روتمندان  و  فقیران  را  می‌یابیم‌،  مطابق  با  اسباب  رزق  و  روزی متعلق  به  اوضاع  و  احوال  عمومی‌،  و  مطابق  با  استعدادها  و  آمادگیهای  خصوصی‌.  حال  و  وضع  خواستاران  مزرعه‌ي  آخرت  را  درست  به  همین  شکلی  می‌یابیـم‌.  در  این  زمین  هيچ‌گو‌نه  اختلافی  میان  دوگروه  در  امر  مساله‌ي  رزق  و  روزی  نیست‌.  بلکه  اختلاف  و  امتیاز  در  آنجا  پدیدار  می‌آید.  این‌کدام  احمقی  است‌که  مزرعه‌ي  آخرت  را  رها  سازد،  در  صورتی‌که  رهاسازی  مزرعه‌ي  آخرت  چیزی  از  کار  و  بار  این  زندگی  را  تغییر  نمی‌دهد؟‌ا

در  نهایت‌، ‌کار  و  بار  به  حق  و  حقیقت  و  معیار  و  مقیاس  مرتبط  می‏‎گردد  و  پيوند  می‌خورد،  حق  وحقیقت  و  معیار  و  مقیاسی‌ که ‌کتاب  از  سوی  خدا  توام  با  آنها  نازل  گردیده  است‌.  تاثیر  حق  و  حقیقت  و  دادگری  و  عدالت‌،  در  تعیین  مقدار  رزق  و  روزی  جملگي  زندگان،  و  در  افزایش  مزرعه‌ي  آخرت  برای  کسانی‌که  آن  را  بخواهند،  و  در  محروم  شدن  و  بی‌بهره‌ گردیدن ‌کسانی‌که  مزرعه‌ي  دنیا  را  به  جای  مزرعه‌ي  آخـرت  در  روز  سزا  و  جزا  می‌خواهند،  پدیدار  و  آشکار  است‌.

*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5.xml">سوره‌ي نحل آيه‌ي 21-1</a><a class="folder" href="w:html:8.xml">سوره‌ي نحل آيه‌ي 50-22</a><a class="folder" href="w:html:12.xml">سوره‌ي نحل آيه‌ي 76-51</a><a class="folder" href="w:html:16.xml">سوره‌ي نحل آيه‌ي 89-77</a><a class="folder" href="w:html:19.xml">سوره‌ي نحل آيه‌ي 111-90</a><a class="folder" href="w:html:23.xml">سوره‌ي نحل آيه‌ي 128-112</a></body></html>سوره‌اي اسراء آيه‌ي 72-58

وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا (٥٨) وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلا تَخْوِيفًا (٥٩) وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلا طُغْيَانًا كَبِيرًا (٦٠) وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا (٦١) قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلا قَلِيلا (٦٢) قَالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَوْفُورًا (٦٣) وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأمْوَالِ وَالأولادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلا غُرُورًا (٦٤) إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلا (٦٥) رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا (٦٦) وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإنْسَانُ كَفُورًا (٦٧) أَفَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلا (٦٨) أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفًا مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا (٦٩) وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا (٧٠) يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلا (٧١) وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلا (٧٢)

درس  پیشین  به  پایان  آمد  با  بیان  این‌که  تنها  یزدان  یگانه  جهان  است ‌که  متصرف  در  سرنوشتهای  مردمان  است‌.  اگر  خواست  بدیشان  رحم  می‌کند  و  بر  ایشان  می‌بخشاید،  و اگر  خواست  آنان  را  عذاب  می‌دهد  و  به  کیفرشان  می‌رساند.  الهه  و  خداگونه‌هائی ‌که  بجای  خدا  آنها  را  به‌کمک  می‏‎طلبند  و  به  فریاد  می‌خوانند  به  هیچ‌وجه  نمی‌توانند  زیان  وضررو  بلا  و  مصیبت  را  از  ایشان  دفع‌کنند،  و  یا  به  سوی  دیگران  برگردانند.

هم‌اینک  روند  قرآنی  به  بیان  سرنوشت  نهائی  همگی  انسانها  می‌پردازد  -  بدانگونه‌که  خدا  در  علم  و  قضا  و  قدر  خود  برای  ایشان  مقدر  و  مقرر  داشته  است  -  این  سرنوشت  نهائی  این  است‌که  همه  اهالی  شهرها  و  آبادیها  بیش  از  روز  قیامت  می‌میرند  و  ویران  می‌گردند،  و  یا  این‌که  عذاب‌گریبانگیرکسانی  می‌گردد  که  سزاوار  عذاب  می‌شوند.  در  هر  دو  صورت  هیح  زنده‌ای  نیست  مگر  این‌که  می‌میرد  و  باقی  نمی‌ماند  و  به  زندگی  او  خاتمه  داده  می‌شود،  چه  با  مرگ  طبعيی  و  چه  با  نابودی  با  عذاب.

به  مناسبت  ذکر  عذابی  که‌گریبانگیر  برخی  از اهالی  شهرها  وآبادیها  می‏‎گردد،  روند  قرآنی  به  خوارق  عادات  و  معجزاتی  اشاره  می‌کندکه  پیش  از  نزول  عذاب  بر  دست  برخي از  پیغمبران  انجام‌گرفته  است‌.  این  خوارق  عادات  و  معجزات  نیز  قبل  از  رسالت  محمد (ص)‌صورت  پذیرفته  است  و  در  این  رسالت  جای  نداشته  است‌.  چون‌کسانی‌که  خوارق  عادات  و  معجزات  برای  ایشان  صورت ‌گرفته  است  و  آنها  را  نپذیرفته‌اند  و  با  وجود  وقوع  آنها  به  پیغمبران  وآئینهای  آسمانی  نگرویده‌اند،  هلاک  و  نابود ‌گردیده‌اند.  قرار  هم  نبوده  است‌که  امّت  محمّد  (ص)‌هلاک  و  نابودگردد،  و  لذا  خوارق  عادات  و  معجزات  مادی  انجام  نگرفته  است‌.  هنگامی‌که  در  میان‌گذشتگان  خوارق  عادات  و  معجزات  مادی  صورت گرفته  است‌،  برای  ترساندن  مردمان  بوده  ا‌ست  از  این‌که  اگر  نپذیرند  و  راهیاب  نگردند  هلاک  و  نابود  می‌شوند.   .

یزدان  شرمردمان  را  ازپیغمبر  (ص)‌به‌دورداشته  است  و  او  را  از  ایشان  محفو‌ظ  و  مصون  نموده  است‌.  مساله  معراج  پیش  می‌آید  و  خدا  مردمان  را  بدان  آزمایش  می‌نماید.  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  معراج  را  خارق‌العاده  و  معجزه‌ای  همچون  خوارق  عادات  و  معجزات  رسالتهای  پیشین  بشمار  نمی‌آورد.  مردمان  را  از  درخت  نفرین  شده  مذکور  در  قرآن‌،  یعنی  درخت  زقومی‌که  آن  را  در  