ـهده‌دار  کار  و  بار  روزی  مردمان  است  چه  درکاستن  و  چه  در  افزودن‌.  این  هم  بخشی  از  عهده‌داری‌کلیدهای  آسمانها  و  زمین  است‌:

(يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ  )  .

برای  هرکس  که  بخواهد  روزی  را  فـراوان  و  یا  کم  می‏‎گرداند.

خدا  روزی‌رسان  ایشان  و  محافظ  و  عهده‌دار  امور  آنان  و  خوراک‌دهنده  و  آب‌دهنده  همگان  است‌.  پس  در  این  صورت  در  باره  چیزی‌که  در  آن  اختلاف  پیدا  می‌کنند  بجز  او  به  چه  کسی  مراجعه  می‌کنند  تا  در  میانشان  داوری  کند؟  مردمان  باید  به  روزی‌رسان  و  محافظ  جهان  و  ضامن  ارزاق  همگان  و  اداره‌کننده  کیهان  رو  کنند،  آن  خدائی‌که  با  علم  و  حکمت  و  تدبیر  و  تقدیر  خود  همه  چیز  را  می‌پاید  و  رو  به  راه  می‌نماید:

(إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)  .
او  از  همه  چیز  کاملاً  آگاه  است‌.

آن  کس  که  از  هر  چیزکاملاً  آگاه  است  او  باید  فرمان  براند  و  داوری  نماید.  و  او  است‌که  فرمانش  دادگرانه  و  داوریش  عادلانه  است‌،  فرمان  دادگرانه  و  داوری  عادلانه‌ای  که  فیصله‌بخش  اختلافات  مردمان  است‌.  بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  معانی  و  مفاهیم  با  این  دقت  ظریف  و  لطیف  و  شـگفت  و  شگرف‌،  ذکر  می‌گردد  و  همآوا  می‌شود،  تا  بر  تارهای  دلهای  انسانها  نغمه‌ای  بعد  از  نغمه‌ای  را  سازکند  و  بنوازد،  بدان  اندازه  که  آهنگ  کمال  می‏‎یابد  و  نوای  هماهنگ  ژرفی  طنین‌انداز  می‌شود.

*سپس  به  حقیقت  نخستین  برمی‌گردد:
(شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ .وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ .فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ . وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ)  .   

خداوند  آئـینی  را  برای  شما  (‌مومنان‌)  بیان  داشته  و  روشن  نموده  است  که  آن  را  به  نوح  توصیه  کرده  است  وما  آن  را  به  تو  وحی  و  به  ابراهیم  وموسی  و  عیسی  سفارش  نموده‌ایم  (‌به  همه  آنان  سفارش  کرده‌ایم  که  اصول‌)  دین  را  پابرجا  دارید  و  در  آن  تفرقه  نکنید  و  اختلاف  نورزید.  این  چیزی  که  شما  مشرکان  را  بدان  می‌خوانید  (‌که  پابرجا  داشتن  اصول  و  ارکان  دین  است‌)  بر  مشرکان  سخت  گران  می‌آید.  خـداوند  هرکه  را  بخواهد  برای  این  دین  برمی‏گزیند  و  هرکه  (‌از  دشمنانگی  با  دین  دست  بکشد  و)  به  سوی  آن  برگردد،  بدان  رهنمودش  می‏‎گرداند.  (‌پیروان  پیغمبران  پیشین‌،  در  باره  دین‌)  گروه  گروه  و  دسته  دسته  نشده‌اند  (‌و  راه  اختلاف  در  پیش  نگرفته‌اند)  مگر  بعد  از  علم  وآگاهی  (‌از  برنامه  و  اصول  و  ارکان  دین  و  پی  بردن  به  حقانیت  آئین‌)‌.  و  این  تفرقه‌جوئی  تنها  به  خاطر  ستمگری  و  کجروی  در  میان  خودشان  بوده  است‌.  اگر  فرمانی  از  سوی  پروردگارت  صادر  نشده  بود  که  آنان  تا  سرآمد  معینی  (‌که  قیامت  است‌،  زنده  و  آزاد)  باشند،  میانشان  (‌با  مجازات  و  نابودی‌)  داوری  می‌گردید.  آنانی  که  (‌در  روزگار  تو  اهل  کتاب  بشمارند  و)  کتابهای  آسمانی  بعد  از  گذشتگان  به  دستشان  رسیده  است‌،  در  باره  آن  دچار  شک  و  گمان  توام  با  بدبینی  و  سوء  ظن  شده‌اند.  (‌و  الا  اگر  به  کتابهای  خود  ایمان  کامل  داشتند  ـ  می‌بردند  که  تو  حقیقتاً  فرستاده  خدائـی‌)‌.  تو  نیز  مردمان  را  به  سوی  آن  (‌آئین  واحد  الهی  دعوت  کن  که  اسلام  است‌)  و  آن  گونه  که  به  تو  فـرمان  داده  شده  است  (‌بر  دعوت  مردمان  بـه  دین  یزدان  ماندگار  باش  و  در  این  راه‌)  ایستادگی  کن  و  از  خواستها  و  هوسهای  ایشان  پیروی  مکن‌،  و  بگو:  من  به  هر  کتابی  که  از  سوی  خدا  نازل  شده  باشد  ایمان  دارم‌،  و  به  من  دستور  داده  شده  است  که  در  میان  شما  دادگری  کنم‌.  خدا  پروردگار  ما  و  پروردگار  شما  است‌.  اعمال  ما  از  آن  ما  است  (‌نه  از  آن  شما)  و  اعمال  شما  از  آن  شما  است  (‌نه  از  آن  ما،  و  هر  کسی  در  مقابل  کارهایش  مسوول  است‌)‌.  میان  ما  و  شما  خصومت  و  مجادله‌ای  نیست  (‌چرا  که  حق  را  بیان  و  آشکار  کردم  و  از  این  به  بعد  نیازی  به  جدال  و  استدلال  نمی‌باشد)‌.  خداوند  (‌سرانجـام  در  قیامت  در  یکجا)  ما  را  جمع  خواهد  کرد،  و  بازگشت  (‌همه  در  آن  روز،  برای  داوری  و  حساب  و  کتاب‌)  به  سوی  او  است  (‌و  هر  کسی  آن  درود  عاقبت  کار  که  کشت‌)‌.  کسانی  که  در  باره  (‌دین‌)  خدا  به  مخاصمه  و  مجادله  می‌پردازند  و  (‌علیه  آن‌)  دلیل  و  برهان  (‌بی‌اساس  و  پوسیده‌)  ذکر  می‌کنند،  آن  هم  زمانی  که  (‌به  سبب  وضوح  و  روشنی‌،  از  سوی  مردم‌)  پذیرفته  شده  است‌،  خصومت  آنان  بیهوده  و  دلائل  و  براهین  ایشان  در  پیشگاه  پروردگارشان  باطل  و  ناپذیرفتنی  است‌،  و  خشم  شدید  (‌خدا  در  قیامت‌)  گریبانگیرشان  می‏‎گردد  و  عذاب  سختی  خواهند  داشت‌.  

در  سرآغاز  سوره  آمده  است‌:

(كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)  .

خدای‌نیرومند  وفرزانه‌،  به  تو و به  کسانی  که  پیش  ازتو  (‌پیغمبر)  بوده‌اند  این  چنین  (‌معانی  و  مقاصدی  که  در  این  سوره  است‌)  وحی  می‌کند.  (‌سرچشمه  وحی  همه  جا  و  همه  وقت  یکی  است  که  پروردگار  جهان  است‌،  و  محتوای  وحی  نیز  در  اصول  و  کلیات  برای  جملگی  پیغمبران  یکی  است‌)‌.    (‌شو‌ری‌/٣)  

این  هم  اشاره  مجمل  و  مختصری  به  یگانگی  سرچشمه‌،  و  یگانگي  برنامه،  و  یگانگي  رویکرد  است‌.  اکنون  نیز  این  اشاره  را  شرح  و  بسط  می‌دهد،  و  بیان  مـی‌دارد  چیزی‌که  یزدان  برای  مسلمانان  قانون  و  شریعت  فرموده  است‌،  به  طور  عام  همان  چیزی  است‌که  نوح  و  ابراهیم  و  موسي  و  عیسی  را  بدان  سفارش  نموده  است‌.  این  چیز  هم  این  است‌که  آئین  یگانه  خدا  را  پابرجاکنند  و  آن  را  پاس  بدارند،  و  