چگونه  حقائق  و  معیارها  و  ارزشهای  خود  را  به  جای  خرافات  و  بت‌پرستیها  و  معیارها  و  ارزشهای  پوچ  جاهلیت  جایگزین  نموده  است  و  استوارکرده  است‌،  جاهلیتی  که  بدان  هنگام  بر  دلها  و  درونها  حاکم  بوده  است‌،  و  هنوزکه  هنوز  است  بخشی  از  آن  بر  دلها  و  درونها  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  حاکم  و  فرمانروا  است‌.

بت‌پرستی  جاهلیت  می‌گفت‌:  در  این  چهارپایانی‌که  خدا  آنها  را  مسخر  بندگان  فرموده  است‌،  قسمتی  سهم  خدا  است‌،  و  بخشی  سهم  معبودها  و  خداگونه‌های  ادعائی  ایشان  است‌:

(وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ) 

 (‌بت‌پرستان  همیشه  دچار  اوهام  خرافاتند.  مثلا  این  گونه‌)  مشرکان  سهمی  از  زراعت  و  چهارپایانی  را  که  خدا  آنها  را  آفریده  است  برای  خدا  قرارمی‌دهند  و  به  گمان  خود  می‌گویید:  این  برای  خدا  است  (‌و  با  این  سهم  به  خدا  تقرب‌می‌جوئیم  و  بدین  منظور آن ‌را  به  مهمانان  و  ناتوانان  می‌دهیم‌)  و  این  برای  شرکاء  (‌و  معبودهای‌)  ما  است  (‌و  با  این  سهم  نیز  به  بتها  و  اصنام  تقرب  می‌جوئیم  و  بدین  مـنظورآن  راصرف  روساء  و  پرده‌داران  و  خادمان  بتکده‌ها  و  معابد  می‌نمائیم‌)‌.  امّا  آنـچه  به  شرکاء  (‌ومعبودهای‌)  ایشان  تعلق  می‏‎گیرد  به  خدا  نمی‌رسد  (‌و  صرف  آن  درراه  اوممنوع  است‌)  و  آنـچه  متعلق  به  خدا  می‌باشد  به  شرکاء  (‌و  معبودهای‌)  ایشان  می‌رسد  (‌و  می تو‌اند  صرف  آنها  گردد  و  بـه  سرپرستان  و  خدمتگذاران  اصنام  ایشان  داده  شود)‌.  (‌انعام/36 1 )  در  باره  چهارپایان  افسانه‌های‌گوناگون  و  خرافات  دیگری  داشتند.  همه‌ي  آنها  از  انحرافات  عقیده  سرچشمه  می‏‎گرفت.  انواع  چهارپایانی  داشتندکه  سوار  شدن  بر  آنها  حرام  بـود،  و  انواع  چهارپایان  دیگری  داشتندکه  گوشت  آنها  را  حرام  می‌دانستند:

 ( وَقَالُوا هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لَا يَطْعَمُهَا إِلَّا مَنْ نَشَاءُ بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لَا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاءً عَلَيْهِ). 

و  (‌از  جمله‌ي  خرافات  ایشان  این  است  که‌)  مـی‌گویند:  این  (‌قسمت  از)  چهارپایان  و  کشت  و  زرع  ممنوع  است  (‌و  مخصوص  بتها  می‌باشد)  و  جز  کسانی  (‌از  خدمتکاران  اصنامی‌)  که  ما  بخواهیم  ازآن  نمی‌خورند،  واین  (‌قاعده‌ي  ناروا  ساخته‌ي  آنان  و  ناشی  از)  گمان  ایشان  است  (‌نه  ناشی  ازفرمان  یزدان‌،  وهمچنین  می‌گفتند:  اینها)  حیواناتی  هستند  که  به  هنگام  ذبح  نام  خدا  را  بر  آنها  نمی‌رانند  (‌بلکه  نام  بتان  را  بر  آنها  می‌رانند  و  این  را  دستور  خدا  می‌دانند  و)  بر  خدا  دروغ  می‌بندند.(انعام/138)

 در  این  سوره  تـصحیح  این  انحرافات  اعتقادی‌،  و  برگردا