مت  بدیشان  نزدیک  است‌.  هنگام  فرارسیدن  قیامت‌،  حساب  و کتاب  از  روی  حقیقت  و  عدالت  صورت  می‌پذیرد،  حقیقت  و  عدالتی‌که  چیزی  در  آن  نادیده گرفته  نمی‌شود  و  هدر نمی‌رود.

روند  سخن‌،  موضعگیری  مومنان  و  موضعگیری غیرمومنان  را  در  قبال  قیامت  به  تـو پر  می‌کشد:

( يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ )

کسانی  که  به  قیامت  ایمان  ندارند،  در  فرارسیدن‌ آن  شتاب  می‌ورزند  (‌و  مسخره‌کنان  بیان  می‌دارند:  این  قیامتی  که  شما  میگوئید،  کی  خواهد آمد؟‌)‌.  و امّا  کسانی  که  ایمان  آورده‌انذ،  به  سبب  (‌اعتقاد  به‌ وقوع‌) ‌آن  در  خوف  و  هراسند  و می‌دانند  که  قیامت  حق  است  (‌و  چه  دیر  و  چه  زود  قطعاً  فرا می‌رسد).

کسانی‌ که  به  قیامت  ایمان  ندارند،  دلهایشان  هول  و  هراس  قیامت  را  احساس  نمی‌کند،  و  چیزی  را  نمی‌توانند  برآورد کنند  و  پیش  چشم  دارند که  در  قیامت  منتظر  ایشان  است‌.  این  است  جای  تعجب  نیست  اگر  آنان  در  فـرا رسیدن  قیامت‌ شتاب  بورزند و بیشرمی ‌و  یاوه‌سرائی  بکنند.  زیرا  ایشان  از  وضع  قیامت  در  پس  پرده‌اند  و چیزی  از آن  درک  و فهم ‌نمی‌کنند،  و ناآگاه ‌و  نفهم  هستند.  ولی ‌کسانی‌ که  ایمان  آورده‌اند  در  فرارسیدن  قیامت ‌گمانی  به  خو‌د  راه  نمی‌دهند  و  بد‌ان  یقین ‌کامل  دارند.  این  است‌که  آنان  می‌ترسند  و  می‌هراسند،  و  لرزان  و  بیمناک  در  انتظار  فرارسیدن  قیامت  بسر  می‏‎برند.  آخر آنان  می‌دانند  وقتی‌ که  قیامت  فرا می‌رسد  قیامت  چگونه  است  و  چه  چیز  در  آن  روی  می‌دهد  و  می‌شود.

قیامت  حق  است‌.  مومنان  می‌دانند که  قیامت  حق  است‌.  

میان  مومنان  و  میان  حـق  پيوند  و  ارتباط  است‌،  این  است  که  می‌دانند  قیامت  چیست  و  آن  وقت  چه  می‌شود که  قیامت‌ ‌برپا  می‌شود.

أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ

هان‌!  مسلمّاً  کسانی  که  نسبت  به  قیامت  شك  و  تردید  دارند،  در  گمراهی  سخت  ژرف  و  بسـیار  دور  (‌از  راستای  راه  رستکاری‌)  قرار  دارند.

در گمراهي  فرورفته‌اند  و  به  ژرفاهای  آن  رسیده‌اند.  دیگر  مشکل  است‌که  از  این‌گمراهی  ژرف  برگردند  و  به  در  آ‌یند.

روند  سوره  از  سخن  در  باره  آخرت  و  ترس  و هراس  از  آن‌،  یا  یاوه‌سرائی  و  بیشرمی  در  حق  آن‌،  منتقل  می‌شود  به  رزق  و  روزی‌ای ‌که  خدا  با  آن  بر  بندگان  خویش  می‌بخشاید  و  بزرگواری  می‌فرماید:

(اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ)

خداوند  نسبت  به  بندگانش  بسیار  لطف  و  مرحمت  دارد،  و  به  هرکس  که  خود  بخواهد  روزی  مـی‌رساند  (‌و  بدو  نعمت  فراوان  می‌دهد  و  خوبی  می‌کند)‌،  و  او  نیرومند  و  چیره  است  (‌و  قادر  بر  انجام  هر  کاری‌،  و  وفای  به  عهدها  و  وعده‌های  خویش  است)‌‌.

در  ظاهر  امر،  میان  این  حقیقت  و  آن  حقیقت‌،  فاصله  بسیار  است  و مناسبت  دور  بشمار است‌،  ولیکن  هنگامی  که  آیه‌ي  زير  خوانده  می‌شود،  فاصله  نزدیک  و  مناسبت  استوار است‌:

(مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ)

(‌گروهی  برای  آخرت  کشت  مـی‌کنند،  و  گروهی  برای  دنیا)‌.  هرکس  که  کشت  آخرت  را  بخواهد،  به  کشت  او  فزونی  و  برکت  می‌دهیم‌،  و  هرکس  که  کشت  دنیا  را  بخواهد،  مقداری  از  دنیا  بدو  می‌دهیم‌،  و  دیگر  در  آخرت  کم‌ترین  بهره‌ای  ندارد.

خداوند  دارای  لطف  و  مرحمت  بسیار  در  حق  بندگان  خود  است‌.  هرکه  را  بخواهد  رزق  و  روزی  می‌دهد.  به  خوب  و  بد،  و  به  مومن  و کافر  رزق  و  روزی  عطاء  می‌فرماید.  این  بندگان،  ناتوان‌تر  از  آن  هستندکه  بتوانند  به  خویشتن‌ کم‌ترین  رزق  و  روزی  برسانند.  خدا  بدیشان  زندگی  بخشیده  است  و  جان  به  پیکرشان  دمیده  است‌،  و  اسباب  و  ابزار  اولیه‌ي  زندگی  را  برایشان  تضمین  کرده  است  و  عهده‌دار  آن گرديده  است‌.  اگر  خدا  رزق  و  روزی  خود  را  از کافر  و  فاسق  و  بدکار  و  بزهکار  بازدارد،  آنان  نمی‌توانند  به  خویشتن  رزق  و  روزی  رسانند  و  از گرسنگي  و  برهنگی  و  تشنگی‌،  و  از  درماندگی  دستیابی  به  اسباب  و  ابزار  اولیه‌ي  زندگی  می‌میرند،  و  حکمت  خدا  در  زنده  نگاه  داشتن  آنان  و  دادن  فرصت  بدیشان  برای  این‌که  در  زندگی  دنیا کاری  بکنند که  در  آخرت  به  نفع  یا  به  زیانشان گرفته  شـود  تحقق  نمی‌یابد  و  پیاده  نمي‌شود.  بدین  سبب  رزق  و  روزی  را  از  دائره‌ي  خوبی  و  بدی  و  ایمان  و کفر  خارج  کرده  است‌،  و  آن  را  آویزه‌ي  اسباب  موصول  به  اوضاع  زندگی  عمومی‌،  و  مربوط  به  استعدادهای  خصوصی  نـموده  است‌،  و  آن  را  وسیله‌ي  آزمایش  و  آزمون ‌کرده  است‌.  به  مرد‌مان  برابر  توفیق  یا  عـدم  توفیق  در  آن  امتحان‌،  در  روز  قیامت  جزا  و  سزا  می‌دهد.

گذشته  از  این‌،  آخرت  را  مزرعه  و  دنیا  را  نیز  مزرعه  کرده  است‌.  هرکس‌که  مزرعه‌ي  آخرت  را  می‌خواهد  در  آن  به‌کار  می‌پر‌دازد،  و  خدا  مزرعه‌ي  او  را  فزونی  می‏بخشد،  و  برابر  ‌نیتی‌که  دارد  در  آن  بدو کمک  می‌کند  و  یاریش  می‌نماید،  و  طبق  عملي که  در  آن  انجام  مـی‌دهد  به  مزرعه‌اش  برکت  می‏بخشد.  همراه  با  مزرعه‌ي  آخرت  خدا  در  همین  دنیا  رزق  و  روزی  مقرر  او  را  می‌رساند  و  از  چیزی  از  آن  محروم  و  بی‌بهره  نمی‌شود.  بلکه  این  رزق  و  روزی‌ای‌که  در  زمین  بدو  داده  می‌شود  چه‌بسا  نسبت  بدو  خود  همان  مزرعه‌ي  آخرت  باشد،  وقتی‌که  در  ثمربخشی  و  بهره‌وری  و  اداره‌کردن  آن  و  لذت  بردن  و  استفاده ‌کردن  از  آن‌،  و  بذل  و  بخشش  از  آن‌،  خدا  را  در  مد  نظر داشته  باشد  ... کسی  هم‌که  مزرعه‌ي  دنیا  را  بخواهد،  خدا کالای  دنیا  را  بدان  اندازه ‌که  رزق  و  روزی  مقرر  او  است  بدو  می‌رساند  و  از  چيزی  از  آن  محروم  و  بی‌بهره  نمی‌گردد.  ولیکن  در  آخرت  نصیب  و  بهره‌ای  نخواهد  داشت‌.  چه  او  در  مزرعه‌ي  آخرت‌کاری  نکرده  است  تا  منتظر  چنان  نصیب  و  بهره‌ای  باشد.

نگاهي  به  خواستاران  مزرعه‌ي  دنیا  و  خواستاران  مزرعه‌ي  آخرت‌،  پرده  از  حماقت  و  نادانی  آن ‌کسی  برمی‌دارد که  مزرعه‌ي  دنیا  را  می‌خواهد.  چه  خدا  لطف  می‌فرماید  و  رزق  و  روزی  دنیا  را  بدینان  و  بدانان  عطاء  می‌کند.  هر  دسته‌ای  از  ایشان  نصیب  و  بهره  خود  را  از  مزرعه‌ي  دنیا  دارد  مطابق  قسمـت  مقرری‌که  در  علم  خدا  برای  آنان  تعيین  گردیده  است‌.  آنگاه  مزرعه‌ي  آخرت  تنها  برای  کسانی  می‌ماند که  خواستار  آن  بوده‌اند  و  در  راه  آن‌کار  کرده‌اند.

در  میان  خواستاران  مزرعه‌ي  آخرت‌،  