ه  و  معجزه  درمی‌رسد.

این  تجارب  بشری  مقتضي  بوده  است‌که  واپسین  رسالت  همراه  با  خوارق  عادات  و  معجزات  نبوده  است‌.  چون  این  رسالت‌،  رسالت  همگی  نسلهای  آینده  است  نه  رسالت  نسلی‌که  آن  را  می‏‎بیند  و  با  آن  معاصر  می‌گردد.  همچنین  از  آنجاکه  این  رسالت‌،  رسالت  راهیابی  بشری  است‌،  با  درک  و  شعو‌ر  انسانها  در  نسلهای  پیاپی  سخن  می‌گوید،  و  برای  درک  و  شعو‌ر  انسانها  احترام  قائل  می‌شود،  درک  و  شعو‌ری‌که  انسانها  انسانیت  خود  را  با  آن  تشخیص  می‌دهند،  و  به  خاطر  آن  یزدان  سبحان  بشر  را  بر  بسیاری  از  آفریدگان  خود  ترجیح  و  برتری  داده  است‌.امّا  خوارق  عادات  و  معجزاتی‌که  برای  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  روی  داده  است‌که  نخستین  آنها  خارق‌العاده  و  معجزه  معراج  است‌،  خارق‌العاده  و  معجزه‌ای  بشمار  نیامده  است  که  برای  تصدیق  کردن  رسالت  و  ایمان  آوردن  بدان  روی  داده  باشد.  بلکه  برای  آزمایش  مردمان  بوده  است  و  بس.

«وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلا طُغْيَانًا كَبِيرًا »  ٠

زمانی  (‌را  به  یاد  آور  ای  پیغمبر  که‌)  به  تو  گفتیم‌٠  پروردگارت  احاطه  کامل  به  مردم  دارد  و  (‌از  وضع  آنان  کاملا  آگاه  است‌.  پس  بیباکانه  دعوت  خود  را  برسان  و  بدان  كه‌)  ما  دیداری  را  که  (‌در  شب  معراج‌)  برای  تو  میسر  کردیم  و  درخت  نفرین  شده  (‌زقوم  را  که  در  ته  دوزخ  می‌روید  و  خوراک  بزهکاران  است  و  مذکور)  در  قرآن‌،  جز  وسیله  آزمایش  مردمان  قرار  نداده‌ایم‌.  ما  ایشان  را  (‌با  مخاوف  دنیا  و  آخرت‌)  بیم  می‌دهیم‌،  ولی  چیزی  بر  آنان  جز  طغیان  و  عصیان  فراوان نمی‌افزاید.

پس  از  واقعه معراج  بعضی  ازكسانی‌كه  به  پیغمبر  (ص)‌ایمان  آورده  بودند  ازدین  برگشتند  و  مرتد  شدند.  ولی  بعضی  هم  ثابت‌قدم  ماندند  و  بر  یقین  و  اطمینان  خود  افزودند.  بدین  جهت  مشاهده  و  د‌یداری  که  در  شب  معراج  خدا  برای  بنده  خود  میسر  ساخت‌،  تنها  «‌برای  آزمایش  مردمان‌«  و  امتحان  ایمان  ایشان  بود.  جنبه  احاطه  مردمان  از  سوی  یزدان‌،  وعده‌ای  بودکه  خداوند  منان  به  پیغمبر  خود  (ص)‌داده  بود،  وعده یاری‌کردن  و  پیروزگرداندن‌،  و  حفاظت  و  صیانت  او  از  این‌که  مردمان  بتوانند  به  سوی  وی  دست‌درازی‌کنند  و  او  را  بکشند.

خدا  ایشان  را  از  وعده  خود  به  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  خبر  می‌دهد،  و  آنان  را  آگاه  می‌سازد  از  مشاهد‌ه  و  دید‌ار صادقانه‌ای‌که  در  معراج  پیش  آمده  است‌.  از  جمله  برایشان  ازدرخت  زقوم  سخن  می‌گوید،  درخت  زقومی  که  تکذیب‌کنندگان  را  از  آن  می‌ترساند.  آنان  معراج  را  تکذیب‌کردند  و  درخت  زقوم  را  به  بازیچه‌گرفتند،  تا  آنجاکه  ابوجهل  ریشخندكنان  گفت‌:  خرما  وکره  برایمان  بیاورید.  خرما  را  باکره  می‌خورد  و  می‌گفت‌:

(‌تزقموا  فلا  نعلم‌الزقو‌م غيرهذا !)‌[1]

لقمه  بچینید،  چه  طعام  را  جز  این  نمی‌دانیم‌!.

خوارق  عادات  و  معجزات  با  اینگونه  مردمان  چه  می‌کرد‌،  اگر  خوارق  عادات  و  معجزات  نشانه  صدق  رسالت  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم می‏بود،  آن‌گونه‌که  نشانه  رسالتهای  پیش  از  رسالت  اسلام  بوده  است  و  اعجاز  پیغمبران  بشمار  آمده  است‌؟  آن  کسانی  که  خارق‌العاده  معراج  بر  ایمانشان  نیفزود،  و  ترساندن  با  درخت  زقوم  نیز  جز  طغیان  زیاد  و  سرکشی  فراوان  چیزی  بهره  ایشان  ننمود.

خداوند  مقدر  نفرموده بودکه  با  عذاب  یزد‌ان  هلاک  و  نابود  شوند.  این  است  که  خارق‌العاده‌ای  را  برای  ایشان  تهیه  ندیده  است  و  بدیشان  ننموده  است‌.  چه  اراده  یزدان  بر  این  قرارگرفته  است‌که  تکذیب‌کنندگان  خوارق  عادات  و  معجزات  را  نابود  سازد  وكار  ایشان  را  بسازد.  امّا  قریش  بدیشان  مهلت  و  فرصت  داده  شده  است‌،  و  بسان  اقوام  نوح  و  هود  و  صالح  و  لوط  و  شعیب‌،  به  عذاب  ریشه‌کن‌کننده  و  از  میان  برنده‌گرفتار  نیامده‌اند.  در  میان  تکذیب‌کنندگان  قریش  بعضی  بعدها  ایمان  آوردند  و  از  سربازان  راستین  اسلام‌گردیدند.  از  برخی  از  ایشان  هم  فرزندان  مومن  راستینی  متولدگردیدند.  قرآن  معجزه  جاویدان  اسلام‌کتاب‌گشوده‌ای  برای  نسلی‌که  همعصر  با  محمّد  صلي الله عليه و آله و سلم  بوده‌اند،  و  برای  نسلهای  بعد  از  او،  پیوسته  برجای  بوده  است  و  بر‌جای  خواهد  ماند.  به  پیغمبر  (ص)‌ایمان  آورده‌اند  و  اینان  می‌آورندکسانی‌که  او  را  ندیده‌اند  و  معاصر  با  او  نبوده‌اند  و  به  خدمت  اصحاب  و  یارانش  هم  نرسیده‌اند.  تنها  قرآن  را  خوانده‌اند  و  می‌خوانند  یا  باکسی  همدم  شده‌اند  و  همدم  می‌شوند که  قرآن  را  خوانده‌اند  و  میخوانند.  این  قرآن‌کتاب‌گشوده‌ای  برای  نسلهای  پیاپی  تا  دامنه  قیامت  می‌ماند.  کسانی  بدان  ایمان  ميآورندکه  هنوز  دردل  غیب  هستند  و  پای  به  جهان  نگذاشته‌اند.  در  میان  آنان‌کسانی  پیدا  میگردندکه  ایمان  محکم‌تر  و  عمل  اصلاح گر‌انه‌تری  خواهند  داشت‌،  و  برای  اسلام  سودمندتر  از  بسیاری  ازکسانی  خواهند  بودکه  جلوتر  از  ایشان  زیسته‌اند.

*
در  پرتو  مشاهده  و  دیداری‌که  پیغمبر  (ص)‌داشته  است  و  در  آن  برجهانهائی  اطلاع  پیداکرده  است‌،  و  درخت  زقومی  را  دیده  است‌که  پیروان  اهریمنان  از  آن  تغذیه‌می‌کنندو  می‌خورند،‌صحنه  ابلیس‌ملعون  به  میان  می‌آیدکه  تهدید  می‌کند و  وعده  می‌دهدکه  گمراهان  را  فریب  خواهد  داد  و  از  راه  به  در  خو‌اهد  برد:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا (٦١)
قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلا قَلِيلا (٦٢)
قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا (٦٣)
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأمْوَالِ وَالأولادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلا غُرُورًا (٦٤)
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلا (٦٥)

زمانی  (‌را  یادآور  شو)  كه  ما  به  فرشتگان  گفتیم‌٠  برای  آدم  کرنش  کنید.  فرشتگان  جملگی  کرنش  کردند  مگر  ابلیس  (‌که  از  جنیان  بود  و  در  میان  فرشتگان  قرار  داشت‌.  او  که‌نمونه  کامل  استکبار  بود)  گفت‌:  آیا  برای  کسی  کرنش  کنم  که  او  را  ازگل  آفریده‌ای‌؟  (‌م