ه  نام  جبرئیل‌)  بفرستد  و  او  به  فرمان  آفریدگار  آنچه  را  می‌خواهد  (‌به  پیغمبران‌)  وحی  کند.  وی  والا  و  کاربجا  است‌.  همانگونه  که  به  پیغمبران  پیشین  وحی  کرده‌ایم‌،  به  تـو  نیز  به  فرمان  خود  جان  را  وحی  کرده‌ایم  (‌که  قرآن  نام  دارد  و  مایه  حیات  دلها  است‌.  پیش  از  وحی‌)  تو  که  نمی‌دانستی  کتاب  چیست  و  ایمان  کدام‌،  ولیکن  ما  قرآن  را  نور  عظیمی  نموده‌ایم  که  در  پرتو  آن  هرکس  از  بندگان  خویش  را  بخواهیم  هدایت  می‌بخشیم‌.  تو  قطعاً  (‌مردمان  را  با  این  قرآن‌)  به  راه  راست  رهنمود  می‌سازی‌،  راه  خدائی  که  متعلق  بدو  است  همه  چیزهائی  که  در  آسمانها  و  زمین  است‌.  هان‌!  همه  کارها  به  خدا  بازمی‏گردد  (‌و  هر  کاری  تحت  نظارت  دقیق  او  و  با  اطلاع  و  اجازه  او  انجام  می‌پذیرد،  و  هر  چیزی  بدو  مربوط  است‌)‌.   (‌شو‌ری‌51-53) 

 گذشته  از  این  در  پرتو  تکیه  بر  حقیقت  وحی  و  رسالت  در  روندکلی  سوره‌،  هدف  ویژه‌ای  برای  عرضه  سوره  بدین  روال  و  منوال‌،  و  با  این  پیاپی  قرارگرفتن  و  به  دنبال  یکدیگر  آمدن‌،  نمودار  و  پدیدار  می‌آید.  این  هدف‌،  تعیین  رهبری  تازه  برای  مژده  داده‌شدگان  است‌،  

رهبری‌ای‌که  مجسم  و  جلوه‌گر  است  در  رسالت  واپسین‌،  و  در  پیغمبر  این  رسالت  و  آئین‌،  و  در  امّت  مسلمانی‌که  از  برنامه  استوار  و  پایدار  و  ماندگار  پیغمبر  خود  پیروی  می‌کند.  نخستین  اشاره  در  سرآغاز  این  سوره  فرامی‌رسد:

(كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)  .

خداوند  نیرومند  و  فرزانه‌،  به  تو  و  به  کسانی  که  پیش  از  تو  (‌پیغمبر)  بوده‌اند  این  چنین  (‌معانی  و  مقاصدی  که  در  این  سوره  است‌)  وحی  می‌کند.  (‌سرچشمه  وحی  همه  جا  و  همه  وقت  یکی  است  که  پروردگار  جهان  است‌،  و  محتوای  وحـی  نیز  در  اصول  و  کلیات  برای  جملگی  پیغمبران  یکی  است‌)‌.

تا  این  اشاره  بیان  دارد  خدا  است‌که  همه  رسالتها  را  به  همه  پیامبران  وحي  می‌کند،  و  واپسین  رسالت  امتداد  و  ادامه  کاری  است  که  از  دیرباز  مقرر  و  مستمر  بوده  است‌.

دومین  اشاره  پس  از  اندکی  فرامی‌رسد:    

(  وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا)  ٠

این  چنین  (‌روشن  و  گویا)  قرآن  بزرگواری  را  که  به  زبان  عربی  است  به  تو  وحی  می‌کنیم  تا  اهل  مکه  و  دور  و  بر  آن  را  (‌از  خشم  خدا  و  عذاب  دوزخ‌)  بترسانی‌.

این  اشاره  هم‌،  مرکز  رهبری  تازه‌ای  را  بیان  و  مقرر  می‌داردکه  بعداً  بدان  اشاره  می‌گردد.

در  اشاره  سوم‌،  یزدان  سحان  وحدت  و  یگان  رسالت  را  بیان  می‌فرماید  بعد  از  آن‌که  در  اشاره  وحدت  و  یگان  مصدر  و  سرچشمه  را  مقرر  فرموده  است  و  مشخص  فرموده  است‌:

( شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ)‌.    

خداوند  آئینی  را  برای  شما  (‌مومنان‌)  بیان  داشته  و  روشن  نموده  است  که  آن  را  به  نوح  توصیه  کرده  است  و  ما  آن  را  به  تو  وحی  و  به  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  سفارش  نموده‌ایم‌.  (‌به  همه  آنان  سفارش  کرده‌ایم  که  اصول‌)  دین  را  پابرجـا  دارید  و  در  آن  تفرقه  نکنید  و  اختلاف  نورزید.

 این  اشاره  به  پیش  می‌رود  و  بیان  می‌داردکه  این  تفرقه  با  وجود  این  توصیه  روی  داده  است‌،  آن  هم  نه  این‌که  پیروان  آن  پیغمبران  بزرگ  نداشته  باشند،  بلکه  از  روی  علم  و  آگاهی  راه  تفرقه  در  پیش‌گرفته‌اند  و  دسته  دسته  و  گروه  گروه  گشته‌اند:

« وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ »  ٠

(‌پیروان  پیغمبران  پیشین‌،  در  باره  دین‌)  گروه  گروه  و  دسته  دسته  نشده‌اند  (‌و  راه  اختلاف  در  پیش  نگرفته‌اند)  مگر  بعد  از  علم  و  آگاهی  (‌از  برنامه  و  اصول  و  ارکان  دین  و  بی  بردن  به  حقانیت  آئین‌)‌.  و  این  تفرقه‌جوئی  تنها  به  خاطر  ستمگری  و  کجروی  در  میان  خودشان  بوده  است‌.

باز  هم  این  اشاره  به  پیش  می‌رود  و  حال  و  احوال‌کسانی  را  بیان  می‌داردکه  پيش  از  همچون  کسانی  تفرقه‌جو  آمده‌اند  و  پای  به  جهان  گذاشته‌اند:

« وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ قُرِيبٍ »‌.

آنانی‌که  (‌در  روزگار  تو  اهل‌کتاب  بشمارند  و)‌کتابهای  آسمانی  بعد  ازگذشتگان  به  دستشان  رسیده  است‌،  درباره  آنها  دچار  شک  وگمان  توام  با  بدبینی  و  سوء‌ظن  شده‌اند  (‌والا  اگر  به‌کتابهای  خود  ایمان‌کامل  داشتند،  پی  می‌بردندکه  تو  حقیقةً  فرستاده  خدایی‌.

در  این  حد  و  مرز،  روشن  می‌گرددکه  انسانها  به  هرج  و  مرج  افتاده‌اند  و  دچار  شک  وگمان‌گردیده‌اند،  و  رهبری  راهیابی  برایشان  نمانده  است‌،  رهبری  راهیابی  که  بر  برنامه  ثابت  و  استواری  پابرجا  و  ماندگار  باشد  .  .  .  آخر  رسالت  آسمان‌،  رسالتی  که  انسانها  را  رهبری  می‌کند،  در  میان  پیروان  خود  دچار  تفرقه  و  اختلاف  گردیده  است‌.  و  آنان‌که  بعد  از  ایشان  آمده‌اند  و  پای  به  جهان  گذاشته‌اند  با  شک  و  تردید  آن  رسالت  را  دریافت  داشته‌اند،  شک  و  تردیدی‌که  با رهبری راهیاب سازگار نیست و راست و درست در نمی‌آید.

بدین  خاطر  یزدان  سبحان  نمایندگی  واپسین  رسالت‌،  و  نماینده  حامل  این  رسالت  برای  این  رهبری  را  اعلان  و  اعلام  می‌فرماید:     

(  فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ  ... )...الخ...

تو  نیز  مردمان  را  به  سوی  آن  (‌آئین  واحد  الهی  دعوت  کن  که  اسلام  است‌)  و  آن  گونه  که  به  تو  فرمان  داده  شده  است  (‌بر  دعوت  مردمان  به  دین  یزدان  ماندگار  باش  و  در  این  راه‌)  ایستادگی  کن  و  از  خـواستها  و  هوسهای  ایشان  پیروی  مکن‌،  و  بگو:  من  به  هر  کتابی  که  از  سوی  خدا  نازل  شده  باشد  ایمان  دارم‌،  و  به  مـن  دستور  داده  شده  است  که  در  میان  شما  دادگری  کنم‌.  خدا  پروردگار  ما  و  پروردگار  شما  است  ...  ...  (‌تاآخر)  ...

بدین  خاطر  صفت‌گروه  مومنین  متمایز  به  میان  می‌آید،  گروهی  که  دارای  سرشت  ویژه‌ای  در  روند  این  سوره  است  -  و  در  درس  دوم  ذکر  مي‌گردد  -  صفت  این‌گروه  چنان  است‌که  رهبری  انسانها  را  برابر  آن  برنامه  استوار  و  پایدار  و  راست  و  درست‌،  به  دست  می‌گیرد.

در  پرتو  این  حقیقت‌،  روند  سوره  و  موضوعهای  اصلی  و  موضوعهای  دیگر  در  این  سوره  دارای  هدف  روشن  و  پدیدار  و  رویکرد  معین  و  آشکار  مـی‌گردد.  پیگری  مفصل  این  روند،  بر  روشنی  و  آشکاری  این  امر  م