َيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ).

من امروز به خاطر صبری که کرده‌اند و پایمردی و استقامتی که (‌در برابر آن همه استهزاء‌) نشان داده‌اند، پاداششان داده‌ام (‌و در بهشت جایگزینشان کرده‌ام‌) و آنان به مقصود رسیدگان و رستگارانند.

بعد از این طرد و رد سخت و خوارکننده‌، و بیان اسباب و علل آن‌، و ذکر پستی و رذالت و سرکوبی و توبیخی که در این بیان است‌، پرسش دیگری مطرح می‌شودکه جواب تازه‌ای می‌طلبد:

(قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الأرْضِ عَدَدَ سِنِينَ).

(‌خداوند بدیشان‌) می‌گوید: چند در روی زمین زیسته و ماندگار بوده‌اید؟‌!.

خداوند سبحان قطعا می‌داند، ولیکن این پرسشی برای کوچک و ناچیز شمردن‌کار و شان زمین‌، وکوتاه دانستن روزهای ماندگاری ایشان در آن است‌، و آنان زندگی جاودانه را بدان فروخته‌اند ... ایشان امروز احساس می‌کنند و می‌دانندکه زندگی دنیوی چه اندازه کوتاه وگذرا و ناچیز وکم‌ارزش بوده است‌. آنان آن اندازه ناامید و دلتنگ هستند که حساب دنیا و اندازه روزگاران آن برایشان مهم نیست‌:

(قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ).

می‌گویند: روزی یا بخشی از روزی‌! (‌ما که سخت گرفتار عذابیم‌، پاسخ درستی نمی‌توانیم بدهیم‌) پس از کسانی بپرس که قادر به شمارش هستند.

این پاسخ‌، پاسخی است‌که از سر دلتنگی و ناامیدی و اندوه و یاس داده می‌شود! پاسخ این است‌: شما جز مدت اندکی در جهان نمانده‌اید با مقایسه به جاودانگی و سرمدی‌ای که شما بدان رو کرده‌اید و بدان گام نهاده‌اید، اگر بتوانید خوب حساب‌کنید و بسنجید:

(قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِيلا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

(‌خداوند بدیشان‌) می‌گوید: جز مدت کمی (‌در زمین‌) ماندگار نبوده‌اید، اگر شما کمترین آگاهی و دانشی می‌داشتید (‌در دنیا متوجه این می‌شدید)‌.

آن‌گاه به خوار داشتن و درشتی نمودن با ایشان برگشت می‌شود، به سبب این که آخرت را تکذیب می‌کرده‌اند، با وجود این‌که حکمت و فلسفه نهان و پنهان رستاخیز را از روز نخست آفرینش می‌دانسته‌اند:

(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ).

آیا گمان برده‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و (‌حکمت و فلسفه‌ای در آفرپنش شما نیست‌. این است که به فساد پرداخته‌اید؟ و چنین انگاشته‌اید که‌) به سوی ما (‌برای حساب و کتاب‌) برگردانده نمی‌شوید.

حکمت و فلسفه رستاخیز از حکمت و فلسفه آفرینش برمی‏خیزد. حساب حکمت و فلسفه آفرینش منظور نظر است‌. و وقوع آن مقدر و مقرر است‌، و فرجام و هدف آن مشخص و معین است‌. رستاخیز جز حلقه‌ای از زنجیره آفرینش نیست‌که با روی دادن آن‌، آفرینش به کمال خود می‌رسد و اتمام می‌پذیرد. از این امر غافل نمی‌گردد مگر در پس بردگانی که دیده‌های نابینائی دارند، آن‌کسانی‌که درباره حکمت و فلسفه بزرگ خدا تدبر و تفکر نمی‌کنند، حکمت و فلسفه‌ای که در صفحات هستی جلوه‌گر است‌، و در پیچ و خمهای موجود پراکنده است‌.

*
سوره ایمان به پایان می‌رسد با بیان قاعده نخستین ایمان‌که توحید و یگانه‌پرستی است‌، و با اعلان بزرگترین زیانی که‌گریبانگیر کسانی می‌گردد که شریک و انباز برای خدا قرار مید‌هند این هم در برابر رستگاری و نجاتی است که در سرآغاز سوره برای مومنان درنظر است‌، مومنانی‌که رو به خدا می‌کنند و از اوکه مهربان‌ترین مهربانان است مغفرت و مرحمت و آمرزش و مهربانی درخواست می‌نمایند:

(فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ. وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ. وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ).

خداوندی که فرمانروای راستین است و هیچ معبودی جز او نیست و صاحب عرش عظیم است‌، برتر از آن است (‌که جهان هستی را بیهوده و بی‌هدف آفریده باشد)‌. هرکس که با خدا، معبود دیگری را به فریاد خواند -‌و مسلمّاً هیچ دلیلی بر حقانیت آن نخواهد داشت -‌ حساب او با خدا است‌. قطعاً کافران رستگار نمی‌گردند، (‌و بلکه مومنان رستگار می‌شوند) بگو: پروردگارا! (‌گناهانم را) ببخشای و (‌به من‌) مرحمت فرمای‌، چرا که تو بهترین مهربانانی‌.

این پیرو پس از صحنه پیشین قیامت‌، و بعد از مجادله‌ها و حجتها و دلیلها و روشنگریهائی می‌آیدکه این سوره پیش از صحنه پیشین قیامت دربرگرفته بود ... این پیرو به عنوان نتیجه سرشتی و منطقی همه محتویات این سوره ذکر می‌گردد. این پیرو بر پاکی یزدان سبحان از چیزهائی می‌آیدکه کافران و مشرکان می‏‎گویند و بر زبان می‌رانند.گواهی می‌دهد بر این‌که خدا مالک حقیقی است‌، و چیره واقعی راستینی است‌که جز او معبودی نیست‌. او است‌که صاحب سلطه و قدرت و والائی و والامقامی است‌:

(رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ).

صاحب عرش عظیم‌.

هر ادعائی‌که درباره الوهیت‌کسی با خدا بشود، ادعائی است بدون دلیل و برهان. دلیلی و برهانی از دلائل و براهین جهان هستی‌، و از منطق فطری‌، و از حجت عقلی‌، به همراه همچون ادعائی نیست‌. حساب مدعی همچون ادعائی با خدا است‌، و فرجام همچون ادعائی معلوم است‌:

(إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ).

قطعا کافران رستگار نمی‌کردند.

این قانون و سنتی است‌که تخلف‌ناپذیر است‌. همان گونه که رستگاری مومنان بخشی از این قانون و سنت بزرگ است‌.

هرانچه مردمان از نعمتها وکالاهای جهان‌، و از قدرت و قوت و سلطه و تسلط می‌بینند که بهره کافران در برخی از روزگاران است‌، در ترازوی ارزشهای حقیقی مایه نجات و نشانه رستگاری ایشان نیست‌. بلکه یکایک اینها ابزار امتحان و وسیله استدراج است‌. یعنی کافران را با آنها به محک آزمایش می‌زنند، و ایشان را با آنها پله‌پله به سوی دوزخ می‌بریم این نعمت‏ها و کالاها و قدرتها و قوتها و سلطه‌ها و تسلطها وبال‌گردن کافران در دنیا می‌گردد و مایه درد سر ا‌یشان می‌شود. اگر برخی از آنان در دنیا از مکافات عمل برهند، در آخرت به حساب ایشان رسیدگی می‌گردد و کیفرشان به تمام و کمال داده می‌شود. آخرت واپسین مرحله از مراحل پیدایش است‌، و در تقدیر و تدبیر خدا چیز جداگانه‌ای از این مراحل نیست‌. بدین خاطر آخرت ضروری است‌، و وقتی که با دیده ژرف‌نگری و دوراندیشی بنگریم و دقت کنیم آخرت باید باشد و چاره ای از آن نیست.

*
آخرین آیه در سوره «‌مومنون‌» رو به خدا کردن و درخواست مغفرت و مرحمت و بخشیدن و مهر ورزیدن است.
(وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ).
بگو: پروردگارا! (‌گناهانم را) ببخشای و (‌به من‌) مرحمت فرمای‌، چرا که تو بهترین مهربانانی‌.

در اینجا است که سرآغاز سو