چه  بخواهد  بدهد،  و  ایشان  را  از  آنچه  بخواهد  محروم‌کند،  و  هرچه  راکه  در  دسترس  آنان  و  مورد  بهره‌برداری  ایشان  است  از  دستشان  بگيرد  و  بیرون  بیاورد،  و  در  دسترسشان  قرار  دهد  و  به  دستشان  بسپارد  هرچه  راکه  خود  بخواهد،  عوض  آنچه  از  دسترسشان  بیرون  آورده  است  و  از  دستشان‌گرفته  است  .  .  .  ملک  حقیقی  متعلق  به  خدائی  است‌که  بر  سرشت  اشیاء  فرمان  می‌راند  و  سرشت  اشیاء  را  برابر  قانون  و  سنت  منتخب  و  برگزیده  می‌گرداند،  و  سرشت  اشیاء  فرمان  ببرد  و  اطاعت‌کند  و  بگردد  و  بچرخد  مطابق  آن  قانون  و  سنتی‌که  یزدان  نهاده  است  و  مقرر  داشته  است‌.  بدین  اعتبار  هرچه‌که  در  آسمانها  و  هرچه  در  زمین  است  متعلق  به  «‌خدا»  است  وکسی  جز  او  در  آن  شرکت  ندارد.
« وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ».
او  والا  و  بزرگوار  است‌.

او  تنها  مالک  نیست  و  بس،  بلکه  او  مالک  خود  بالائی  و  والائی  و  بزرگ  و  سترگی  است‌.  بالائی  و  والائی  و  بزرگ  و  سترگي‌ای‌که  همه  چیز  با  مقایسه  بدان  پائین  و  ناچیز  است‌.

هروقت  این  حقیقت  در  دلها  و  درونها  واقعاً  جایگزین  گردد،  مردمان  می‌دانند  در  چیزی  که  برای  خود  می‌خواهند،  چه  خیرو  خوبی  و  چه  رزق  و  روزی  و  چه  کسب  وكار  باشد،  به‌کجا  رو  می‌کنند.  چه  هرچه  در  آسمانها  و  هرچه  در  زمین  است  متعلق  به  خدا  است‌،  و  مالک‌کسی  است‌که  عطاء‌کردن  و  بخشیدن  در  دست  او  باشد.گذشته  از  این‌،  خدا:  (والا  و  بزرگوار)  است‌،  والا  و  بزرگواری‌که  هرکه  دست  درخواست  به  سـویش  برداردکوچک  و  حقیر  و  پست  و  ناچیز  نمی‌گردد،  بسان  کسی‌که  دست  درخواست  به  سوی  آفریده‌ها  دراز  می‌کند،  در  حالی‌که  آفریده‌ها  نه  والا  و  نه  بزرگوارند.  آنگاه  نمادی  از  اختصاص  مالکیت  یزدان  در  جـهان‌،  و  تعلق  علو  و  عظمت  به  ایزد  منان  را  نشان  می‌دهدکه  در  سكوت  آسمانها  جلوه‌گر  می‌آید،  آسمانهائی  که  از  شکو‌همندی  عظمتی  که  از  آفریدگار  خود  درمی‌یابند  نزدیک  است  از  همدیگر  پراکنده  گردند  و  فروپاشند  و  نیز  از  مشاهده‌کجروی  و  انحراف  برخی  ازکسانی‌که  در  زمین  بسر  می‏‎برند  و  از  مسیر  آسمانها  دور  می‌افتند  و به  کژراهه  می‌افتند.  همچنین  این  اختصاص  مالکیت  یزدان  در  جهان‌،  و  تعلق  علو  و  عظمت  به  ایزد  منان  در  حرکت  فرشتگان  جلوه‌گر  می‌آید،  فرشتگانی‌که  به  حمد  و  ثنای  پروردگار  خود  می‌پردازند،  و  برای  سرنشینان  زمین‌طلب  آمرزش  می‌کنند،  آمرزش‌کجروی  و  انحرافی  که  می‌ورزند  و  سرکشی  و  گردن‌کشی‌ای  که  نشان  می‌دهند:

(  تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ)  .

(‌خدا  که  مالکیت  عالم  هستی  از  آن  او  است‌،  به  قدری  عظیم  است  که‌)  آسمانها  (‌با  همه  عظمتی  که  دارند)  نزدیک  است  (‌در  برابر  جلالت  و  عظمت  او  کرنش‌کنان‌)  از  بالا  درهم  بشکافند،  و  فرشتگان  (‌با  همه  قدرتی  که  دارند  دائماً)  بـه  تسبیح  و  تقدیس  پروردگارشان  مشغول  و  برای  کسانی  که  در  زمین  هستند  درخواست  آمرزش  می‌کنند.  هان‌!  (‌ای  انسـان  غافل  از  اطاعت  آسمانها  و  افلاک  و  عبادت  فرشتگان  پاک‌!  بدان  که‌)  یزدان  آمرزگار  و  مهربان  است‌.  (‌اگر  از  سر  صدق  سر  بندگی  بر  آستانه  او  بگذاری  و  دست  دعا  به  سویش  برداری‌،  با  عالم  علوی  همآوا  شده‌ای‌،  و  قلم  عفو  الهی  بر  گناهانت  کشیده  می‌شود)‌.

آسمانها  آن  آفریده‌های  بزرگ  و  سترگ  وحشت‌انگیزی  هستندکه  بر  فراز  سر  خود  آنها  را  می‌نگریم  وقتی‌که  بر  روی  این  زمین  قرار  داریم‌،  و  جز  چیزهای  اندکی  از  گوشه کوچکی  از  آنها  را  نمی‌دانیم‌.  تا  به  امروز  به  برخی  از  چیزهائی‌کـه  در  آسمانها  هستند  پی  برده‌ایم  و  دانسته‌ایم  که  حدود  صد  هزار  میلیون  کهکشان  وجود  دارد. [1]  در  هرکهکشانی  حدود  صد  هزار  میلیون  خورشید  وجود  دارد  خورشیدهای  همچون  خورشید  ما،  و  حجم  خورشید  ما  بیش  از  یک  میلیون  برابر  حجم  زمین‌کوچک  ما  است‌!  این‌کهکشانهائی  که  ما  توانسته‌ایم  در  رصدخانه‌های  کوچک  خود  آنها  را  رصد  کنیم  و  زیر  نظر  بداریم  در  فضای  آسمان  پراکنده‌اند،  و  فاصله  آنها  از  یکدیگر  بسیار  فراخ  وگشاد  است‌،  و  صدها  هزار  و  میلیونها  میلیون  سال  نوری  تخمین  زده  می‌شود.  یعنی  با  سرعت  نور  سنجیده  می‌شود،  و  نور  در  هر  ثانیه  ١٦٨٠٠٠  مایل  سرعت  دارد!

این  آسمانهائی  که  گوشه  کوچک  محدودی  از  آنها  را  شناختیم‌،  نزدیک  است  از  بالا  درهم  بشکافند  و  متلاشی  گردند  .  .  .  از  ترس  خدا  و  به  خاطر  عظمت  و  والائی  او،  و  همچنین  به  سبب  ترس  از  انحراف  وکجروی  برخی  از  اهالی  زمین‌،  و  ترس  از  این‌که  چنان  منحرفان  و  کجروانی  همچون  والائی  و  عظمتی  را  فراموش  می‌کنند،  والائی  و  عظمتی‌که  سراسر  جهان  هستی  آن  را  احساس  می‌کنند  و  از  آن  بر  خود  می‌لرزند  و  به  تکان  درمی‌آیند،  و  نزدیک  می‌گردد  از  بالاترین  نقطه  موجود  در  آن  درز  بردارند  و  پاره  پاره‌گردند!

(وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ ).

فرشتگان  (‌بـا  همه قدرتی  که  دارند  دائـماً)  به  تسبیح  و  تقدیس  پروردگارشان  مشغول  و  برای  کسانی  که  در  زمین  هستند  درخواست  آمرزش  می‌کنند.

فرشتگان  پرستشگران  و  مطیعان  مطلق  هستند.  لذا  سزاوارتـرین  آفریدگان  برای  آرامش  و  اطمینان  می‏‎باشند.  ولیکن  آنان  پیوسته  به  تسبیح  و  تقدیس  پروردگارشان  می‌پردازند،  چرا  که  والائی  و  عظمت  او  را  لمس  می‌کنند  و  پیش  چشم  می‌دارند،  و  ازکوتاهی  و  قصور  در  حمد  و  ثنا  و  طاعت  و  عبادت  خود  هراس  دارند.  در  صورتی‌که  ساکنان  مقصر  و  ضعیف  زمین  منکر  چنین  والائی  و  عظمتی  می‌گردند  و  راه  انحراف  در  پیش  می‌گیرند  وکژراهه  می‌روند.  فرشتگان  از  این  بابت  هم  از  خشم  خدا  می‌ترسند،  و  پیوسته  برای  ساکنان  زمین  درخواست  آمرزش  می‌کنند،  آمرزش  نافرمانی  و  کوتاهی  و  بزه  وگناهی‌که  از  انسانها  سر  می‌زند.  جائز  است  که  مقصود  درخواست  آمرزش  فرشتگان  برای  کسانی  باشدکه  مومن  هستند،  همان‌گونه‌که  در  سوره  غافر  آمده  است‌:

( الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا)  . 

 آنان  که  بردارندگان  عرش  خدایند  و  آنان  که  گرداگرد  آنند  به  سپاس  و  ستایش  پروردگارشان  سرگرمند  و  بدو  ایمان  دارند  و  برای  مومنان  طلب  آمرزش  می‏‎کنند.  (غافر/7)  

در  این  حالت  پدید  می‌آیدکه  چه  اندازه  فرشتگان  از  هر  منیت  وگناهی  به  هراس  