ن  می‌پرسد:  اگـر  ایـن  چیزی‌که  آن  را  تکذیب  می‌دارید  و  دروغ  می‌شمارید،  از  سوی  خدا  آمده  باشد،  و  این  وعده  تهدید  و  بیم  حق  باشد،  و  شما  خود  را  در  معرض  فرجام  این  تکذیب  و  دشمنان  قرار  دهید،  در  این  صورت  شما  چه  می‌کنید؟‌:

(قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ؟  )  .

(‌ای  محمّد)  بگو:  به  من  خبر  دهید  اگر  این  (‌قرآن‌)  از  سوی  خداوند  آمده  باشد  و  آنگاه  شما  به  آن  ایـمان  نداشته  باشید،  چه  کسی  گمراه‌تر  خواهد  بود  از  آن  کسی  که  (‌با  حق  و  حقیقت‌)  سخت  در  مبارزه  و  مقابله  باشد؟‌.  این  احتمالی  است‌که  سزاوار  احتیاط  است‌.  آیا  آنان  چه  چیزی  را  از  وسائل  احتیاط  برگرفته‌اند  و  تا  به‌کجا  آینده‌نگری  و  دوراندیشی  کرده‌اند؟

*
بعد  از  این  ایشان  را  رها  می‌کند  تا  بیندیشند  و  حساب  خود  را  بکنند.  به  جهان  بزرگ  و  هستی  سترگ  رو  می‌کند.  پرده  برمی‏دارد  از  برخی  از  چیزهائی‌که  در  دنیای‌کبیر  بیرون  و  همچنین  در  دنیای  صغیر  درون  مقدر  و  معین‌گردیده  است  و  به  اندازه  لازم  و  به‌گونه  سنجیده  یدیدار  و  نمودار  آمده  است‌

(سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ )  .

ما  به  آنان  (‌که  منکر  اسلام  و  قرآنند)  هرچه  زودتر  دلائل  و  نشانه‌های  خود  را  در  اقطار  و  نواحـی  (‌آسمانها  و  زمین‌،  که  جهان  کبیر  است‌)  و  در  داخـل  و  درون  خودشان  (‌که  جهان  صغیر  است‌)  به  آنان  (‌کـه  منکر  اسلام  و  قرآنند)  نشان  خواهیم  داد  تا  برای  ایشان  روشن  و  آشکار  گردد  که  اسلام  و  قرآن  حق  است‌.  آیـا  (‌برای  برگشت  کافران  از  کفر  و  مشرکان  از  شرک‌)  تنها  این  بسنده  نیست  که  پروردگارت  بر  هر  چیزی  حاضرو  گواه  است‌؟  (‌چه  حضور  و  شهادتی  از  این  برتر  و  بالاتر  که  با  خط  تکوین‌،  دلائل  قدرت  و  حکمت  خود  را  بر  روی  همه  ذرات  کائنات  و  وجود  موجودات  نگاشته  است‌؟‌)‌.  آگاه  باشید  كه  ایشان  درباره  ملاقات  با  پروردگارشان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  در  شک  و  تردیدند  (‌و  رستاخیز  را  باور  نمی‌دارند)‌.  هان  بدانید  که  خدا  (‌علم  و  قدرتش‌)  همه  چیز  را  دربر  گرفته  است  (‌و  از  هر  چیزی  آگاه  و  بر  هر  چیزی  توانا  است‌)‌.

این  واپسین  نوا  و  آوا  است‌.  این  نوا  و  آوای  بلند  و  والائی  است  .  .  .

این  وعده  یزدان  به  بندگان  خود  -  یعنی  آدمیزادگان  -  است‌.  وعده  این‌که  یزدان  ایشان  را  هم  بر  چیزهائی  از  نهانیهای  گستره  این  جهان‌،  و  هم  بر  پنهانیهای  زوایای  درونشان‌،  مطلع  و  آگاه  می‌سازد.  بدیشان  وعده  می‌دهد  که  آیات  و  نشانه‌های  شناخت  و  قدرت  و  عظمت  خود  را  هم  درکرانه‌های  جهان  بیرون،  و  هم  درگوشه  وکنارهای  جهان  درون  خودشان‌،  بدیشان  نشان  خواهد  داد،  تا  برایشان  روشن  و  محقق  می‌گرددکه  آن  حق  است‌.  یعنی  این  آئین‌،  و  این‌کتاب‌،  و  این  برنامه،  و  این  سخنی  که  بدیشان  می‌گوید  .  .  .  چه‌کسی  راستگوتر  از  خدا  است‌؟  خدا  در  وعده  خود  با  ایشان  راست  بوده  است‌.  برای  ایشان  در  طی  جهارده  قرنی‌که  از  این  وعده  سپری  شده  است‌،  از  آیات  و  نشانه‌های  شناخت  و  قدرت  و  عظمت  خود  درکرانه‌های  جهان‌،  و  درگوشه  وکنارهای  جهان  درون  خودشان‌،  پرده  برداشته  است‌،  و  پیوسته  در  هر  روزی  برایشان  از  چیز  تازه‌ای  پرده  برمی‏دارد.

انسان  می‌نگرد  و  می‌بیندکه  انسانها  از  آن  زمان  تاکنون  واقعاً  چیزهای  فراوانی  را  کشف‌کرده‌اند  و  پی  به  رازها  و  رمزهای  زیادی  برده‌اند.  آفاق  و  کرانه‌های  جهان  برایشان  گشوده  است  و  بازگردیده  است‌،  و  پیچیدگیها  و  دشواریهای  درونشان  بدان  اندازه‌که  خدا  خواسته  است  برایشان  روشن  و  برطرف  شده  است‌.

آنان  چیزهای  زیادی  را  شناخته‌اند  و  به چیزهای  فراوانی  دست  یافته‌اند.  اگر  آنان  مـی‌دانستند  چگونه  آنها  را  شناخته‌اند  و  چگو‌نه  بدانها  پی‌برده‌اند‌،  خیر  و  خوبی  زیادی  برایشان  دربر  می‌داشت‌.

از  آن  زمان  تاکنون  پی  برده‌اند  زمینی‌که  بر  روی  آن  زندگی  مـی‌کنند  وآن  را  مرکزجهان  هستی  تصور  می‌کرده‌اند،  جز  ذره‌کوچ  نیست‌که  جزو  منظومه  شمسی  است‌.  آنان  دانسته‌اند  که  خورشید  کره  کوچكي  است  و  از  این‌گونه  خورشیدها  صدها  میلیون  در  جهان  وجود  دارد.  ایشان  سرشت  زمینشان‌،  و  سرشت  خورشیدشان  - ‌و  چه  بسا  سرشت  جهانشان  -  را  شناخته‌اند،  اگر  شناختی  که  پیدا  کرده‌اند  صحت  داشته  باشد.

آنان  چیزهای  بسیاری  از  ماده  جهانی  را  شناخته‌اند  که  در  آن  زندگی  می‌کنند،  اگر  صحیح  باشدکه  ماده‌ای  در  جهان  وجود  دارد.  ایشان  پی  برده‌اند  بنیاد  ساختار  این  جهان  اتم  است‌.  اطلاع  هم  پیداکرده‌اندکه  اتم  به پرتو  تبدیل  می‌گردد.  در  این  صورت  دانسته‌اندکه  جهان  جملگي  از  پرتو  تشکیل‌گردیده  است‌.  پرتو  نیز  به  صورتهای‌گوناگونی  است‌،  و  پرتو  است‌که  از  جهان  این  شکلها  و  حجمها  را  می‌سازد.

از  ستاره  زمینی  کوچکشان  چیزهای  بسیاری  را  دانسته‌اند.  اطلاع  یافته‌اند  که  زمین  کره‌ای  یا  بسان  کره‌ای  است‌.  و  پی  برده‌اند  زمین  پیرامون  خود  و  پیرامون  خورشید  می‏‎گردد.  به  قاره‌ها  و  اقیانوسها  و  رودبارهای  زمین  ـ  برده‌اند.  چیزهائی  را  از  باطن  و  درون  زمین  کشف  کرده‌اند.  بسیاری  از  اقوات  و  ارزاق  نهان  در  دل  این  ستاره  را  شناخته‌اند،  و  به  این‌گـونه  اقوات  و  ارزاق  پراکنده  در  فضـای  زمین  نیز  پی  برده‌اند!  وحدت  قوانین  و  سننی  را  شناخته‌اندکه  ستاره  ایشان  را  با  جهان  بزرگ  هستی  پیوند  می‌دهد،  و  این  جهان  بزرگ  و  سترگ  را  می‌گرداند  و  اداره  می‌نماید.  در  میان  انسانها  کسانی  هستندکه  هدایت  یافته‌اند  و  از  راه  شناخت  قوانین  و  سنن  به  شناخت  آفریدگار  قوانین  و  سنن  اوج  گرفته‌اند  و  رسیده‌اند.  در  میان  انسانها  هم  کسانی  هستند  که  منحرف‌گردیده‌اند  و  به ‌کژراهه  افتاده‌اند  و  به  ظواهر  علم  بسنده  کرده‌اند.  و  از  آن  درنگذشته‌اند  و  پا  فـراتر  ننهاده‌اند.  به  هر  حال  انسانها  بعد  ازگمراهی  وگریزی‌که  در  سایه  علم  پیداکرده‌اند،  از  راه  علم  هم  شروع  به  بازگشت  نموده‌اند،  و  دارند  از  همین  راه  پی  می‌برند  که  خدا  حق  است‌.

آگاهیهای  علمی  و  شناختهائی  که  مردمان  از  ژرفای  درون  انسان  پیدا  کرده‌اند،  دست  کمی  از  آگاهیها  و  شناختهای  ایشان  در  باره  پیکره  جهان  ندارد.  مردمان  به  چیزهای  زیادی  از  جسم  انسان  و  ترکیب‌بند 