توصیه  کرده  است  و  ما  آن  را  به  تو  وحی  و  به  ابراهیم  و  موسی  و  عیسی  سفارش  نموده‌ایم  (‌به  همه  آنان  سفارش  کرده‌ایم  که  اصول‌)  دین  را  پابرجا  دارید  و  در  آن  تفرقه  نکنید  و  اختلاف  نورزید.  این  چیزی  که  شما  مشرکان  را  بدان  می‌خوانید  (‌که  پابرجا  داشتن  اصول  و  ارکان  دین  است‌)  بر  مشـرکان  سخت  گران  می‌آید.  خداوند  هرکه  را  بخواهد  برای  این  دین  برمی‏گزیند  و  هرکه  (‌از  دشمنانگی  با  دین  دست  بکشد  و)  به  سوی  آن  برگردد،  بدان  رهنمودش  می‏‎گرداند.  (‌پیروان  پیغمبران  پیشین‌،  در  باره  دین‌)  گروه  گروه  و  دسته  دسته  نشده‌اند  (‌و  راه  اختلاف  درپيش  نگرفته‌اند)  مگر  بعد  از  علم  و  آگاهی  (‌از  برنامه  و  اصول  و  ارکان  دین  و  پی  بردن  به  حقانیت  آئین‌)‌.  و  ایـن  تفرقه‌جوئی  تنها  به  خاطر  ستمگری  و  کجروی  در  میان  خودشان  بوده  است‌.  اگر  فرمانی  از  سوی  پروردگارت  صادر  نشده  بود  که  آنان  تا  سرآمد  معینی  (‌که  قیامت  است‌،  زنده  و  آزاد)  باشند،  میانشان  (‌با  مجازات  و  نـابودی‌)  داوری  می‌کردید.  آنانی  که  (‌در  روزگار  تو  اهل  کتاب  بشمارند  و)  کتابهای  آسـمانی  بعد  از  گذشتگان  به  دستشان  رسیده  است‌،  در  باره  آن  دچار  شک  و  گمان  توام  با  بدبینی  و  سوء  ظن  شده‌اند.  (‌و  الا  اگر  به  کتابهای  خود  ایمان  کامل  داشتند  پی  می‌بردند  که  تو  حقیقتاً فرستاده  خدائی‌)‌.  تو  نیز  مردمان  را  به  سوی  آن  (‌آئین  واحد  الهی  دعوت  کن  که  اسلام  است‌)  و  آن  گونه  که  به  تو  فرمان  داده  شده  است  (‌بر  دعوت  مردمان  به  دین  یـزدان  ماندگار  باش  و  در  این  راه‌)  ایستادگی  کن  و  از  خواستها  و  هوسهای  ایشان  پیروی  مکن‌،  و  بگو:  من  به  هر  کتابی  كه  از  سوی  خدا  نازل  شده  باشد  ایمان  دارم‌. 

 تا  آخر  .  .  .    (‌شو‌ری‌/13-١٥) 

 بدین  شیوه  و  بر  این  روال‌،  این  سوره  به  پیش  می‌رود  و  این  حقیقت  را  نشان  می‌دهد،  حقیقتی‌که  با  همچون  فضائی  احاطه  گردیده  است‌،  و  این‌گونه  پیجوئیها  را  ردیف  می‌کند  و  پیاپی  می‌آورد،  پیجوئیهائی‌که  به  مسائل  بعدی  عقیده  مربوط  می‌گردد،  و  در  عین  حال  برای  حقیقت  نخستینی  ضبط  و  ثبت  می‌شوندکه  انگار  موضوع  اصلی  سوره  است‌.

این  شیوه  کاملاً  در  این  درس  اول  سوره  آشکار  و  پدیدار  است‌.  چه  خواننده  بعد  از  هرچند  آیتی‌،  با  حقیقت  وحي  و  رسالت  در  زاویه‌ای  از  زوایای  وحي  و  رسالت  رویاروی  می‌شود.

و  امّا  درس  دوم‌که  بقیه  این  سوره  را  تشکیل  می‌دهد،  با  عرضه‌کردن  برخی  از  نشانه‌های  شناخت  یزدان  درکار  و  بار:  افزایش  و  کاهش  روزی‌،  بارش  باران  در  پـرتو  مرحمت  ایزد  منان‌،  آفرینش  آسمانها  و  زمین‌،  آنچه  در  آسمانها  و  زمین  جاندار  و  جنبنده  است‌،  وکشتیهای  کوه‌پیکری‌که  پر  ازکالاها  در  دل  دریاها  حرکت  می‌کنند.  از  بیان  این  نشانه‌ها  می‌پردازد  و  به  بیان  صفات  مومنان  می‌پردازد،  صفاتی  که  مومنان  را  منحصر  و  ممتاز  می‌گرداند  وگروه  آنان  را  از  دیگران  جدا  می‌سازد.  سپس  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  را  پیش  چشم  می‌دارد  که  در  آن‌،  حال  و  وضع  ستمگران  جلوه‌گر  می‌آید،  در  آن  هنگام‌که  عذاب  را  مشاهده  می‌کنند:

«  يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِيلٍ . وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِيٍّ »‌.

  خواهند  گفت‌:  (‌پروردگارا)  آیا  راهی  برای  برگشت  (‌به  جهان  و  جبران  گذشته‌ها)  وجود  دارد؟  آنان  را  خواهی  دید  که  (‌به  کنار  آتش  برده  می‌شوند  و)  به  آتش  نموده  می‌شوند،  در  حالی  که  بر  اثر  مذلت  و  خواری  کز  کرده‌اند  و  زیرچشمی  مخفیانه  (‌به  آتش‌)  می‌نگرند!.  (شوري/44و45)  

برتری  مومنان  را  در  آن  روز  نشان  می‌دهد،  و  موقعیت  مشخص  ایشان  را  در  برابر  حال  و  احوال  ستمگران  ییش  چشم  می‌دارد:

(وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيمٍ) .

(‌در  این  هنگام‌)  مومنان  می‌گویند:  واقعاً  زیانکاران  کسانیند  که  در  روز  قیامت  (‌سرمایه  گرانبهای  وجود)  خود  را  و  اهل  و  عیال  خود  را  از  دست  داده  باشند!  هان‌!  (‌ای  مردمان‌!  همه  بدانید  که  از  این  به  بعد)  ستمگران  کفرپیشه  در  عذاب  دائم  خواهند  بود.    (‌شوری/45)  

در  سایه  این  صحنه‌،  مردمان  را  فرامی‌خواندکه  خویشتن  از  همچون  موقعیتی  برهانند  پیش  از  آن‌که  فرصت  از  دست  برود  و  مدت  عمر  به  سر  رسد:

«اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَأٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٍ »  

هرچه  زودتر  مخلصانه  فرمان  پروردگار  خود  را  پذیرا  گردید،  پیش  از  آن  که  روزی  (‌قیامت  نام‌)  فرارسد  که  خدا  هرگز  آن  را  برنمی‌گرداند.  در  آن  روز  نه  پناهگاهی  دارید  و  نه  اصلاً  می‌توانید  (‌بعد از گواهی دادن نامه اعمال و  فرشتگان و اندامهای بدن‌، کارهای خود را)  انکار  کنید.  (شوري/47) 

 آن‌گاه  به  حقیقت  نخستین  سـوره  برمی‏گردد  وگوشه‌ای  از  گوشه‌های  آن  را  بررسی  می‌کند،  حقیقت  وحی  و  رسالت‌:

(فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ ).

اگر  (‌مشرکان  از  پذیرش  دعوت  تو)  رویگردان  شدند  (‌باک  مدار  و  غمگین  مباش‌)  چرا  که  ما  تو  را  به  عنوان  مراقب  و  مواظب (‌کردار  و  رفتار) ایشان نفرستاده‌ایم‌.بر تو پیام  باشد و بس ... (‌شوري/48)روند  سوره  تا  پایان  سوره  به  پیش  می‌رود  و  بدون  واسطه  یا  با  واسطه  بر  این  محور  می‌چرخد.  قالب  پیگیری  و  پیجوئی  در  میان  هر  اشاره‌ای  با  اشاره  دیگری  راکه  بدین  حقیقت  می‌شود  مصون  و  محفوظ  می‌دارد  تا  بدان‌گاه‌که  در  پایان  سوره  این  بیان  در  باره  وحی  و  رسالت در ميرسد:

( وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ . وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ . صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ).

هیچ  انسانی  را  نسزد  که  خدا  با  او  سخن  بگوید،  مگر  از  طریق  وحی  (‌به  قلب‌،  به  گونه  الهام  در  بیداری‌،  و  یا  خواب  در  غیر  بیداری‌)  یا  از  پس  پرده‌ای  (‌از  موانع  طبیعی‌)  و  یا  این  که  خداوند  قاصدی  را  (‌