بَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ (14) فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ (15)‏ وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ (16) اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ (17) يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ (18) اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ (19) مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ (20) أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (21) تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِيرُ (22)‏ ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ (23) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (24)

 این  سوره  بسان  همه  سوره‌های  مکی‌،  به  مساله  عقیده  می‌پردازد.  ولیکن  به  شیوه  ویژه‌ای  بر  حقیقت  وحی  و  رسالت  تکيه  می‌کند،  تا  بدانجاکه  درست  خواهد  بود  گفته  شود:  این  سوره‌،  محور  اصلی  و  بنیادینی  است‌که  سراسر  سوره  بدان  مرتبط  می‌گردد  و  پیوند  می‌خورد،  و  بقیه  موضوعات  دیگر  این  سوره  تابع  و  پیرو  این  حقیقت  اصلی  و  بنیادین  هستند.

این  به  جای  خود،  این  سوره  از  حقیقت  وحدانیت  به  طور  گسترده  سخن  می‌راند،  و  از  زوایای‌گوناگون  وحدانیت  را  مورد  بررسی  قرار  می‌دهد.  هم  بدان  سان  از  حقیقت  قیامت  و  ایمان  به  آن  سخن  می‌گوید.  یاد  آخرت  و  صحنه‌های  آن  در  موارد  زیادی  از  سوره  بـه  میان  می‌آید.  همچنين  این  سوره  صفات  مومنان  و  اخلاقی  را  بیان  می‌داردکه  مسلمانان  در  پرتو  آن  اخلاق  از  دیگران  جدا  می‌گردند  و  ممتاز  می‌شوند.  از  دیگر  سو  به  مساله  رزق  و  روزی  می‌پردازد،  و  آن  را  از  لحاظ  فراوانی  و  فراخی  و  کمی  وکاستی  ورانداز  می‌کند،  و  صفت  انسان  را  در  وقت  داشتن  و  نداشتن  و  تندرستی  و  بیماری  و  خوشی  و  ناخوشی  مطرح  می‌سازد.

با  وجود  همه  اینها  حقیقت  وحي  و  رسالت‌،  و  آنچه  بدان  مربوط  است‌،  پیوسته  در  محیط  سوره  حقیقت  برجسته‌ای  می‌ماند،  و  سوره  را  به  قالب  خود  می‌زند  و  بر  آن  سایه  می‌اندازد.  انگار  سائر  موضوعهای  دیگر  برای  تقویت  و  تاکید  این  حقیقت  برجسته  به  میان  آورده  می‌شوند.  

روند  سوره  در  راه  عرضه  این  حقیقت  پیش  می‌رود،  و  موضوعهای  دیگر  همراه  آن  را  مطرح  می‌سازد  و  با  شیوه‌ای  بدانها  می‌پردازدکه  تدبر  و  تفکر  و  ملاحظه  و  نگرش  بیشتری  را  می‌طلبد.  این  حقیقت  از  زوایـا  و  جوانب‌گوناگونی  مورد  بررسی  قرار  می‌گیرد.  برخی  از  این  زوایا  و  جوانب  با  نرخ  دیگری  از  زوایا  و  جوانب  آن  جدائی  پیدا  می‌کند  با  ذکر  چند  آیاتی‌که  صحبت  می‌کند  از  وحدانیت  آفریدگار،  یـا  وحدانیت  روزی‌دهنده  و  روزی‌رسان‌،  یا  وحدانیت‌گرداننده  و  فرمانروای  دلها،  و  یا  وحدانیت  حاکم  و  دگرگونساز  سرنوشت‌،  و  .  .  .گذشته  از  این‌،  سخن  از  حقیقت  وحی  و  رسالت  می‌رود،  و  از  آن  به  بیان  وحدانیت  وحی‌کننده  سبحان،  و  وحدت  عقیده‌،  و  وحدت  برنامه  و  راه‌،  و  سرانجام  به  وحدت  رهبری  و  رهنمود  بشریت  در  سایه  عقیده  می‌پردازد.  بدین  خاطر  خط  سیر  وحدانیت‌،  برجسته  و  آشکار  با  معانی  و  مفاهیم‌گوناگون  و  سایه‌روشنهای  جوراجور  و  پیامهای  مختلف ‌که  دارد،  از  فراسوی  جملگی  موضوعهای  سوره‌،  در  درون  انسان  شکل  می‌بندد  و  ترسیم  می‌شود  .  .  .  برخی  از  مثالهای  سوره  را  چکیده‌وار  بیان  می‌داریم‌،  پیش  از  آن‌که  به  شرح  و  تفصیل  بپردازیم‌:

این  سوره  با  حروف  مقطعه‌:  (‌حا.  میم‌.  عین‌.  سین‌.  قاف‌)  می‌آغازد.  به  دنبال  آن  می‌آید:

(كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).

خدای  نیرومند  و  فرزانه‌،  به  تو  و  به  کسانی  که  پيش  از  تو  (‌پیغمبر)  بوده‌اند  این  چنین  (‌معانی  و  مقاصدی  که  در  این  سوره  است‌)  وحی  می‌کند.  (‌سرچشمه  وحی  همه  جا  و  همه  وقت  یکی  است  که  پروردگار  جهان  است‌،  و  محتوای  وحی  نیز  در  اصول  و  کلیات  برای  جملگی  پیغمبران  یکی  است‌)‌. (‌شوري/3)  

در  اینجا  وحدت  سرچشمه  وحي  در  میان  پیشینیان  و  پسینیان  بیان  می‌گردد:

(إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ)  ٠

به  تو  و  به  کسانی  که  پيش  از  تو  (‌پيغمبر)  بوده‌اند. (شوری/٣)  

آن‌گاه  روند  قرآنی  به  بیان  صفت  خداوند  نیرومند  و  فرزانه  می‌پردازد:

(لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ)  ٠

آنچه  در  آسمانها  و  آنحه  در  زمین  است‌،  از  آن  خدا  است‌،  و  او  والا  و  بزرگوار  است‌.  (شوري/4)  

با  این  آیه‌،  وحدانیت  مالک  و  صاحب  همه  چیزهائی  بیان  می‌شودکه  در  آسمانها  و  زمین  موجود  است‌.  همچنین  بیان  می‌گرددکه  تنها  و  تنها  او  است‌که  والامقام  و  بزرگوار  و  چیره  بر  همه  چیز  و  توانا  در  همه‌کار  است‌.  آن‌گاه  دیگر  بار  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  حال  و  وضع  جهان  هستی  را  در  برابر  مساله  ایمان  به  مالک  و  صاحب  یگانه‌،  و  در  مقابل  شرکی  بیان  می‌داردکه  برخی  از  مردمان  با  اعتقاد  بدان  از  مسیر  منحرف  می‌گردند: 

 (تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْ