 يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا).    

یا  اگر  بخواهد  کشتیها  را  به  خاطر  کارهائی  که  سرنشینان  آنها  مرتکب  شده‌اند،  نابود  می‌سازد.

کشتیها  را  درهم  می‌شکند  یا  آنها  را  غرق  می‌کند  به  سبب‌گناهان  و  بزهکاریهائی‌که  مردمان  مرتکب  می‌شوند،  و  به  علت  سرکشیها  و  نافرمانیها  و مخالفتهائی  که  آنان  با  ایمانی  می‌ورزند که  جمـلگی  آفریدگان  -  بجز  برخی  از  آدمیزادگان  -  بدان  متدین  و  بر  آن  هستند!

(وَيَعْفُ عَن كَثِيرٍ).  

و  از  بسیاری  گذشت  می‌کند  (‌و  مردمان  زیادی  را  می‌بخشد  و  از  مجازاتهای  بسیاری  از  گناهان  ایشان  صرف  نظر  می‌کند) .

یزدان  مردمان  را  در  برابر  همه‌ گناهانی‌که  مرتکب  می‌شوند  گرفتار  نمی‌کند  و کیفرشان  نـمی‌دهد.  بلکه  بزرگواری  می‌فرماید  و  از  بسیاری  از  بزهکاریهایشان  صرف  نظر  می‌کند  و  عفوشان  می‌نماید.

 ( وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ (35) .

(خداوند  چنین  می‌کند  تا  مومنان  عبرت  گیرند)  و  تا  کافرانی  که  به  مخالفت  آیات  برمی‌خیزند  وآنها  را  نمی‌پذیرند  بدانند  که  هیچ  گریزگاه  و  پناهگاهی  (‌از  دست  عذاب  خدا)  ندارند  (‌و  پیوسته  در  دسترس  قدرت  اویند)‌.  اگر  خدا  بخواهد  ایشان  را  در  برابر  عذاب  خود  شق  و  رق  نگاه  می‌دارد،  وکشتیهایشان  را  درهم  می‏شکند  و  نابود  می‌نماید،  و  آنان  راه  نجاتی  پیدا  نمی‌کنند!

بدین  منوال  یزدان  سبحان  به  مردمان  می‌فهماندکه  هرچه  از  دارائیها  وکالاهای  زندگی  این  دنیا  دارند،  همه  در  معرض  نیستی  و  نابودی  هستند.  هیچ  چیزی  ثابت  و  برجای  نمی‌ماند  مگر  پيوند  و  ارتباط  مطمئن  و  مورد  اعتمادی‌که  مردمان  با  یزدان  دارند.

*
سپس‌گام  دیگری  را  به  جلو  برمی دارد،  و  مردمان  را  مطلع  می‌نمایدکه  هرچه  در  این  زمین  از  اولاد  و  اموال  و  غیره  بدیشان  داده  شده  است  موقت  و گذرا  است  و  در  وقت  مشخص  از  زندگی  این  دنیا  رخت  سفر  برمی‌بندد  و  می کو‌چد.  چیزهای  ارزشمند  باقی  و  جاویدی‌که  خدا  آنها  را  برای‌کسانی  می‌اندوزد  و  ذخیره  می‌کندکه  ایمان  می‌آورند  و  بر  پروردگارشان  توکل  می‌نماید،  در  حقیقت  قیمتی  و  دارای  ارج  و  بهایند.  آنگاه  ادامه  می‌دهد  و  روند  سخن  را  به  درازا  مـی‌کشاند  و  صفات  همچون  مومنانی  را  مشخص  و  معین  می‌نماید،  به‌گونه‌ای ‌که  ایشان  را  از  دیگران  ممتاز  و  جدا  می‌سازد،  و  آنان  را  به  عنوان  ملتی‌که  دارای  ویژگیها  و  نشانه‌های  خاص  خو‌د  است  معرفی  می‌گرداند:

 (فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (36) وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ (37) وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (38) وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ (39) وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (40) وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ (41) إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ (42) وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (43) 

آنچه  به  شما  داده  شده  است‌،  متاع  (‌زودگذ‌ر  و  فناپذیر)  زندگی  دنیا  است  (‌و  در  اصل  برق  جهان‌،  شعله‌ای  در  برابر  باد،  حبابی  بر  سطح  آب‌،  و  غباری  در  مسیر  طوفان  است‌)‌.  ولی  آنچه  (‌از  پاداشها  و  مواهبی  که‌)  نزد  خدا  است  بهتر  و  پایدارتر  برای  کسانی  است  که  ایمان  آورده  باشند  و  بر  پروردگارشان  توکل  کرده  باشند.  و  کسانیند  که  از  گناهان  بزرگ،  و  اعمال  بسیار  زشت  و  ناپسند  می‌پرهیزند،  و  هنگامی  که  خشمناک  می‌کردند  (‌زمام  اختیار  از  دست  نمی‌دهند  و  پرت  و  پلا  نمی‏‎گویند  و  آلوده‌ي  گناه  نمی‌شوند،  و  بلکه  نفس  خود  را  مهار  می‌کنند  و  به  خشم  آورندگان  را)  می‌بخشند.  و  کسانیند  که  دعوت  پروردگارشان  را  پاسخ  می‌گویند،  و  نـماز  را  چنان  که  باید  می‌خوانتد،  و  کارشان  به  شیوه‌ي  رایزنی  و  بر  پایه‌ي  مشورت  با  یکدیگر  است‌،  و  از  چیزهائی  که  بدیشان  داده‌ایم  (‌در  کارهای  خیر)  صرف  می‌کنند.  و  کسانیند  که  اگر  ستمی  بدیشان  شد،  خـویشتن  را  یاری  می‌دهند  (‌و  زیر  بار  ظلم  نمی‌روند.  ولی  از  آنجا  که  یاری  کردن  نباید  از  مسیر  مساوات  و  عدالت  خارج  شود  و  به  انتقامجوئی  و  کینه‌توزی  و  تجاوز  از  حذ  منتهی  گردد،  باید  توجه  داشته  باشند  که‌)  کیفر  هر  بدی‌،  کیفری  همسان  آن  است‌.  اگر  کسی  (‌به  هنگام  قدرت‌،  برای  هدایت  گمراهان  و  استحکام  پیوندهای  اجتماعی  از  بدکار)  گذ‌شت  کند  (‌و  میان  خود  و  میان  او)  صلح  و  صفا  به  راه  اندازد،  پاداش  چنین  کسی  با  خدا  است‌.  خداوند  

قطعاً  ظالمان  را  دوست  نمی‌دارد.  بر  کسانی  که  پس  از  ستمی  که  بر  آنان  رفته  است  انتقام  می‏‎گیرند،  (‌و  برابر  تعدی  و  ظلمی  که  بدیشان  شده  است‌،  خصم  را  سرکوب  می‌سازند)  عتاب  و  عقابی  نیست‌.  بلکه  عتاب  و  عقاب  متوجه  کسانی  است  که  به  مـردم  ستم  می‌کنند  و  در  زمین  به  ناحق  سرکشی  می‌آغازند.  چنین  کسانی  دارای  عذاب  دردآور  و  دردناکی  هستند.  کسی  که  (‌در  برابر  ظلم  دیگران‌)  شکیبائی  کند  و  (‌زمام  اختیار  را  از  دست  ندهد،  و  بـا  وجود  قدرت‌،  از  ستمگر)  درگذرد  (‌ولی  بداند  که  این  عمل  باعث  گستاخی  ظالم  نمی‏گردد،  این  کار  او)  از  زمره‌ي  کارهائی  است  که  باید  برآن  عزم  را  جزم  کرد  و  بر  آن  ماندگار  شد.

در  این  سوره  قبلاگذشت‌که  قرآن  حالت  بشری  را  به  تصـویر  می‌کشد،  بدان‌گاه‌که  اشاره  می‌کند  به‌کسانی  از  اهل‌کتاب‌که  اختلاف  ورزیده‌اند  و  تفرقه  در  پیش  گرفته‌اند،  بعد  از  آن  که  علم  و  آگاهی  پیدا  کرده‌اند.  اختلاف  و  تفرقه‌ي  ایشان  هم  به  سبب‌ ظلم  و  ستم  بوده  است  نه  به  علت  جهل  و  نادانی  و  ناآگاهی  ازکتابی‌که  خدا  برایشان  نازل  فرموده  است‌،  و  نه  به  علت  عدم  اطلاع  آنان  از  برنامه  ثابت  و  استواری  که  از  روزگار  نوح  تا  به  روزگارابراهیم  و  موسی  و  عیسی  -‌علیـهـم  صلوات  الله  -  ادامه  داشته  است  و  بردوام  بوده  است‌.  قرآن  همچنین  اشاره  می‌کند  به  این‌که‌کسانی  پس  از  چنان  اشخاصی  که  اختلاف  ورزید‌ه‌اند  و  راه  تفرقه  پوئیده‌اند،‌کتاب  را  به  ارث  برده‌اند  ولی  بدان  یقین  و  اطمینان  نداشته‌اند  و  