را  که  حق  را  بیان  و  آشکار  کردم  و  از  این  به  بعد  نیازی  به  جدال  و  استدلال  نمی‌باشد)‌.
کار  و  بار  را  یکسره  به  خدا  واگذار  می‌کند،  خدائی‌که  فرمان  قاطعانه  و  سخن  نهائی  از  آن  او  است‌:
(اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ).
خداوند  (‌سرانجام  در  قیامت  در  یکجا)  ما  را  جمـع  خواهد  کـرد،  و  بازگشت  (‌همه  در  آن  روز،  برای  داوری  و  حساب  و  کتاب‌)  به  سوی  او  است  (‌و  هر  کسی  آن  درود  عاقبت  کار  که  کشت‌)‌.

این  یک  آیه‌،  از  سرشت  این  واپسین  رسالت‌،  پـرده  برمی‏دارد  در  بندهای  دارای  فاصله‌های  کوتاه  خود،  بندهائی‌که  این  چنین  جامع  و  قاطع  و  دقیق  ذکرگردیده  است‌.  این  رسالت  رسالتی  است‌که  آمده  است  تـا  راه  خود  را  بسپرد  و  جلو  برود  بدون  این‌که  از  هواها  و  خواستهای  مردمان  متاثر  بشود.  آمده  است  تا  حفاظت  و  حمایت‌کند  و  دادگری  را  در  زمین  تحقق  بخشد  و  پیاده  نماید.  آمده  است  تا  راه  را  به  سوی  خدا  یک  راه‌کند،  همان‌گونه‌که  راه  به  سوی  خدا  در  حقیقت  خود  همین  گونه  است‌،  و  در  طول  دوران  رسالتها  هم  همین‌گونه  یگانه  و  بکتا  بوده  است‌.

بعد  از  روشن  شدن  مساله  بدین  نحو  و  بدین‌گونه‌،  و  بعد  از  پاسخگو‌ئی  و  لبیک‌گوئی‌گروه  مومنان  به  یزدان  سبحان  بدین  شکل  و  بدین  شیوه‌،  جدال  و  ستیز  مجادله‌کنندگان  و  ستیزه‌جویان  راجع  بـه  آئین  یزدان‌،  زشت  و  پلشت  می‌نماید  و  شایسته  تـوجه  و  بایسته اهمّیت  نمی‌باشد،  و  دلیل  و  حجت  ایشان  باطل  و  پوچ  درمی‌آید  و  مردود  و  نامقبول  میشود،  و  سخنانشان  در  این  راستا  هيچ‌گونه  ارج  و  ارزشی  نخواهد  داشت‌،  و  حساب  وکتابی  برای‌گفته‌هایشان  نباید  بازکرد.  این  بند  با  فرموده  فیصله‌بخشی  در  باره  کار  و  بارشان  پایان  می‌پذیرد،  و  ایشان  به  تهدید  شدید  یزدان  جهان  واگذار  می‌گردند  و  حواله  می‌شوند:

وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ)

عذابٌ  شدیدٌ ).

کسانی  که  در  باره‌ي  (‌دین‌)  خدا  به  مخاصمه  و  مجادله  می‌پردازند  و  (‌علیه  آن‌)  دلیل  و  برهان  (‌بی‌اساس  و  پوسیده‌)  ذکر  می‌کنند،  آن  هم  زمانی  که  (‌به  سبب  وضوح  و  روشنی‌،  از  سوی  مردم‌)  پذیرفته  شده  است‌،  خصومت  آنان  بیـهوده  و  دلائل  و  براهین  ایشان  در  پیشگاه  پروردگارشان  باطل  و  ناپذیرفتنی  است‌،  و  خشم  شدید  (‌خدا  در  قیامت‌)  گریبانگیرشان  می‏‎گردد  و  عذاب  سختی  خواهند  داشت‌.

کسی‌که  دلیل  و  برهان  او  در  نزد  پروردگارش  باطل  و  ناپذیرفتنی  قلمداد  شود  در  اصل  هیچ‌گونه  دلیل  و  برهانی  و  سلطه  و  شوکتی  ندارد.  به  دنبال  شکست  و  بطالت  در  زمین‌،  خشم  تند  و  عذاب  سخت  در  آخرت  است‌.  این  هم  سزا  و  جزائی  است‌که  مناسب  با  لجاجت  بیهوده  و  پافشاری  نادرستی  است  که  به  دنبال  پذیرش  و  پاسخگوئی  دلهای  مخلص  دیگران  انجام  می‌گیرد،  و  سزا  و  جزائی  است  که  پادافره  جدال  و  ستیز کینه‌توزانه‌ای  است‌که  بعد  از  وضوح  و  روشنی  حق‌،  صریح  و  آشکار  به  میان  می‌آید  و  دیدار  می‌نماید.

آنگاه  حرخش  و گـردش  تازه‌ای  با  حقیقت  نخستین صورت  می‌پذیرد:

اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ (17) يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ (18) اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ (19) مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ (20)

خدا  است  که  كتاب  (‌قرآن‌)  را  نازل  کرده  است  که  مشتمل  بر  حق  و  حقیقت  است  (‌و  جنبه‌ي  ذهنی  و  پنداری  ندارد،  و  در  قرآن‌،  برای  ارزیابی  ارزشها،  ضوابط  و  قواعد)  و  معیار  و  میزان  ایجاد  کرده  است‌.  تو  چه  می‌دانی‌،  شاید  قیامت  نزدیک  باشد  (‌و  هرچه  زودتر  به  حساب  همگان رسیدگی  شود)‌.  کسانی  که  به  قیامت  ایمان  ندارند،  در  فرارسیدن  آن  شتاب  می‌ورزند  (‌و  مسخره‌کنان  بیان  می‌دارند:  این  قیامتی  که  شما  میگوئید،  کی  خواهد  آمد؟‌)‌.  و  امّا  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند،  به  سبب  (‌اعتقاد  به  وقوع‌)  آن  در  خوف  و  هراسند  و  می‌دانند  که  قیامت  حق  است  (‌و  چه  دیر  و  چه  زود  قطعاً  فرا می‌رسد)‌.  هان‌!  مسلمّاً  کسانی  که  نسبت  به  قیامت  شک  و  تردید  دارند  و  (‌تمسخرکنان  در  باره‌ي  آن‌)  به  جدال  و  ستیز  می‌پردازند،  در  گمراهی  سخت  ژرف  و  بسیار  دور  (‌از  راستای  راه  رستگاری‌)  قـرار  دارند.  خداونـد  نسبت  به  بندگانش  بسیار  لطف  و  مـرحمت  دارد،  و  به  هرکس  که  خود  بخواهد  روزی  می‌رساند  (‌و  بدو  نعمت  فراوان  می‌دهد  و  خوبی  می‌کند)‌،  و  او  نیرومند  و  چیره  است  (‌و  قادر  بر  انجام  هر  کاری‌،  و  وفای  به  عهدها  و  وعده‌های  خویش  است‌.  گروهی  برای  آخرت  کشت  می‌کنند  و  گروهی  برای  دنیا)‌.  هرکس  که  کشت  آخرت  را  بخواهد،  به  کشت  او  فزونی  و  برکت  می‌دهیم‌،  و  هرکس  کـه  کشت  دنیا  را  بخواهد،  مقداری  از  دنیا  بدو  می‌دهیم‌،  و  دیگر  در  آخرت  کم‌ترین  بهره‌ای  ندارد.

خدا  است ‌که ‌کتاب  را  فرو  فرستاده  است‌،‌ کتابی‌که  مشتمل  بر  حق  و  حقیقت  است‌.  خدا  است‌ که  دادگری  را  وضع‌ کرده  است  و  مقرر  فرموده  است‌.  خدا  این ‌کتاب  قرآن  نام  را  قاضی  و  داور  در  چيزهائی ‌کرده  است ‌که  صاحبان  عقائد گذشته‌،  و  آراء  و  نظریه‌های  همه‌ي  مردمان  در  حال  و  آینده‌،  در  باره  آنها  اختلاف  داشته  و  خواهند  داشت‌.  خداوند  شرائع  و  قوانین  خود  را  بر  دادگر‌ی  و  عدالت  در  داوری  استوار  و  پایدار  فرموده  است‌،  دادگری  و  عدالت  دقیقی‌ که  انگار  ترازوی  راست  و  درستی  است  و  ارزشها  و  معیارها  بدان  سنجیده  می‌گردد،  و  حقو‌ق  بدان  ارزیابی  می‌شود،  و  اعمال  و  افعال  بدان  برکشیده  می‌شود.

روند  سخن  از  این  حقیقت‌که  حقیقت‌ کتاب  نازل  شده‌ي  مشتمل  بر  حق  و  عدل  است‌،  منتقل  می‌شو‌د  به  ذکر  و  یاد  قیامت‌،  و  مناسبتی‌ که  میان  این  و  آن  است‌.  چه  قیامت  میعادگاه  قضاوت  و  داوری  دادگرانه  و  سخن  فیصله‌بخش است‌.  قیامت  جزو  غیب  است‌. کسی  چه  می‌داند  چه  بسا هرچه  زودتر در  رسد:

(وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ )

تو  چه  می‌دانی‌،  شاید  قیامت  نزدیک  باشد  (‌و  هرچه  زودتر  به  حساب  همگان  رسیدگی  شود) ‌.

مردمان  غافل  از  قیامت  هستند،  در  حالی‌که  قی