  هـم  آگاه‌تر  از  ما  به  معنی  و  مفهوم  واقعی  است‌.[4]

به  هر  حال  یزدان  جهان  به  مردمان  تذکر  می‌دهد  -‌در  جلو  صحنه‌ي  باغهای  بهشت  و  مژده‌ها  -‌که  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم   در  برابر  چیزی  از  اینها  از  ایشان  پاداش  و  مزدی  نمی‌خواهد،  هرچندکه  دلالان  و  راهنمایان  در  برابر  چيزهای  بسیارکوچک‌تر  و  ناچيزتر  از  اینها  پاداش  و  مزدکلانی  دریافت  می‌دارند!  ولیکن  فضل  یزدان  سبحان  در  حق  بندگان  بر  آن  است‌که  با  ایشان  حساب  و کتاب  تجارت  و  بازرگانی  را  نداشته  باشد،  و  حساب  وکتاب  عدل  و  عدالت  را  نیز  مراعات  نفرماید،  بلکه  حساب  و  کتاب  بخشندگی  و  بزرگواری  را  با  ایشان  ملحوظ  نماید:   

 ( وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً).  

هرکس  کار  نیکی  انـجام  دهد،  بر  نیکی  عمل  او  می‌افزائیم  (‌و  دست  کم  یک  خوبی  را  ده  خوبی  بشمار  می‌آوریم‌)‌.  تنها  مساله‌ي  دریافت  نکردن  پاداش  و  مزد  نیست‌.  بلکه  افزایش  و  فزونی  و  لطف  وکرم  نیز  در  میان  و  بر  سر  آن  است  .  .  .گذشته  از  همه‌ي  اینها  مغفرت  و  آمرزش  و  شکر  و  سپاس  هم  وجود  دارد:

 (إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ).  

خداوند  آمرزگار  و  شکرگزار  است  (‌و  گناهان  بندگان  رامی‌بخشد  و  کارهای  خوبشان  را  به  بهترین  وجه  پاداش می‌دهد).

خداوند  می‌بخشاید  و  می‌آمرزد. گذ‌شته  از  این‌،  خداوند  شکرگزاری  هم  می‌کند ...  شکر  چه‌کسی  را  می‌گوید؟  شکر  بندگان  خود  را  می‏‎گوید.  در  حالی‌که  خودش  به  بندگانش  توفیق  نیکی  و  نیک‌کاری  را  داده  است‌.گذشته  از  این‌،  خدا  حسنات  و  خوبیهایشان  را  فزونی  می‏بخشد،  و  سیبات  و  بدیهایشان  را  می‌آمرزد  و  مورد  عفو  قرار  می‌دهد.  افزون  بر  ایـن  و  بر  آن‌،  از  ایشان  هم  سپاسگزاری  می‌کند ...  وای  چه  فضل  و فیضی‌ که  انسان  از  ورانداز کردن  آن  درمانده  و  ناتوان  است‌،  چه  رسد  به  این‌که  شکر  آن  را  بتواند  و  سپاس  آن  را  به  تمام  وکمـال به انجام  برساند!

 آن گاه  به  سوی  سخن  از  آن  حقیقت  نخستین  برمی‌گردد: (أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (24)   

آیا  می‌گویند:  (‌محمد)  بر  خدا  دروغ  و  افتراء  بسته  است  (‌و  خدا  بدو  چیزی  وحی  نکرده  است  و  زائیده‌ي  اندیشه‌ي  خود  را  به  او  نسبت  داده  است‌؟‌)‌.  اگر  خدا  بخواهد  بر  دل  تومهر  می‌نهد  (‌و  قدرت  حفظ  آیات  خود  را  از  تو  می‌گیرد)‌.  خداوند  با  سخنان  (‌قرآنـی‌)  خود  باطل  را  از  میان  برمی‌دارد و  حق‌را  پابرجا  می‌دارد.  مسلمّاً‌ او  بسیار  آگاه  از  همه‌ي  چیزهائی  است  که  در  درون  سینه‌ها  است‌.

در  اینجا  به  واپسین  شبهه‌ای  می‌پردازدکه  موضعگیری  خود  را  با  آن  در  برابر  وحی  آسمان  تعلیل  و  توجیه  می‌کردند،  آن  وحی‌ که  از  سرچشمه  و  سرشت  و  هدف  آن  در  چرخشها  و گردشهای‌گذشته  سخن  به  میان  آورده  ا‌ست‌:

 (  أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً؟).  

آیا  میگویند:  (‌محمّد)  بر  خدا  دروغ  و  افتراء  بسته  است  (‌و  خدا  بدو  چیزی  وحی  نکرده  است  و  زائیده‌ي  اندیشه‌ي  خود  را  به  او  نسبت  داده  است‌؟‌).

آیا  آنان  به  همین  خاطر  محمّد  صلی الله علیه و سلم  ‌را  تـصدیق  نمی‌کنند؟  به  همین  خاطرکه  ایشان‌گمان  می‏‎برند  بدو  وحی  نگردیده  است‌،  و  از  سوی  خدا  چیزی  بدو  نرسیده  است‌؟

ولی  این  سخن  پذیرفتنی  نیست‌.  چه  خداکسی  را  رها  نمی‌سازد  بیاید  و  ادعاء ‌کند که  خدا  بدو  وحی‌ کرده  است  و  پیام  داده  است‌،  در  حالی‌که  بدو  چیزی  وحی  نشده  باشد.  خدا  می‌تواند  بر  دل  محمد  صلی الله علیه و سلم  مهر  نهد،  و  دیگر  نتواند  زبان  به  قرآنی  بسان  این  قرآن  بگشاید  و  آن  را  قرائت  و  بیان  نماید.  خدا  می‌تواند  پرده  از  باطلی  برداردکه  او  ادعای  آن  را  دارد،  و  اصلا  باطل  را  محو  کند  و  اثری  از  آن  برجای نگذارد،  و  حق  را  به  دنبال  آن  نمایان  گرداند  و  استوار  و  پایدارش  نماید:

 (فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ ).  

اگر  خدا  بخواهد  بر  دل  تو  مهر  می‌نهد  (‌و  قدرت  حفظ  آیات  خود  را  از  تو  می‌گیرد)‌.  خداوند  با  سخنان  (‌قرآنی‌)  خود  باطل  را  از  میان  برمی‌دارد  و  حق  را  پابرجا  می‌دارد.

بر  خداوند  چيزی  نهان  نبوده  است  از  آنچه  در  دل  محمّد  صلی الله علیه و سلم   درگشت  وگذار  بوده  است  پیش  از  این  که  آن  را  بگو‌ید:

 (إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ).  

مسلماً  او  بسیار  آگاه  از  همه‌ي  چیزهائی  است  که  در  درون  سینه‌ها  است‌.

پس  این  شبهه‌،  بیجا  و  بی‌اساس  است‌،  و  ادعائی  است‌که  مخالف  است  با  علم  و آگاهی خدا  از  رازها  و  نهانیها،  و  با  قدرت  خدا  بر  انجام  هرچه‌که  بخواهد  و  اراده  فرماید،  و  با  قانون  و  سنت  خدا  در  ماندگار کردن  حق  و  از  میان  بردن  باطل...  در  این  صورت  این  وحی  و  پـیام  حق  است‌،  وگفتار  محمّد  صلی الله علیه و سلم    راست  و  درست  است‌.  آنچه  افتراء  است  و  به  ناروا  از  زبان  خداگفته  می‌شود،  جز  پوچ  و  ستم  و گمراهي  نیست  .  .  .  بدین‌وسیله  موقتاً  سخن  از  وحی  به  پایان  می‌آید،  و به  دنبال  این  قرار  و  مدار  ایشان  را  به  چرخش  وگردش  دیگری  می‏‎برد.
----------------------------------------------------------
 [1] تاکنون  ١٢٣  میلیارد کهکشان ‌کشف  گردیده  است‌.  (‌مترجم‌)   
 [2] صفحه  ٢٢  چاپ  دوم‌.  
[3]  ترجمه EMOTION  AS  THE  BASIS  OF  CIVLISATION. 
[4]  ‌به  نظر  اینجانب  معنی  (إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)    چنین  است‌:  مگر  شور و  شوق‌ تقرب‌ به  خدا  با  انجام  حسنات‌ و  دوری ‌از  سیئات‌.  یعنی  آنچه‌از  شما  می‌خواهم  در  پیش گرفتن  راه  خدا  است  (‌نگا:  فرقان/57) .  (‌مترجم)‌<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:402.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:403.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:404.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:405.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:406.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي شوري آيه‌ي 53-25

وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ (25) وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ (26) وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ (27) وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ (28) وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ و