
استقرار  این  حقیقت  در  دل  و  درون  مومن‌،  راه  را  برای  او  روشن  و  منور  می‌گرداند  و  نشانه‌ها  و  علائم‌راه  را  برایش  مشخص  و  معین  و  پیدا  و  هویدا  می‌نماید.  این  است‌که  نه  در  اینجا  و  نه  در  آنجا  از  راستای  راه  منصرف  و  منحرف  نمی‌گردد.  در  پیمودن  راهی  که  در  پیش‌گرفته  است  بدو  اطمینان  می‌دهد،  وگامهایش  را  در  قدمگاه‌های  خط  سیری‌که  دارد  قرص  و  محکم  می‌نماید.  این  است  که  مومن  نه‌گرفتار  شک  و  تردید  می‌شود  و  نه  درنگ  می‌ورزد  و  نه  سرگردان  و  ویلان  می‌گردد.  استقرار  این  حقیقت  در  دل  و  درون  مومن‌،  به  مومن  می‌فهماندکه  خدا  حافظ  و  نگاهدار  او  است‌،  و  گامهایش  را  در  این  رویکرد  و  جهت‌،  راست  و  استوار  می‌نماید.  پیغمبر  هدایت  یافته  همین  راه  را  به  سوی  خدا  طی  می‌کند  و  به  همین  راه  می‌رود.

استقرار  این  حقیقت  در  دل  و  درون  مومن‌،  آگاهی  او  را  در  باره  برنامه  و  راهش  بالا  می‌برد.  این  است‌که  او  برنامة  دیگری  یا  راهی  را  نمی‌یابدکه  درست  باشد  بدان  رو  نماید  و  آن  را  طی‌کند.  اصلاً  احساس  نمی‌کندکه  داوری  و  حکمی  جز  سخن  خدا  و  فرمان  او  وجود  دارد  تا  بدان  در  وقت  اختلاف  مراجعه  شود.  در  حالی‌که  می‏‎بیند  که  پیغمبر  هدایت  یافته  به  سوی  پروردگارش  برمی‌گردد  و  مراجعت  می‌کند،  پروردگاری‌که  این  برنامه  را  مقرر  

فرموده  است  و  این  فرمان  را  رانده  است  و  این‌گونه  داوری  نموده  است‌.

آن‌گاه  بار  دیگر  با  چیزی  پیرو  می‌زندکه  استقرار  و  تمکین  بیشتری  بدین  حقیقت  می‌بخشد: 

 (فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ).

او  آفریننده  آسمانها  و  زمین  است‌.  او  شما  را  به  صورت  مرد  و  زن‌،  و  چهارپایان  را  به  شکل  نر  و  ماده  درآورده  است  و  بدین  وسیله  بر  آفرینش  شما  (‌انسانها  و  تولید  و  تکثیر  نسل  حیوانها)  می‌افزاید.  هیج  چیزی  همانند  خدا  نیست  (‌و  نه  او  در  ذات  و  صفات  به  چیزی  از  چیزهای  آسمان  و  زمین  می‌ماند،  و  نه  چیزی  از  چیزهای  آسمان  و  زمین  در  ذات  و  صفات  بدو  می‌ماند)  و  او  شنوا  و  بینا  است  (‌و  پیوسته  بر  کارگاه  جهان  نظارت  می‌نماید،  و  از  جمله  زاد  و  ولد  انسانها  و  حیوانها  را  می‌پاید)‌.

خدا  این  قرآن  را  نازل  کرده  است  تا  داوری  آن  فیصله‌بخش  در  هر  چیزی  باشد  که  مردمان  در  آن  اختلاف  پیدا  می‌کنند  .  .  .  خدا  است‌که‌:

(فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)  ٠

او  آفریننده  آسمانها  و  زمین  است‌.

خدا  گرداننده  آسمانها  و  زمین  و  چرخاننده  امور  آنها  است‌.  قانونی‌که  بر  آسمان  و  زمین  فرمان  می‌رانـد،  داوری  فیصله‌بخش  او  است‌که  در  باره  هر  چیز  آسمان  و  زمین  است‌.  امور  و  شوون  زندگی  و  بندگان  جز  بخشی  ازکار  و  بار  آسمانها  و  زمین  نیست‌.  داوری  خدا  راجع  به  امور  و  شوون  آسمانها  و  زمین‌،  داوری‌ای  است  که  میان  زندگی  مردمان  و  زندگی  این  جهان  عریض  و  طویل  هماهنگی  برقرار  می‌سازد،  تا  در  امن  و  امان  با  جهانی  زندگی‌کنند  که  ایشان  را  فرگرفته  است‌،  همان  جهانی‌که  خدا  بدون  هرگونه  انبازی  در  باره  امور  و  شوون  آن  داوری  می‌کند  و  فرمان  می‌راند.  خداوندی  که  باید  به  فرمانش‌گردن  نهند  و  به  داوریش  برگردند  در  هر  چیزی‌که  در  آن  اختلاف  پیدا  بکنند،  آفریننده  مردمان  است‌،  آفریننده‌ای  که  اندامهای  ایشان  را  هماهنگ  کرده  است  و  سر  و  سامان  بخشیده  است  و  آنها  را  به  یکدیگر  پيوند  داده  است‌:

«جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً »‌.

او  شما  را  به  صورت  مرد  و  زن  آفریده  است‌.

خدا  زندگی  شما  را  از  پایه  و  اساس‌،  نظم  و  نظام  بخشیده  است‌.  خدا  داناتر  و  آگاه‌تر  از  چیزی  است  که  برای  زندگی  خوب  است‌،  و  از  چیزی‌که  زندگی  بدان  خوب  می‌گردد  و  راست  و  درست  می‌شود.  خدا  است‌که  زندگی  شما  را  به  جریان  انداخته  است  مطابق  قاعده  آفرینشی‌که  آن  را  برای  جملگي  زندگان  برگزیده  است‌:  

«  وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجاً »  ٠

و  چهارپایان  رابه  شکل  نر  و  ماده  آفریده  است‌.

وحدتی  در  هستی  بخشیدن  و  پدید  آوردن  است‌که  دال  بر  یگانگي  روش  و  منش  و  اراده  و  مشیت‌،  وگواه  بر  تدبیر  و  تقدیر  منظور  و  مقصود  آن  است  .  .  .  خدا  است  که  شما  را  و  چهارپایان  را  به‌گونه‌ای  آفریده  است‌که  تولید  نسل  و  تکثیر  مثل  و  تداوم  وجودی  دارید  برابر  برنامه  و  شیوه‌ای‌که  برایتان  قرار  داده  شده  است  و  پدیدارگردیده  است‌.  خدا  منحصر  به  فرد  است‌.  هیچ  کدام  از  آفریده‌های  خدا  منحصر  به  فرد  نیست‌.  چیزی  از  آفریدگان  درگستره  جهان  همگون  یزدان  سبحان  نمی‌باشد:

(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ )‌.

هیح  چیزی  همانند  او  نیست‌.

فطرت  انسان  گواه  بر  این  مساله  است‌،  و  آشکارا  آن  را  فریاد  می‌دارد.  آفریننده  اشیاء  چیزی  از  این  اشیاء  همسان  او  نیست‌،  اشیائی  که  همه  و  همه  آفریده‌های  او  هستند  .  .  .  بدین  خاطر  همگان  هنگامی‌که  درکاری  با  یکدیگر  اختلاف  پیدا  می‌کنند  باید  به  فرمان  و  داوری  خدا  برگردند  وگردن  نهند،  و  نباید  به  فرمان  و  داوری  کسی  جز  او  مراجعه‌کنند  وگوش  بدهند.  چراکه  کسی  همگون  و  همتای  او  نیست  تا  بتوان  هنگام  اختلاف  مرجع  دیگری  یافت  و  به  سویش  شتافت‌.

هرچند  که  یزدان  سبحان‌:

«  لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »  ٠

هیح  چیزی  همانند  او  نیست‌.

با  وجود  این  اختلاف‌کامل‌،  پیوند  میان  او  و  میان  آنچه  آفریده  است  بریده  و  منقطع  نیست‌.  او  می‌شنود  و  می‌بیند:

(  وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ).

او  شنوا  و  بینا  است  (‌و  پيوسته  بر  کارگاه  جهان  نظارت  می‌نماید)‌.

خدا  همچون  شنوا  و  بینا  فرمان  می‌دهد  و  داوری  می‌نماید.  گذشته  از  این‌،  وقتی  که  فرمان  می‌دهد  و  داوری  مـی‌نماید  در  باره  چیزی‌که  مردمان  در  آن  اختلاف  پیدا  می‌کنند،  فرمان  و  داوری  او  یگانه  فرمان  و  داوری  فیصله‌بخش  است‌.  این  امر  بر  بنیاد  این  حقیقت  استوار  و  پایدار  است‌که  همه ‌کلیدهای  آسمانها  و  زمین  در  دست  او  قرار  دارد  از  آن  زمان‌که  آنها  را  نخستین‌بار  از  نیستی  به  هستی  آورده  است  و  خلعت  وجود  بخشیده  است  و  برای  آنها  قانونی  را  وضع  فرموده  است‌که  آنها  را  می‌گرداند  و  می‌چرخاند  و  اداره  می‌کند:

(  لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ)  .

کلیدهای  آسمانها  و  زمین  در  دست  او  است‌.

مردمان  نیز  برخی  از  چیزهائی  هستندکه  در  آسمانها  و  زمین  موجودند.  پس ‌کلیدهای  ایشان  بدو  واگذار  است  و  قاضی  و  فرمانده  آنان  او  است  و  بس.

گذشته  از  این  هم‌،  خدا  است  که  ع