دُونِهِ أَوْلِيَاء ؟  )  .

یا  انگار  جز  خدا  اولیاء  و  یاورانی  برگرفته‌اند؟‌.

تا  پس  از  این  پرسش  انکاری  مقرّر  فرمایدکه  تنها  خدا  وی  و  یاور  است  و  بس.  خدا  است‌که  قدرت  و  توانائیش  جلوه‌گر  و  پدیدار  مي آید  در  زنده  گرداندن  مردگان‌.  زنده  گرداندن  مردگان  کاری  است  که  قدرت  و  توانائی  منحصر  به  فرد،  در  روشن‌ترين  و  برجسته‌ترین  نماد  خود،  هویدا  و  پیدا  و  آشکار  و  نمودار  می‌گردد: 

 «  فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى »‌.

در  صورتی  كه  ولی  و  یاور  خدا  است  و  بس‌،  و  او  است  که  مردگان  را  زنده  می‏‎گرداند.

آن‌گاه  جولانگاه  قدرت  را  تعمیم  می‌دهد  و  فراگیر  می‌کند  و  حقیقت  فرگیر  وهمه‌جاگستر  آن  را  در  همه  چیز  و  بر  همه  چیز  جسته  نشان  می‌دهد،  حقیقتی‌که  به  حدود  و  ثغور،  محدود  و  منحصر  نمی‌گردد:

(  وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)  .

او  بر  همه  چیز  توانا  است‌.

*
آن‌گاه  به  سوی  حقیقت  نخستین  برمی‏گردد  تا  بیان‌کند  و  روشن  نماید  جهتی  راکه  در  هرگونه  اختلافی  بدان  مراجعه  می‌شود  و  برگشت  انجام  می‌پذیرد.  چنین  جهتی  این  وحي  است‌،  وحي‌ای‌که  از  سوی  خدا  آمده  است  و  دربرگیرنده  فرمان  و  حکم  خدا  است‌،  تا  دیگر  برای  هوای  دگرگون  شونده  و  آرزوی  تغییر پذیر  تاثیری  در  زندگی  نماند  بعد  از  آن‌که  این  برنامه  راست  و  درست  و  پابرجا  و  استوار  الهی  شرف  نزول  پیدا  کرده  است  و  به انسانها  ارمغان  شده  است‌:

(وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (10)‏ فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ (11) لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) ٠

در  هر  چیزی  که  اختلاف  داشته  باشید،  داوری  آن  به  خدا  واگذ‌ار  می‏‎گردد  (‌و  کتاب  قرآن  قانون  دادگاه  یزدان  است  و  در  پرتو  آن  کشمکشها  باید  فیصله  پیدا  کند)‌.  چنین  داوری  خدا  است  که  پروردگار  من  است  و  من  بدو  پشت  می‌بندم‌،  (‌و  برای  قضاوت  در  منازعات‌،  و  رفع  اختلافات‌،  و  حل  مشکلات‌)  به  (‌کتاب‌)  او  مراجعه  می‌کنم‌.  اوآفریننده  آسمانها  و  زمین  است‌.  اوشما  را  به  صورت  مرد  و  زن‌،  و  چهارپایان  را  به  شکل  نر  و  ماده  درآورده  است  و  بدین  وسیله  برآفرییش  شما  (‌انسانها  و  تولید  و  تکثیر  نسل  حیوانها)  می‌افزاید.  هیچ چیزی  همانند  خدا  نیست  (‌و  نه  او  در  ذات  و  صفات  به  چیزی  از  چیزهای  آسمان  و  زمین  می‌ماند،  و  نه  چیزی  از  چیزهای  آسمان  و  زمین  در  ذات  و  صفات  بدو  می‌ماند)  و  او  شنوا  و  بینا  است  (‌و  پیوسته  بر  کارگاه  جهان  نظارت  می‌نماید،  و  از  جمله  زاد  و  ولد  انسانها  و  حیوانها  را  می‌پاید)‌.  کلیدهای  آسمانها  و  زمین  در  دست  او  است‌.  برای  هرکس  که  بخواهد  روزی  را  فراوان  و  یا  کم  می‏‎گرداند.  او  از  همه  چیز  کاملا  آگاه  است‌.

شیوه بیان  و  ذکر  این  حقائق‌،  و  ییاپی  آمدن  و  جمع  شدن  آنها  در  این  بند  به‌گونه  شگفتی  است‌.  به‌گونه‌ای  است  که  شایان  تدبر  و  تفکر  است‌.  چه  ارتباط  نهان  و  نمایان  میان  اجزاء  و  بخشهای  آن‌،  ارتباط  لطیف  و  دقیقی  است‌.  دستور  می‌رسد  هر  اختلافی‌که  میان  مردمان  درمی‌گیرد  باید  به  خدا  واگذارگردد  و  بدو  ارجاع  شود:

(  وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ  )  ٠

در  هر  چیزی  که  اختلاف  داشته  باشید،  داوری  آن  به  خدا  واگذار  می‏‎گردد  (‌و  کتاب  قرآن  قانون  دادگاه  یزدان  است  و  در  پرتو  آن  کشمکشها  باید  فیصله  پیدا  کند)‌.

  خدا  داوری  و  حکم  قاطعانه  خود  را  در  این  قرآن  نازل  کرده  است‌،  و  سخن  فیصله‌بخش  خویش  در  باره‌کار  و  بار  دنیا  و  آخرت  فرموده  است‌،  و  برای  مردمان  برنامه  زندگی  فردی  وگروهی  و  نظام  زندگانی  و  همزیستی  و  حکو‌متی  و  سیاستمداری  و  اخلاق  و  روش  و  منش  ایشان  را  انتخاب  و  اختیار  نموده  است‌.  همه  اینها  را  برایشان  به  تمام  وکمال  وکافی  و  وافی  بیان‌کرده  است  و  توضیح  داده  است‌.  خداوند  این  قرآن  را  قانون  شامل  و  فراگیر  زندگی  انسانها  نموده  است‌،  قانونی‌که  فراتر  و  فراخ‌تر  و  فرگیرتر  از  قوانین  داوری  و  فرمانروائی  است‌.  لذا  هرگاه  مردمان  درکاری  یا  رویکردی  اختلاف  ورزیدند  بایدکه  به  داوری  و  فرمان  یزدان  مراجعه‌کنند،  داوری  و  فرمانی  که  در  قرآن  پیام  ایزد  منان  به  پیغمبر(ص) حاضر  و  آماده  است‌.  خدای  سبحان  قرآن  را  نازل  فرموده  است  تا  زندگی  بر  پایه  و  بنیاد  آن  استوار  و  برقرارگردد.

به  دنبال  بیان  این  حقیقت‌،‌گفتار  پیغمبر  (ص)  را  می‌آورد،  گفتاری  که  بیانگر  تسلیم  همه  کار  و  بارش  به  خدا،  و  برگشت‌کامل  و  توبه  شامل  او  به  سوی  پروردگارش  است‌:   

«  ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ».

چنین  داوری  خدا  است  که  پروردگار  من  است  و  من  بدو  پشت  می‌بندم‌،  (‌و  برای  قضاوت  در  منازعات‌،  و  رفع  اختلافات‌،  و  حل  مشکلات‌)  به  (‌کتاب‌)  او  مراجعه  می‌کنم‌.  

این  برگشت  و  مراجعه‌،  و  آن  توکل  و  پشت  بستن،  و  آن  اقرار  و  اعتراف  از  زبان  پیغمبر  خدا (ص) در  جایگاه  روانی  خود  و  مناسب  با  پیرو  بر  چنان  حقیقتی  می‌آید  ...  آهای‌»  این  پیغمبر  آفریدگار  و  نبی‌کردگار  است  که  گواهی  می‌دهد  یزدان  پروردگار  او  است‌،  و  او  تنها  بر  پروردگارش  تکیه  و  توکل  می‌کند،  و  او  تنها  به  سوی  پروردگارش  برمی‌گردد  و  مراجعت  می‌کند  نه  به  سوی  غیر  پروردگارش‌.  پس  مردمان  در  این  صورت  چگونه  به  سوی  غیر  خدا  مراجعه  می‌کنند  و  برای  رفع  و  رجوع  مشکلات  به  سوی  دیگران  می‌روند  وقتی‌که  درکاری  ازکارها  اختلاف  پیدا  می‌کنند  و  داوری  را  از  ایشان  می‌طلبند،  در  حالی‌که  پیغمبر  هدایت  یافته‌،  داوری  را  به  سوی  جز  او  نمی‌برد؟!  سزاوار  است  مردمان  داوری  را  به  سوی  سخن  فیصله‌بخش  یزدان  ببرند  و  برابر  آن  بیایند  و  بروند  و  رفتارکنند،  و  لحظه‌ای  در  اینجا  یا  در  آنجا  از  آن  روی  نگردانند.  آخر  چگونه  مردمان  در  کاری  ازکارهایشان  به  سوئی  جز  سوی  خدا  روی  می‌کنند  و  روی  می‌آورند،  در  حالی‌که  پیغمبر  هدایت  یافته  تنها  بر  خدا  تکیه  و  توکل  می‌فرماید،  و  فقط  بدو  مراجعت  می‌کند  و  به  سوی  او  برمی‏گردد،  هرچندکه  خدا  پروردگار  او  و  سرپرست  و  عهده‌دارکار  او  و  حافظ  او  و  راهنمای  او  به  هر  جا  و  به  هر  سوئی  است‌که  انتخاب  می‌کند  و  برمی‏گزیند؟
