ی‌افزاید.

*
(حم . عسق . كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ . تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ)  .  

حا.میم‌.  عین‌.  سین‌.  قاف‌.  خدای  نیرومند  و  فرزانه‌،  به  تو  و  به  کسانی  که  پیش  از  تو  (‌پیغمبر)  بوده‌اند  این  چنین  (‌معانی  و  مقاصدی  که  در  این  سوره  است‌)  وحی  می‌کند.  (‌سرچشمه  وحی  همه  جا  وهمه  وقت  یکی  است  كه  پروردگار  جهان  است‌،  و  محتوای  وحی  نیز  در  اصول  و  کلیات  برای  جملگی  پیغمبران  یکی  است‌)‌.  آنچه  در  آسمانها  و  آنچه  در  زمین  است‌،  از  آن  خدا  است‌،  و  او  والا  و  بزرگوار  است‌.  (‌خدا  که  مالکیت  عالم  هستی  از  آن  او  است‌،  به  قدری  عظیم  است  که‌)  آسمانها  (‌با  همه  عظمتی  که  دارند)  نزدیک  است  (‌در  برابر  جلالت  و  عظمت  او  کرنش‌کنان‌)  از  بالا  درهم  بشکافند.  و  فرشتگان  (‌با  همه  قدرتی  که  دارند  دائماً‌)  به  تسبیح  و  تقدیس  پروردگارشان  مشغول  و  برای  کسانی  که  در  زمین  هستند  درخواست  آمرزش  می‌کنند.  هان‌!  (‌ای  انسان  غافل  از  اطاعت  آسمانها  و  افلاک  و  عبادت  فرشتگان  پاک‌!  بدان  که‌)  یزدان  آمرزگار  و  مهربان  است‌.  (‌اگر  از  سر  صدق  سر  بندگی  بر  آستانه  او  بگذاری  و  دست  دعا  به  سویش  برداری‌،  با  عالم  علوی  همآوا  شده‌ای‌،  و  قلم  عفو  الهی  بر  گناهانت  کشیده  می‌شود)‌.  افرادی  کـه  جز  خدا  (‌کسانی  و  چیزهای  دیگری  را)  مددکار  و  یاور  خود  می‏‎گیرند،  خداوند  مراقب  ایشان  است  (‌و  اقوال  و  افعال  آنان  را  زیر  نظر  دارد  و  حساب  گفتار  و  کردارشان  را  نگاه  می‌دارد  و  در  موقع  خود  کیفر  لازم  را  بـدیشان  مـی‌دهد)  و  تـو  مامور  و  مسـوول  حسابرسی  و  پائیدن  کار  و  بار  آنان  نیستی‌.  (‌بلکه  بر  رسولان  پیام  باشد  و  بس‌)‌.

تاکنون  از  حروف  مقطعه  اوائل  سوره‌ها،  به  اندازه‌کافی  سخن  رفته  است‌.  حروف  مقطعه  در  اینجا  در  سرآغاز  این  سوره  نیز  ذکر  می‌گردد،  و  به  دنبال  آنها  این  فرموده  خداوند  بزرگوار  می‌آید:

«كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »  ٠

خدای  نیرومند  و  فرزانه‌،  به  تو  و  به  کسانی  که  پیش  از  تو  (‌پیغمبر)  بوده‌اند  این  چنین  (‌معانی  و  مقاصدی  که  در  این  سوره  است‌)  وحی  می‏‎كند.  (‌سرچشمه  وحی  همه  جا  و  همه  وقت  یکی  است  که  پروردگار  جهان  است‌،  و  محتوای  وحی  نیز  در  اصول  و  کلیات  برای  جملگی  پیغمبران  یکی  است‌)‌.

یعنی  همسان  آن‌،  و  بر  این  منوال  و  روال‌،  و  به  همین  شیوه  و  طریقه‌،  به  تو  وحي  می‌گردد  و  به‌کسانی‌که  پیش  از  تو  بوده‌اند  وحي  گردیده  است‌.  وحي  کلمه‌ها  و  واژه‌ها  و  عبارتهائی  است  که  از  همین  حرفهائی  ساخته  شده  است‌که  مردم  آنها  را می‌شناسند  و  درک  و  فهمشان  می‌کنند  و  معانی  و  مفاهیمشان  را  می‌دانند،  امّا  با  این  وجود  نمی‌توانند  از  آن  حرفهائی‌که  می‌شناسند  همچو‌ن  این  آیات  را  بسازند  و  ارائه  د‌هند.

از  دیگر  سو  یگانگی  وحي،  و  یگانگی  سرچشمه  وحی  بیان  می‌شودکه  خداوند  چیره  وکاربجا  است‌.  وحي‌کننده  یزدان  سبحان  است  و  وحی  بدیشان  شده  پیغمبران  در  طول  روزگارانند.  وحي  از  لحاظ  اصل  و  بنیاد  یکی  است  هرچندکه  ییغمبران‌گوناگون  بوده‌اند  و  زمانها  مختلف  بوده  است‌:

( إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ ).

به  تو  و  به  کسانی  که  پپش  از  تو  (‌پیغمبر)  بوده‌اند  (‌این  چنین  معانی  و  مقاصدی  که  در  این  سوره  است  وحی  می‌کـند)‌.

این  داستانی  است  که  سرآغاز  آن  بسی  دور  است‌،  و  ریشه  در  پیچها  و  لابلاهای  زمان  دارد.  زنجیره  آن  دارای  حلقه‌های  بیشماری  است‌.  حلقه‌های  آن  هم  تو  در  تو  و  درهم  تنیده  است‌.  دارای  برنامه‌ای  است‌که  هرچند  شاخه‌ها  و  فروع  آن‌گوناگون  است  از  ارکان  و  اصول  ثابت  و  استواری  برخوردار  است‌.

این  حقیقت  -  بدین  منوال  و  بر  این  روال  -‌ وقتی‌که  در  دلها  و  درونهای  مومنان  جایگزین  می‌گردد،  مومنان  را  با  اصالت  و  ثبات  چیزی‌که  بر  آن  هستند،  و  با  یگانگی  سرچشمه  و  وحدت  راه  و  روش  آن  آشنا  مـی‌سازد،  و  ایشان  را  با  سرچشمه  این  وحي،  سخت  مرتبط  می‌کند  و  محکم  و  استوار  می‌بندد:

«اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »  ٠

خدای  نیرومند  و  فرزانه‌.

همچنین  مومنان  را  با  خویشاوندی  و  قرابتی  آشنا  می‌گرداند  که  میان  آنان  و  میان  سائر  مومنان‌،  یعنی  پیروان  وحي  در  هر  زمان  و  در  هر  مکانی  است‌.  بـه  مومنان  تفهیم  می‌کند  که  این  خانواده  ایشان  است  که  ریشه  در  ژرفاهای  تاریخ  دارد،  و  رگه‌ها  و  ریشه‌های  آن  در  دره‌های  زمان  لمیده  است‌،  و  همه  و  همه  در  نهایت  به  خدا  می‌رسند  و  می‌پیوندند،  و  در  خدا  جملگی  همدیگر  را  ملاقات  می‌کنند.  خدا  «‌عـزیز»  و  چیره  است‌.  او  نیرومند  و  توانا  و  «‌حکیم‌»  وکاربجا  است‌.  برابر  حکمت  و  صلاحدید  خود  به  هرکس‌که  بخواهد  آنچه  راکه  بخواهد  وحي  می‌کند  و  پیام  می‌دهد.  پس  چرا  از  این  برنامه  الهی  یگانه  و  استوارکناره‌گیری  می‌کنند  و  به  راه‌های  متفرقه  و  پراکنده‌ای  می‌کرایند  که  به  خدا  منتهی  نمی‌شوند،  و  سرچشمه‌ای  برای  آنها  شناخته  نمی‌شود،  و  رویکرد  هدفداری  و  استواری  ندارند؟!

روند  قرآنی  در  ذکر  صفات  خداوندی  به  پیش  ميرود  که  به  جملگی  پیغمبران  وحی  فرستاده  است‌.  مقرر  می‌دارد  که  صاحب  یگانه  آنچه  در  آسمانها  و  زمین  است  او  است‌،  و  تنها  او  والا  و  بزرگوار  است‌:

« لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ».    

آنچه  در  آسمانها  و  آنچه  در  زمین  است‌،  از  آن  خدا  است‌،  و  او  والا  و  بزرگوار  است‌.

در  بسیاری  از  اوقات  انسانها  گول  می‌خورند  و  گمان  می‌برندکه  صاحب  و  مالک  چیزی  هستند،  همین‌که  می‏بینند  آنان  چیزهائی  را  در  دستهایشان  می‏یابند  و  می‌بینندکه  آن  چیزها  مسخر  آنان  و  در  دسترسشان  قرار  دارد  و  از  آن  سود  می‏‎برند  و  استفاده  می‌کنند،  و  در  راه  کاری‌که  می‌خواهند  آن  چیزها  را  مورد  بهره برداری  قرار  می‌دهند.  امّا  این  ملک  حقیقی  بشمار  نمی‌آید.  بلکه  ملک  حقیقی  متعلق  به  خدا  است‌،  خدائی‌که  پدیدار  می‏‎گرداند  و  نابود  می‌نماید،  و  زندگی  می‏بخشد  و  می‌میراند،  و  می‌تواند  به  مردمان  آ