از  آنجا  می‌توانست  کوچ  جهانی  خود  را  بیاغازد،  کوچ  جهانی‌ای  که  از  همان  لحظه  اول  به  خاطر  آن  آمده  بود.

در  جزیرة‌العرب  حکو‌مت  منظم  و  مرتبی  نبود،  حکو‌متی  که  دارای  قوانین  و  مقررات  و  سپاهیان  و  پاسبانان  و  سلطه  و  قدرت  فراگیری  در  آنجا  باشد  و  در  برابر  عقیده  جدید  ایستادگی‌کند  و  برزمد  با  سلطه  و  قدرتی‌که  دارد،  و  مردمان  دقیقاً  از  آن  فرمان  ببرند  و  اطاعت‌کنند،  بدان‌گونه‌که  در  امپراتوریهای  چهارگانه  چنین  بود.

همچنین  در  جزیرة‌العرب  آئین  ثابت  و  استواری  نبودکه  دارای  روشها  و  منشها  و  نشانه‌های  روشن  خط  سیر  باشد.  آئینی‌که  در  آنجا  بود  بت‌پرستی  پراکنده  جاهلیت‌،  و  باورها  و  پرستشهای‌گوناگون  و  جوراجور  بود  و  بس.  عربها  خداگونه‌های  مختلفی  از  فرشتگان  و  جنیان  و  ستارگان  و  بتها  داشتند،  هرچندکه‌کعبه  و  قریش  از  سلطه  و  قدرت  دینی  همگانی  در  جزیرة‌العرب  برخوردار  بودند،  ولی  این  سلطه  و  قدرت‌،  سلطه  و  قدرت  استوار  و  محکمی  نبودکه  بتواند  در  برابر  دین  جدید  بایستد  و  منظم  و  مرتب  پایداری‌کند  و  برزمد.  اگر  به  خاطر  مصالح  اقتصادی  و  اوضاع  و  احوال  خاص  روساء  و  سران  قریش  نبود،  رو  در  روی  اسلام  این  اندازه  هم  مقاومت  نمی‌کردند  و  سرسختی  نشان  نمی‌دادند.  آنان  می‌دانستند  که  در  عقائدشان  چه  اندازه  پریشانی  و  تزلزل  و  نابسامانی  وجود  دارد.

نابسامانی  و  پریشانی  نظام  سیاسی  جزیرة العرب  همراه  با  نابسامانی  و  پریشانی  نظام  دینی‌،  بهترین  شرائط  و  ظروفی  بود  که  دین  جدید  در  آن  می‌توانست  پابرجا  شود  و  آزاد  از  هرگونه  سلطه  و  قدرتی  باشدکه  با  سرشت  این  آئین  نمی‌ساخت  و  در  دوران  رشد  و  بالندگیش  بر  آن  می‌تاخت‌.

در  میان  این  نابسامانی  و  پریشانی‌،  اوضاع  اجتماعی  موجود  در  جزیرةالعرب  نیز  درکار  حمایت  از  رشد  و  نمو  و  بالندگی  دعوت  جدید،  ارزش  خود  را  داشت‌.  نظام  قبیله‌گری  حاکم  بود.  عشیره  مقام  و  ارج  خود  را  در  این  نظام  داشت‌.  هنگامی‌که  محمّد  (ص)دعوت  خویش  را  شروع‌کرد  شمشیرهای  بنی‌هاشم  را  برای  حمایت  از  خود  دید.  هماهنگي  قبیله‌گری  را  فرصت  مناسبی  یافت‌.  زیرا  عشائر  می‌ترسیدند  بر  ضد  بنی‏هاشم  به  خاطر  حمایت  از  محمّد  (ص) ‌جنگی  را  به  راه  اندازند،  هرچند  بنی‏هاشم  بر  آئین  او  نبودند.  بلکه  عشائر  می‌ترسیدند  بر  کسانی  بشورند  و  دست  تعدی  درازکنندکه  در  میان  آنان  افراد  اندکی  بودند  که  در  ابتدای  دعوت  اسلامی  مسلمان  شده  بودند  و  خاندان  و  قوم  و  قبیله‌ای  داشتند.  از  اذیت  و  آزار  ایشان  و  از  ادب  کردن  و  تنبیه  آنان  خودداری  می‌کردند  به  خاطر  خود  خاندان  و  قوم  و  قبیله‌ای  که  داشتند.  بندگانی  که  به  خاطر  اسلامشان  شکنجه  و  آزار  می‌دیدند  تنها  شکنجه  و  آزارشان  از  سوی  صاحبان  و  سرورانشان  روا  دیده  می‌شد.  بدین  خاطر  ابوبکر  (رض)  این  بندگان  را  می‌خرید  و  آزادشان  می‌کرد.  بدین‌گونه  از  اذیت  و  آزار  رهائی  می‌یافتند،  و  از  برگشت  از  آئین  اسلام  نجات  پیدا  می‌نمودند  .  .  .  پیدا  است‌که  این  حال  و  وضع  چه  امتیازی  برای  رشد  و  نمو  و  بالندگی  و  پیشرفت  دین  جدید  در  بر  داشته  است‌.

افزون  بر  اینها،  خود  صفات  ملت  عرب‌،  از  قبیل  دلیری  و  آزادگی  و  بزرگمنشی‌،  به  پذیرش  وگسترش  دین  اسلام  کمک  کرد.  چه  این  صفات‌،  استعدادها  و  آمادگیهای  ضروری  و  مورد  نیاز  برای  قبول  عقیده  جدید  و  برعهده  گرفتن  مشکلات  و  مـعضلات  و  اقدام  به  تکالیف  و  وظائف  آن  است‌.

جزیرة‌العرب  در  آن  روز  و  روزگار  مزرعه  آماده  و  خوبی  برای  دانه‌های  نهضت  و  قیام  بود.  جزیرة‌العرب  موج  می‌زد  از  لیاقتها  و  شایستگیها  و  استعدادها  و  شخصیتهانی‌که  آماده  پذیره  رفتن  و  در  آغوش‌گرفتن  این  نهضت  و  جنبش  اندوخته در دل غیب بودند.جزیرة العرب  لبریز  از  تجربه‌های  معین  بشری  بود،  تجربه‌هائی  که  حاصل  کوچها  و  مسافرتهای  عربها  به  اطراف  و  نواحی  امپراتوریهای  شاهان  ایران  و  شاهان  روم  بود.  مشهورترین‌کوچها  و  مسافرتها،‌کوچها  و  مسافرتهای  زمستانی  به  جنوب‌،  وکوچها  و  مسافرتهای  تابستانی  به  شمال  بود،  دوکوچ  و  مسافرتی‌که  در  قرآن  در  این  فرموده  خداوند  متعال  ذکرگردیده  است‌:

(لإيلاف قريش إيلافهم رحلة الشتاء والصيف . فليعبدوا رب هذا البيت ,الذي أطعمهم من جوع و آمنهم من خوف)

  بـه  خاطر  انس  و  الفت  قریش‌.  بـه  خاطر  انس  و  الفت  ایشان  به  کوچ  زمستانه  و  تابستانه  (‌بازرگانی  به  سوی  یمن  در  زمستان  و  به  سوی  شام  در  تابستان‌)‌.  بایستی  خداوندگار  این  خانه  (‌خدا،  کعبه‌)  را  بپرستند  (‌که  این  امن  و  امنیت  را  در  طول  راه  و  در  شهرها  و  کشورهای  پر  از  کشمکش  و  ستم  و  جنگ  و  غارت‌،  برای  ایشان  فراهـم  آورده  است‌)‌.  خداوندگاری  که  از  گرسنگی  ایشان  را  رهانیده  است  و  خوراکشان  داده  است‌،  و  آنان  را  از  خوف  و  هراس  (‌راهزنان  قبائل  در  راه‌ها،  و  ستمگران  و  قلدران  در  شهرها  و  کشورها،  رهائی  بخشیده  است  و)  ایمن  ساخته  است‌.   (‌سوره  قریش‌)

اسباب  و  علل  زیادی  دست  به  دست  هم  داده  بود  تا  این  پشتوانه  ستبر  و  فراوان  تجربه‌ها  با  آمادگی‌کامل  محیط  یکجا  جمع  شود،  و  دریچه‌های  سینه‌ها  برای  استقبال  از  این  وظیفه  بزرگ  بازگردد،  وظیفه  بزرگی‌که  جزیره‌العرب  برای  آن  برگزیده  شده  بود.  هنگامی‌که  اسلام  آمد  از  همه  این  پشتوانه  استفاده‌کرد،  و  این  نیروی  اندوخته  را  رهنمود  نمود،  نیروی  اندوخته‌ای‌که  گنجینه‌های  آن  برای  گشودن  آماده  می‌گردید.  خدا  آن  گنجینه‌ها  را  باکلید  اسلام  بازکرد،  و  آنها  را  پشتوانه  و  اندوخته  اسلام  کرد.  چه‌بسا  این  برخی  از  چیزهائی  است  که  برای  ما  وجود  این  جمع  مردان  بزرگ  صحابه  را  در  نسل  نخستین  تفسیر  می‌کند،  نسل  نخستینی‌که  در  زمان  حیات  پیغمبر  (ص)  می‌زیستند،  امثال‌:  ابوبکر،  عمر،  عثمان‌،  علی‌،  حمزه‌،  عتاس‌،  ابـوعبیده‌،  سعد  پسر  ابی‌وقاص‌،  خالد  پسر  ولید،  سعد  پسر  معاذ،  ابوایوب  انصاری‌،  و  جز  آنان  از  زمره  آن‌گروهی‌که  اسلام  را  دریافتند،  و  با  آغوش  باز  پذیره  آن  رفتند  و  پرچم  آن  را  بر  دوش‌کشیدند،  و  در  پرتو  اسلام  بالیدند  و  بزرگ  گردیدند  و  شایسته  و  بایسته  شدند.  به  هر  حال  با  خود  دانه‌های  خوب  و  ارزشمندی  برای  رشد  و  نمو  وکمال  برداشتند.

اینجا  جای  شرح  و  بسط  توصیف  آمادگی  جزیرة‌العرب  برای  حمل  رسالت  جدید،  و  حفظ  و  حمایت  رشد  و  نمو  رسالت  جدید،  و  توان  حفاظت  و  صیانت  خود  وکسان  پیرامونش  نیست‌،  شرح  و  بسط  چیزهائی‌که  بیانگر  برخی  از  اسباب  و  علل‌گزینش  آنجا  به  عنوان  گهواره  عقیده  جدید  است‌،  عقیده  جدیدی‌که  برای  جملگی  انسانها  آمده  ا