ر  آن  تفرقه  و  اختلاف  نورزند.  بر  این  اشاره  مجمل  و  مختصر،  نتائج  و  پیامدهای  آن  را  مترتب  مـی‌دارد،  که  عبارت  است  از  وجوب  ثبات  و  لزوم  استقامت  بر  راستای  برنامه  راست  و  درست  الهی‌،  بدون  توجه  به  هواها  و  هوسهای  کسانی‌که  راه  اختلاف  در  پیش  می‌گیرند  و  خریداران  بازار  بی‌رونق  تفرقه  هستند.  دیگر  این‌که  این  آئین  روشن  و  راست  و  درست‌،  چیره  می‌شود  و  پیروز  می‌گردد،  و  دلیل  و  برهان‌کسانی  قلم  بطلان  می‌خوردکه  در  باره  خدا  به  جدال  و  ستیز  می‌پردازند.  منکر‌ان  خدا  را  باید  از  خشم  و  عذاب  شدید  و  سخت  خدا  بیم  داد  و  به  هراس  انداخت‌.

در  این  بند  نیز  بسان  بند  پیشین  آن‌،  به‌گونه  چشمگیری  پیوست  و  هماهنگي  جلوه‌گر  و  نمایان  است‌:

(شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ )  .

خداوند  آئینی  را  برای  شما  (‌مومنان‌)  بیان  داشته  و  روشن  نموده  است  که  آن  را  به  نوح  توصیه  کرده  است  و  ما  آن  را  به  تو  وحی  و  به  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  سفارش  نموده‌ایم  (‌به  همة  آنان  سفارش  کرده‌ایم  که  اصول‌)  دین  را  پابرجا  دارید  و  در  آن  تفرقه  نکنید  و  اختلاف  نورزید.

بدین  وسیله  حقیقتی  را  بیان  و  مقرر  می‌داردکه  ما  در  سرآغاز  سوره  به  طور  مشروح  بدان  پرداختیم‌،  و  آن  حقیقت  اصل  واحد،  و  پیدایش  و  نشانی  است‌که  ریشه  در  ژرفاهای  زمان  دارد.  بدین  حقیقت‌،  پرتوی  می‌افکند  که  این  پرتو  در  حس  و  شعور  مومن  تاثیر  ظریف  و  لطیفی  دارد.  مومن  به  گذشتگان  و  پیشینیان  خود  می‌نگردکه  دارند  راه  دور  و  درازی  را  می‌پیمایند  و  سپری  می‌نمایند.  ناگهان  متوجه  می‌گردد  که  کاروانیان  پیاپی  همدیگر  این  راه  دور  و  دراز،  این  بزرگوارانند:  نوح‌،  ابراهیم،  موسی‌،  عیسی‌،  و  محمّد  -  صلوات  الله  و  سلامه  علیهم ‌اجمعین  .  .  .  متوجه  می‌شودکه  خودش  نیز  دنباله‌رو  این‌کاروان  بزرگ  و  سترگ  است‌،  و  در  خط  سیر  این  چنین  بزرگوارانی  حرکت  می‌کند  و  راه  ایشان  را  می‌سپرد»  این  است  با  خوشی  و  شادی  این  راه  را  طی  می‌کند  و  سر  از  پا  نمی‌شناسد،  هرچندکه  در  این  راه  خارها  و  رنجها  ببیند،  و  از  نعمتهای  بیشماری  بی‌بهره  و  محروم  شود.  آخر  او  با  رفیقان  و  راهروان  این  کاروان  بزرگوار  حرکت  می‌کند،  بزرگوار  در  پیشگاه  خدای  دادار)  کاروانی  که  از  بامداد  تاریخ  حرکت  کرده  است‌،  و  در  پیشگاه  یزدان  و  همة  جهان  عزیز  وگرامی  است!  گذشته  از  اینها،  بیان  صلح  و  صفای  ژرفی  است‌که  میان  معتقدان  به  آئین  یگانه  یزدان  برقرار  است‌،  آن  کسانی  دارای  شریعت  ثابت  و  راه  واحد  می‏‎باشند،  و  اختلاف  و  دشمنان  در  میانشان  نیست‌،  و  خویشاوندی  محکم  و  متینی  را  در  میان  خویشتن  احساس  می‌کنند،  خویشاوند  محکم  و  متینی‌که  ایشان  را  به  همکاری  و  همیاری  و  تفهیم  و  تفاهم  فرامی‌خواند،  و  آنان  را  ندا  درمی‌دهد  که  حال  را  باگذشته،  وگذشته  را  با  حال‌،  پیوند  دهند،  و  همه  با  هم  راه  را  بسپرند  و  طی  طریق‌کنند.

وقتی  که  آئینی  که  خدا  برای  مسلمانان  و  باورمندان  به  محمّد  (ص)  پدید  آورده  است  همان  آئینی  است‌که  نوح  و  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  را  بدان  سفارش  فرموده  است‌،  پس  پیروان  موسی  و  پیروان  عیسی  بر  سر  چه  چـیز  با  یکدیگر  می‌جنگند؟  بر  سر  چه  چیز  پیروان  مذهبهای  گوناگون  مسیحی  با  یکدیگر  می‌رزمند؟  پیروان  موسی  و  عیسی  بر  سر  چه  چیز  با  پیروان  محمّد  به  جنگ  و  جدال  بـرمی‌خیزند؟  مشرکانی  که  گمان  می‏‎برند  پیروان  آئین  ابراهیم  هستند  بر  سر  چه  چیز  با  مسلمانان  می‌جنگد؟  چرا  همگی  با  یکدیگر  متحد  نمی‌شوند  و  زیر  پرچم  یگانه‌ای  نمی‌ایستند  که  واپسین  پیغمبرشان  آن  را  برداشته  است  و  با  خود  حمل‌کرده  است‌؟  توصیه  و  سفارش  یگانه‌ای‌که  برای  همگان  است  و  شرف  صدور  از  جانب  خداوند  غفور  پیداکرده  است‌،  این  است‌.

«أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ »‌.

دین  را  پابرجا  دارید  و  در  آن  تفرقه  نکنید  و  اختلاف  نورزید.

بایدکه  دین  را  پابرجا  دارند،  و  به  تکالیف  و  وظائف  آن  برخیزند،  و  از  آن  منحرف  نشوند  وکج  نروند،  و  در  یک  صف  زیر  پرچمش  بایستند،  آن  پرچمی‌که  یگانه  پرچم  است‌،  و  نوح  و  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  -‌صلوات  الله  عليهم  -  آن  پرچم  یگانه  را  پیاپی  برافراشته‌انـد  و  بر  دوش  کشیده‌اند،  تا  بدانجاکه  این  پرچم  یگانه  به  دست  محمّد  (ص)  در  روزگار  واپسین  رسیده  است‌.

ولیکن  مشرکان  مکه  و  پیرامون  آنجاکه  گمان  می‌بردند  بر  آئین  ابراهیم  هستند  با  دعوت  قدیم  جدید،  موضعگیری  دیگری  داشتند:   .

(كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ) 

این  چیزی  که  شما  مشرکان  را  بدان  مـی‌خوانید  (‌که  پابرجا  داشتن  اصول  و  ارکان  دین  است‌)  بر  مشرکان  سخت  گران  می‌آید.

بر  مشرکان  سخت  گران  می‌آیدکه  از  میان  ایشان  وحي  بر  محمّد  (ص)  نازل‌گردد.  آنان  می‌خواستند  که  وحي  نازل  شود:

(على رجل من القريتين عظيم)

بر  مرد  بزرگواری  از  یکی  از  دو  شهر  (‌مکه  و  طائف‌)‌.  (‌زخر‌ف‌/  ١  ٣)  

یعنی  بر  مرد  صاحب  سلطه  و  قدرت  از  میان  بزرگانشان  نازل  می‌شد.  صفات  شخصی  محمّد  (ص)‌که  به  اعتراف  خودشان  صادق  و  امین  بود،  و  حسب  و  نسب  او  که  از  خاندان  متوسط  قریش  بود،  همه  اینها  از  دیدگاه  ایشان  سزاوار  این  نبود  که  محمّد  (ص)  سرور  و  آقای  صاحب  قدرت  و  شوکت  قبیله‌ای‌گردد!

بر  آنان  سخت‌گران  می‌آمدکه  سلطه  و  قدرت  دینی  ایشان  به  پایان  آید  با  به  پایان  آمدن  روزگار  بت‌پرستی  و  افسانه‌هائی‌که  همچون  سلطه  و  قدرتی  بر  آنها  استوار  و  پایدار  بود،  و  مصالح  اقتصادی  و  شخصی  ایشان  در  گرو  آنها  بود.  این  بود  با  چنگ  و  دندان  به  شرک  چسبیدند،  و  برایشان  سخت‌گران  آمدکه  یگانه‌پرستی  و  توحید  خالص  و  واضحی  را  بپذیرندکه  پیغمبر  (ص)  آنان  را  به  سوی  آن  فرامی‌خواند.

برای  ایشان  سخت  گران  می‌آمد  که  گفته  شود:  پدرانشان  که  بر  شرک  مرده‌اند  برگمراهی  و  بر  جاهلیت  مرده‌اند.  این  بودکه  به  حماقت  و  نادانی  چنگ  زدند،  و  عزت  بزهکارانه  و  غرورگناه  ایشان  را  فراگرفت‌،  وکبریا  و  نخوت  دروغین  آنان  را  به  انجام  گناه  بیشترکشاند.  این  را  برگزیدندکه  خویشتن  را  به  دوزخ  اندازند،  و  به  پدرانشان  انگ  و  ننگ  گمراه  مردن  زده  نشود.

قرآن  بر  این  موضعگریشان  پیرو  می‌زند،  بدین‌گونه‌که  خدا  است‌که  برمی‌گزیند  و  انتخاب  می‌کند  هرکه  راکه  بخواهد،  و  خدا  است‌که  رهنمود  و  رهنمون  می‌کندکسی  راکه  ازگریزندگان  و  رمندگ