نسبت  بدان  در  شک  و  تردید  ژرفی  عمر  خود  را  سرکرده‌اند.

وقتی‌که  اهل‌کتاب  و  پیروان  ادیان  آسمانی  و  دنباله‌روان  پیغمبران  الهی  -  صلوات  الله  علـیهـم  -  این  چنین  بوده  باشند،  کسانی  که  از  پیغمبری  پیروی  نکرده‌اند  و  به  کتابی  ایمان  نداشته‌اند  معلوم  است  چه  اندازه‌گمراه‌تر  و  کورتر  بوده‌اند،  و  از  اهل‌کتاب  حال  و  وضع  بدتر  و  زشت‌تری  داشته‌اند.

بدین  خاطر  انسانها  نیاز  به  رهبری  راهیاب  و  راهنما داشتند  که  ایشان  را  از  این  جاهلیت  کوری  برهاند،  جاهلیت‌کوری‌که  در  آن  فرو  رفته  بودند،  و  دست  ایشان  را  بگیرد  و  بـه  دستاویز  بس  محکمی  برساند،  و  گامهایشان  را  به  راهی  رهنمودکندکه  به  خدا  می‌رسد،  خدائی‌که  پروردگار  آنان  و  پروردگار  همه‌ي  این  هستی  است‌.

خدا کتاب  را  بر  بنده‌اش  محمّد  صلی الله علیه و سلم    نازل  فرمود،‌کتاب  قرآن  نامی‌که  به  زبان  عربی  است‌،  تا  مردمان  مکه  و  کسان  پیرامون  آن  را  بترساند  و  بیمناک  از  عذاب  آفریدگار  جهان  گرداند.  در  این  کتاب  همان  آئین  و  شریعتی  را گنجاند که  آن  را  قبلا  به  نوح  و  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  سفارش  فرموده  است‌،  تا  حلقه‌های  زنجیره  دعوت  را  به  یکدیگر  متصل  و  درهم  تنیده  گرداند،  دعوتی  که  از  بامداد  تاریخ  شروع گرديده  است  و  زنجیره‌ي  آن  طنین‌انداز  و  بـه  درازا  کشیده  است‌.  همچنین  این  قرآن  آمده  است  تا  برنامه  دعوت  و  راه  آن  و  هدف  آن  را  وحدت  بخشد  و  یکی‌گرداند،  وگروه  مسلمانی  را  پدیدار  و  نمودار  نمایدکه  محافظ  دین  خدا  و  راهنمای  انسانها  به  سوی  خدا  باشند،  و  وجود  این  دعوت  را  تحقق  بخشند  و  پیاده‌کنند  بدان  سان‌که  خدا  اراده  فرموده  است‌،  و  به  شکلی‌که  خدا  پسندیده  است  و  از  آن  خشنود  است‌.

در  اینجا  و  در  این  آیه‌ها  ویژگیهای  آن ‌گروهــی  را  به  تصویر  می‌کشدکه  آن  را  شکل  می‏بخشد  و  متمایز  می‏‎گرداند.  هرچندکه  این  آیه‌ها  مکی  است‌،  و  پیش  از  پیدایش  دولت  اسلامی  در  مدینه  نازل  شده  است‌،  ما  می‌بینیم‌که  در  این  آیه‌ها  صفتی  از  صفات  مسلمانان  این  چنین  گردیده  است‌:

(وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ).
کارشان  به  شیوه‌ي  رایزنی  و  بر  پایه‌ي  مشورت  با  یکدیگراست‌.  

این  امر  الهام  می‌داردکه  کار  شوری  در  زندگی  مسلمانان  ژرف‌تر  و  مهم‌تر  از  این  است‌که  سیستم  اسلامی  فقط  یک  نظام  سیاسی  باشد  و  بس‌.  چه  شوری  قالب  اساسی  و  پیکره‌ي  اصلی  جملگی  گر‌وه  مسلمانان  است‌.کار  و  بارگروهی  ایشان  بر  شوری  استوار  و  پایدار  می‌گردد.  آن  گاه  ازگروه  به  دولت  سرایت  می‌کند.  یعنی  مسلمانان  هم‌گروه  آنان  و  هم  دولت  ایشان  بر  پایه‌ي  شوری  استوار  و  برقرار  می‌گردد.  طبیعی  است  شوری  وجه  تمایزگروه  مسلمانان  است  و  ایشان  را  از  دیگران  مستقل  می‌گرداند.  صفت  دیگری  از  صفات  گروه  مسلمانان  این  است‌:

 (وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ (39) .  

و  کسانیند  که  اگر  ستمی  بدیشان  شد،  خویشتن  را  یاری  می‌دهند  (‌و  زیر  بار  ظلم  نمی‌روند).

هرچند  فرمانی‌که  در  مکه  به  مسلمانان  داده  شده  بود  این  بودکه  صبر  وشکیبائی‌کنند  و  دشمنی  و  تعدی  را  با  دشمنی  و  تعدی  پاسخ  نگویند،  تا  آن‌گاه‌که  در  مدینه  فرمان  دیگری  درمی‌رسد  و  بعد  از  هجرت  بد‌یشان  اجازه‌ي  جنگ  داده  می‌شود  وگفته  می‌شود:

 (أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا ، وإن الله على نصرهم لقدير).  

اجازه‌ي  (‌دفاع  از  خود)  به  کسانی  داده  می‌شود  که  به  آنان  جنگ  (‌تحمیل‌)  می‏‎گردد.  چرا  که  بدیشان  ستم  رفته  است  (‌و  آنان  مدتهای  طولانی  در  برابر  ظلم  ظالمان  شکیبائی  ورزیده‌اند  و  خون  دل  خورده‌اند)  و  خداوند  توانا  است  بر  این  که  ایشان  را  پیروز  کند. (‌حج/39) 

 در  اینجا  این  صفت  در  آیات  مکی  ذکر  می‌شود،  بدانگاه  که  قرآن  در  صدد  این  است‌که  قالب  و  پیکره ‌گروه  مسلمانان  را  به  تصـویر  بکشد.  این  امر  اشاره  دارد به این  که  پیروزی  بر  ظلم  و  ستم  صفت  ثابت  بنیادینی  است‌،  و  فرمان  نخستین  به  دست  نگاه  داشتن  و  شکیبائی‌کردن‌،  یک  دستور استثنائی  و  مربوط  به  شرائـط  و  ظروف  مشخـی  است‌.  از  آنجاکه  اینجا  جای  بیان  صفات  اساسی  گروه  مسلمانان  است‌،  از  میان  اینگونه  صفات  این  صفت  اساسی  ثابت  همیشگی  ذکر گردیده  است‌،  هر چند که  این  آیات  مکی  هستند،  و  هنوز که  هنوز  است  شیوه‌ي  پیروزی  بر  تـجاوز  و  تعدی  و  پاسخ به  جنگ  با  

زبان  جنگ‌،  بیان  نگردیده  است‌،  ودستور  آن  شرف  صدور  پیدا  نکرده  است‌.

ذکر  این  صفات  جداساز  هیئت‌گروه  مسلمانان  از  دیگران‌،‌گروه  مسلمانانی‌که  برای  رهبری  بشریت  و  اخراج  انسانها  از  تاریکی  جاهلیت  و  رهنمـود  و  رهنـمون  ایشان  به  سوی  نور  اسلام‌،‌ذکر این  صفات  در یک  سوره‌ي  مکی‌،  آن  هم  پیش  از  آن ‌که  رهبری  عملی  عـملا  در  دست  ایشان  باشد،  جای  تامّل  و  تدبر  است‌.  اینها  صفاتی  هستندکه  لازم  است  قبلا برپا  و  برجا  شوند  و  در  میان‌گروه  مسلمانان  تحقق  پیدا کنند  و  پیاده  شـوند  تا  گروه  مسلمانان  در  پرتو  آنها  سزاوار رهبری  عملی  کردند.  بدین  خاطر  لازم  است‌که  بسیار  در  باره  آنها  بیندیشیم.  این  صفتها کدامـهایند؟  حقیقت  آنهاکدام  و  چیست؟  ارزش  آنها  در  زندگی  جملگی  انسانها  چه  اندازه  و  چیست؟

این  صفتها:  ایمان،  توکل‌،  دوری  ازگناهان  بزرگ  و  زشتیها  و  پلشتیها،  بخشیدن  هنگام  خشـمگین گردیدن‌،  اطاعت  فرمان  یزدان‌،  نماز  خواندن‌،  شوری  و  رایزنی  در  همه‌کارها،  بذل  و  بخشش  از  آنچه  خدا  عطاء  فرموده  است‌،  پیروزی  و  غلبه  بر  ظلم  و  زور،  عفو  وگذشت‌،  اصلاح  حال  خود  ودیگران‌،  و  صبر  وشکیبائی  و  استقامت  است‌.

حقیقت  این  صفتها  و  ارزش  آنهاکدام  است‌؟  زیبا  است  این  امر  را  روشن گردانیم‌،  در  حالی‌که  داریم  چنین  صفاتی  را  در  روند  قرآنی  بـ‌رسی  و  وارسی  می‌نمائیم‌.  مرد‌مان  جلوتر از وی  ثابت  و  استوار  الهی  مـی‌ایستند،  ترازوئی‌که  حقیقت  ارزشها  بدان  سنجیده  و  ارزیابی  می‏‎گردد،  چه  ارزشـهای  زوال‌پذیر  وگذرا  و  چه  ارزشهای  فناناپذیر  و  برجا.  تاکار  و  بار  در  دلها  و  درونهایشان  به  هم‌نیامیزد  وشفاف  و روشن  پدیدار  گردد.  چه  اگر کار و  بار  در دلها  و درونها  به  هم  بیامیزد  و  شفاف  و روشن  پدیدار نیاید،  همه  چیز در سنجش  و  ارزیابی  ایشان  مختل  می‌گردد  و  خلل  می‌پذیرد.  قرآن  این  ترازو  را  دیباچه  بیان  صفات‌گروه  مسلمانان می‏‎گرداند:

 (فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى).  

آنچـه  به  شما  داده  شده  است‌،  متاع  (‌زودگذر  و  فناپذیر)  زندگی  دنیا  است  (‌و  در  اصل  برق  جهان‌،  شعله‌ای  در  برابر 