کند.  بیان  می‌دارد  که  بت‌پرستان  برخی  از  چیزهائی  راکه  خدا  بدیشان  داده  است  و  بهره  آنان  ساخته  است‌،  سهم  خداگونه‌های  ادعائی  خود  می‌سازند! خداگونه‌هائی  که  توانائی  چیزی  از  آنچه  دارند  برای  برگشت  به  بندگان  خود  ندارند  و  آن  را  با  ایشان  هم  نمی‌توانند  تقسیم‌کنند!  دخترانی  را  به  خدا  نسبت  می‌دهند،  در  حالی  که  خودشان  تولد  دختران  را  برای  خود  نمی‌پسندند:

« وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ!  »‌.

(‌دختران  را  مایه  ننگ  و  سرشکستی  و  بدبختی  می‌دانستند)  و  هنگامی  که  به  یکی  ار  آنان  مژده  تولد  دختر  داده  می‌شد  (‌آن  چنان  از  فرط  ناراحتی  چهره‌اش  تغییر  می‌کرد  که‌)  صورتش  سیاه  می‌گردید  و  مملو  از  خشم  و،  غضب  و  غم  و  اندوه  می‌شد.

در  همان  حال  آنچه  را  که  برای  خود  نمی‌پسندند  سهم  خدا  قرار  می‌دهند،  و  دهان  خود  را  از  این  گوشه آرواره  تا  آن  گوشه  آرواره  باز  می‌کنند  و  می‌گویند:

«‌ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى »‌.

سرانجام  نیک  و  پسندیده  (‌و  سعادت  و  خوشبختی  اخروی‌)  ازآن  ایشان  است‌!.

و  ا‌دعا  می‌کنندکه  در  مقابل‌کارهائی‌که  می‌کنند،  به  خیر  و  خوبی  و  سعادت  و  خوشبختی  خواهند  رسید! این  همان  اوهام  و  انگاره‌هائی  است  که  از  مشرکان  پیشین  خود  به  ارث  برده‌اند  و  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  امده  است  تا  حقیقت  را  در  میان  این  همه  گمانها  و  انگاره‌ها  برایشان  روشن  و  اشکارگرداند،  و  وسیله  هدایت  و  رحمت  برای  مومنان  گردد.

آن‌گاه  روند  قرآنی  به  ذکر  نمونه‌هائی  از  ساختار  راستین  خدا  می‌پردازد،  نمونه‌هائی  که  در  اندیشیدن  و  بررسی  کردن  آنها  پند  و  اندرز  و  درس  عبرت  است‌.  تنها  خدا  است‌که  بر  پیدایش  آنها  توانا  است‌.  تنها  خدا  است‌که  آنها  را  آفرینش  بخشیده  است‌،  و  یکایک  آنها  دال  بر  الوهیت  آفریدگار  جهان  نه  الوهیت  دیگران  است‌.  چه  خدا  است  که  از  اسمان  اب  را  پائین  می‌اورد،  و  زمین  مرده  را  با  ان  زنده  می‌کند.  خدا  است‌که  غیر  از  آب،  شیر  گوارا  را  به  مردمان  می‌نوشاند،  شیر  گوارائی  که  از  میان  تفاله  و  خون  و  از  شکم  چهارپایان  بیرون  می‌تراود.  خدا  است  که  شکوفه‌های  میوه های  درختان  خرما  و  انگور  را  برمی‌اورد،  و  ان‌گاه  مردمان  به  صورت  حلال  یا  حرام  از  انها  استفاده  می‌کنند  و  از  انها  شراب  درست  می‌کنند  و  یا  رزق  پاک  و  پاکیزه  از  انها  می‌گیرند.  خدا  است  که  به  زنبور  عسل  پیام  داده  است  که  از  کوهها  و  درختان  و  داربستهائی  که  مردمان  می‌سازند  خانه‌هانی  را  برگزینند.  ان‌گاه  از  خود  عسلی  را  بیرون  تراوندکه  در  ان  شفاء  و  بهبودی  مردمان  باشد  ...  خدا  است  که  مردمان  را  می‌افریند  و  بعد  انان  را  می‌میراند  و  برخی  از  ایشان  را  تا  وقتی  زنده  نگا٥  می‌داردکه  پیر  و  فرتوت  شوند  و  انچه  اموخته‌اند  و  یادگرفته‌اند  فراموش‌کنند  و  ان‌گونه  صاف  و  ساده  شوندکه  چیزی  را  ندانند  و  به  یاد  نیاورند.  خدا  است‌که  بعضی  را  بر  بعضی  در  رزق  و  روزی  برتری  داده  است‌.  خدا  است‌که  از  نوع  خودشان  همسرانی  را  برایشان  افریده  است  و  از  همسرانشان  پسران  و  نوادگانی  برایشان  قرار  داده  است  ...  انسانها  با  وجود  همه  اینها  بجای  خدا  چیزهائی  را  می‌پرستندکه  در  اسمانها  و  زمین  توان  افریدن  رزق  و  روزی  برا‌ی  ایشان  را  ندارند  و  اصلا  بر  چیزی  سلطه  و  قدرت  ندارند  و  برای  خدا  همگونها  و  همسانهائی  قرار  می‌دهند

این  پسوده‌ها  همه  و  همه  در  خودشان  و  یا  در  چیزهای  پیرامونشان  است‌.  روند  قرآنی  آنان  را  متوجه  آن  پسوده‌ها  می‌سازد  تا  این‌که  به  قدرتی  پی  ببرندکه  در  ذات  خودشان‌،  و  در  رزقها  و  روزیهایشان‌،  و  در  خوردنیها  و  نوشیدنیهایشان‌،  و  در  هر  چیزی  دست‌اندر  کار  است  که  پیرامون  آنان  است  ...  آن‌گاه  روند  قرآنی  اين  پسوده‌ها  را  پایان  می‌دهد  با  دو  مثال  روشن  و  روشنگری‌که  چندی  پیش  بدانها  اشاره‌کردیم‌.  ابن  پسوده ها  تاختی  بر  وجدان  بشری  و  عقل  بشری  است‌.  دارای  نواها  و  آهنگهای  ژرفی  است‌که  بر  تارهای  حساس  نفس‌بشری  نواخته  می‌شوند،  و  مشکل  است‌که  اين  تارهای  حساس  نفس  در  برابر  مضرابهای  آنها  به  لرزش  درنیاید  و  متاثر  نگر‌دد  و  پاسخ  نگو‌ید.

*
(وَقَالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلَهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ وَلَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ وَمَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ)‌.

خدا  گفته  است  که  دو  معبود  دوگانه  برای  خود  برنگزینید،  بلکه  خدا  معبود  یگانه‌ای  است  (‌که  منم  و  آفریدگار  کائناتم‌)  و  تنها  و  تنها  از  من  بترسید  و  بس‌.  آنچه  در  آسمانها  و  زمین  است  ازآن  او  است‌،  و  همواره  (‌تعیین  نحوه‌)  دینداری  و  (‌کار)  قانونگذاری  حق  او،  و  اطاعت  و  انقیاد  از  وی  واجب  و  لازم  است‌.  پس  (‌وقتی  که  عالم  هستی  ازآن  خدا  و  قوانین  تکو ینی  و  تشریعی  و  اطاعت  و  انقیاد  همه  چیز  و  همگان  ازآن  او  است‌)  آیا  از  غیر  خدا  می‌ترسید؟  آنچه  از  نعمتها  دارید  همه  از  سوی  خدا  است  (‌و  باید  تنها  منعم  را  سپاس  گفت  و  پرستید)  و  گذشته  از  آن‌،  هنگامی  که  زیانی  (‌همچون  درد  و  بیماری  و  مصائب  و  بلایا)  به  شما  رسید  (‌برای  زدودن  ناراحتیها  و  گشودن  گره  مشکلها  تنها  دست  دعا  به  سوی  خدا  برمی‌دارید  و)  او  را  با  ناله  و  زاری  به  فریاد  می‌خوانید،  (‌پس  چرا  در  وقت  عادی  جز  او  را  می‌پرستید  و  انبازها  را  به  کمک  می‌طلبید؟‌)‌.  سپس  هنگامی  که  خدا  زیان  را  ازشما  دور  کرد  (‌و  جلو  تندباد  حوادث  و  طوفان  بلا  را  گرفت‌)‌،  گروهی  از  شما  (‌انبازهائی‌)  شریک  پروردگار  خود  می‏‎کنند!  (‌و  از  نو  دچار  غفلت  و  غرور  و  بت‌پرستی  و  شرور  می‌شوند!)‌.  بگذار  نعمتهائی  را  که  بدیشان  داده‌ایم  ناسپاسی  کنند  و  (‌رفع  مشکلات  و  دفع  مضرات  را  نادیده  گیرند.  ای  کافران  چند  روزی  از  این  متاع  دنیا)  بهره‌مند  شوید  (‌و  لذت  ببرید،  عاقبت  کفر  و  سرانجام  کارتان  را)  خواهید  دانست‌.

یزدان  جهان  دستور  داده  است‌که  مردمان  دو  خدا  را  نپرستند.  بلکه  خدا  یک  خدا است  و  دومی  ندارد.  تعبیر  قرآنی  شیوه  تقریر  و  تکرار را  در پیش  ميگیرد  و  پس  از  واژه  «‌الهين‌:  دو  خدا»  واژه  «‌اثنین‌:  دو  تا»  را  ذکر  می‌کند،‌و  به  دنبال  نهی‌،  ادات  ح