  از  آتشم‌،  بهترازآدمم‌!  عالی  برای‌دانی  چگونه  تعظیم  کند؟‌!)‌.  شیطان  گفت‌:  به  من  بگو  كه  آیا  این  همان  کسی  است  كه  او  را  بر  من  ترجیح  و  گرامی  داشته‌ای‌؟‌!  (‌جای  تعجب  است‌)‌.  اگر  مرا  تا  روزقیامت  زنده  بداری‌،  فرزندان  او  را  همگی  جز  اندکی  (‌با  گمراهی‌)  نابود  می‌گردانم  (‌و  لگام  وسوسه  را  به  دهانشان  می‌زنم  و  به  جاده  خطا  و  گناهشان  می‌کشانم‌)‌.  خدا  فرمود:  برو!  (‌تا  روز  رستاخیزبه  تومهلت  داده  می‌شود  و  هرچه  می‌خواهی  بکن‌.  آدمیزادگان  از  عقل ‌واراده  برخوردارند)  کسانی  که  از  ایشان  از  تو  پیروی  کنند،  دوزخ  سزای  شما  (‌اهریمن  و  آنان‌)  است  و  سزای  فراوان  و  بی‌نقصانی  است‌.  و  بترسان  و  خوار  گردان  با  ندای  (‌دعوت  به  معصیت  و  وسوسه‌)  خود  هر  کسی  از  ایشان  را  که  توانستی،  و  لشکر  سواره  و  پیاده  خود  را  بر  سرشان  بشوران  و  بتازان  (‌و  همه  تلاش  خویش  را  برای  شکست  دادن  و  گول  زدن  ایشان  به‌کار  گیر)  و  در  اموال  آنان  (‌با  تشویق  و  تحریکشان  برای  کسب  آن  از  حرام  و  صرف  آن  در  حرام‌)  و  دراولاد  ایشان  (‌با  گول  زدن  اولیاء  و  رهنمود  فرزندانشان  به  کفر  و  فساد  در  پرتو  تربیت  نادرستشان‌)  شرکت  جوی‌،  و  آنان  را  (‌به  نبودن  حساب  و  کتاب  و  بهشت  و  دوزخ‌،  یا  به  شفاعت  خدایان  و  بتان  و  بزرگواری  خاندان  و  غیره‌)  وعده  بده  (‌و  بفریب‌)‌،  و  وعده  شیطان  به  مردمان  جز  نیرنگ  و  گول  نیست‌.  بی‏گمان  سلطه‌ای  بر  بندگان  (‌مخلص  و  مومن‌)  من  نخواهی  داشت‌،  و  همین  كافی  است  که  (‌ایشان  در  پناه  خدایند  و)  پروردگارت  حافظ  و  پشتیبان  (‌این  چنین  بندگان‌)  است‌.

روند  قرآنی  پرده  از  اسباب  و  علل  اصلی ‌گمراهی  گمراهان  به‌کنار  می‌زند،  و  این  صحنه  را  در  اینجا  نشان  می‌دهد  تا  مردمان  را  حذر  دارد  و  بترساند،  مردمانی  که  خودشان  بر  اسباب  و  علل‌گمراهی  اطلاع  دارند‌،  و  ابلیس  را  می‌بینندکه  دشمن  ایشان  و  دشمن  پدر  ایشان  است  آنان  را  تهدید  به  سرگشتگی  کند  و  با  پافشاری  پيشین  وکهن‌گمراهي ایشان  را  خواستار  می‌شود.

«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا »  .

زمانی  (‌را  یادآور  شو)  که  ما  به  فرشتگان  گفتیم‌:  برای  آدم  کرنش  کنید.  فرشتگان‌جملگی  کرنش  کردند  مگر  ابلیس  (‌که  از  جنیان  بود  و  در  میان  فرشتگان  قرار  داشت‌.  او  که  نمونه  کامل  استکبار  بود)  گفت‌:  آیا  برای  کسی  کرنش‌کنم  که  اورا  ازگل  آفریده‌ای‌؟‌.

این  هم  حسادت  ابلیس در  حق  آدم  است‌.کل  را  ذکر  می‌کند،  ولی  دمیدن  جان  متعلق  به  یزدان  در  این‌گل  را  از  یاد  می‌برد!

ابلیس  ضعف  این  آفریده  و  آمادگی  او  را  برای‌گمراهی  عرضه  می‌کند  و  مغرورانه  می‌گوید:

« أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ ؟  »  .

به  من  بگو  که  آیا  این  همان  کسی  است  که  او  را  بر  من  ترجیح  وگرامی  داشته‌ای‌؟  (‌جای  تعجب  است‌)‌.

آیا  چنین  آفریده‌ای  را  می‌بینی‌که  او  را  گرامی‌تر  و  بزرگوارتر  از  من  در  پیشگاه  خود کرده‌ای‌؟
«لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلا قَلِيلا »٠

اگر  مرا  تا  روز  قیامت  زنده  بداری‌،  فرزندان  او  را  همگی  جز  اندکی  (‌با  گمراهی‌)  نابود  می‌گردانم  (‌و  لگام  وسوسه  را  به  دهانشان  می‌زنم  و  به  جاده خطا  و  گناهشان  می‌کشانم)‌.

بر  آنان  چیره  می‌گردم  و  ایشان  را  احاطه  ميکنم  و  زمام  اختیارشان  را  به  دست  می‌گیرم  و  ایشان  را  به  قبضه  قدرت  خود  درمی‌آورم  و  هرگونه‌که  بخواهم‌کار  و  بارشان  را  می‌چرخانم‌.

ابلیس  غافل  از  این  است‌که  انسان  دارای  استعداد  خیر  و  هدایت  است  همان‌گونه‌که  دارای  استعداد  شروگمر‌اهي  است‌.  غافل  از  این  است  این  آفریده  حالا تی   برایش  پیش  می‌آیدکه  با  خدا  ارتباط  پیدا  می‌کند  و  بالا  می‌رود  و  اوج  می‌گیرد  و  از  شر  وگمراهی  مصون  و  محفو‌ظ  می‌گردد.  غافل  از  این  است‌که  این  مزیت  انسان  است  و  او  را  از  سرشت  یگانه‌ای  جدا  می‌سازدکه  همه  موجودات  دیگر  -  آن  سرشته  شده‌اند  و  به  طور  اتوماتیک  و  بدون  اراده  راهی  را  درپیش  می‌گیرند  و  جز  این  راه  را  نمی‌شناسند  و  نمی‌روند.  اراده  و  اختیار  راز  این  آفریده  شگفت‌انگیز  است‌.از  اینجا  به  بعد  چرخش  وگردش  دیگری  پیرامون  حقیقت  نخستین  می‌آغازد:
(أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (21) تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ (22)‏ ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور) ‌.

شاید  آنان  انبازها  و  معبودهائی  دارند  که  برای  ایشان  دینی  را  پدید  آورده‌اند  که  خدا  بدان  اجازه  نداده  است  (‌و  از  آن  بی‌خبر  است‌؟‌)‌.  اگر  این  سخن  قاطعانه  و  داورانه‌ي  (‌خدا،  مبنی  بر  مهلت  کافران  و  تاخیر  قیامت  تا  وقت  معین  آن‌)  نبود،  میانشان  (‌با  اهلاک  کافران  و  ابقاء  مومنان‌)  داوری  می‌کردید  (‌و  دستور  عذاب  دنیوی  یا  اخروی  صادر  می‌کشت  و  مجالی  بـه  کافران  نمی‌داد.  در  عین  حال  آنان  نباید  این  حقیقت  را  فراموش  کنند  که‌)  قطعاً  ستمگران  عذاب  دردناکی  دارند.  ستمکاران  (‌کفرپیشه‌)  را  (‌در  روز  قیامت‌)  خواهی  دید  که  از  (‌کیفر)  کارهائی  که  کرده‌اند  سخت  بیمناکند،  ولی  (‌عذاب  و  عقاب‌)  آن  حتماً  ایشان  را  فرو  می‏‎گیرد،  و  کسانی  را  خواهی  دید  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شـایسته  کرده‌اند،  در  باغهای بهشت  بسر  می‌برند  و  هرچه  بخواهند  نزد  پروردگارشان  برایشان  فراهم  است‌.  واقعاً  فضل  بزرگ  و  لطف  سترگ  این  است‌.  این  همان  چیزی  است  که  خداوند  بندگان  خود  را  بدان  نوید  می‌دهد،  بندگانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  کرده‌اند.  بگو:  در  برابر  آن  (‌همه  نعمت  که  در  پرتو  دعوت  اسلام  به  شما  خواهد  رسید)  از  شما  پاداش  و  مزدی  نمی‌خواهم  جز  عشق  و  علاقه‌ي  نزدیکی  (‌به  خدا)  را  (‌که  سود  آن  هم  عائد  خودتان  میگردد)‌.  هرکس  کار  نیکی  انجام  دهد،  بر  نیکی  عمل  او  می‌افزائیم  (‌و  دست  کم  یک  خوبی  را  ده  خوبی  بشمار  