د  و  آماسیده  و  پفیده  می‌شود.

در  اینجا  بر  جنب  و  جوش  و  آماسیده  شدن  و  پفیده  گردیدن‌،  رویاندن  و  بیرون  دادن  اضافه  نمی‌گردد،  همان‌گونه  که  در  روند  نخستین  افزوده  شده  است‌.  زیرا  در  فضای  عبادت  و  خشوع  و  سجود،  برای  آنها  محل  و  جایگاهی  نیست‌.  در  اینجا  هم‌که  این  دو  واژه  ذکر  شده‌اند:

(اهتزت وربت)‌.

به  جنبش  درمی‌آید  و  تکان  می‌خورد،  و  بالا  مـی‌آید  و  آماسیده  و  پفیده  می‌شود.

برای  هدفی  ذکر  نگردیده‌اند  که  این  دو  واژه  در  آنجا  برای  آن  آمده‌اند.  این  دو  واژه  در  آنجا  حرکت  زمین  را  به دنبال  خشوع  به  خیال  می‌اندازند  و  به  تصویر  می‌کشند،  ولی  در  اینجا  خود  این  حركت  و  جنبش  مورد  نظر  است‌.  چون  هر  چیزی‌که  در  این  صحنه  است  در  حال  حرکت  و  جنبش  عبادت  و  پرستش  است‌.  مناسب  نیست‌که  در  این  میان  تنها  زمین  ساکت  و  ساکن  بماند.  پس  زمین  هم  به  حرکت  درآمده  است  و  به  جنبش  افتاده  است  تا  در  صف  عبادت‌کنندگان  و  پرستشگران  متحرک  و  پویا  جای  بگیرد  و  همچون  آنان  جنبش  و  پویش  داشته  باشد،  و  جزئی  از  اجزاء  صحنه‌،  ساکت  و  ساکن  نماند،  در  حالی‌که  همه  اجزاء  پیرامون  آن  بجنبد  و  حرکت  بکند.  این  هم  نوعی  از  دقت  و  تیزبینی  و  ریزبینی  است‌که  در  هماهنگی  حرکت  و  جنبش  خیال‌انگیز  است  و  بر  هر  تقدیری  و  تدبیری  برتری  دارد  .  .  .  »‌.[1]  و  .  .  .  و  .  .  .  به  سوی  نص  قرآنی  برمی‌گردیم‌.  می‏‎بینیم  پیروی‌که  در  پایان  آیه  آمده  است  به  زنده‌گرداندن  مردگان  اشاره  می‌نماید،  و  زنده‌گرداندن  زمین  را  مثالی  و  دلیلی  بر  آن  می‌داند  و  می‌شمارد:

(إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)  .

آن  کس  که  این  زمین  خشک  و  برهوت  را  زنده  می‌کند،  هم  او  مردگان  را  نیز  (‌در  قیامت‌)  زنده  می‏‎گرداند،  چرا  که  او  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.

نشان  دادن  همچون  صحنه‌ای‌،  و  آن  را  به  عنوان  مثالی  برای  زنده‌گرداندن  در  آخرت  آوردن‌،  و  به  عنوان  دلیلی  بر  قدرت‌گرفتن‌،  در  قرآن  بارها  تکرار  می‌گردد.  صحنه  پیدایش  حیات  در  زمین‌،  به  هر  دلی  نزدیک  است‌.  زیرا  پیدایش  حیات  دلها  را  پیش  از  خردها  می‌پساید  و  لمس  می‌نماید.  حیات  هنگامی  که  در  میان  موات  می‌جنبد  و  سر  برمی‌زند،  اشاره  نهان  و  پنهانی  به  قدرتی  داردکه  می‌آفریند.  این  اشاره  در  ژرفاهای  عقل  و  شعور  به  جنبش  و  پویش  می‌افتد  و  با  زبان  حال  با  فطرت  سخن  می‌گوید.  قرآن  با  فطرت  از  نزدیک‌ترین  راه‌ها  و  به  زبان  خودش‌گفتگو  می‌کند.

*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:40.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:41.txt">قسمت دوم</a></body></html>در  برابر  صحنه  این  نشانه‌های  جهانی  که  دارای  تاثیر  ژرفی  در  عقل  و  شعور  هستند،  تهدیدکردن  و  بیم  دادن  کسانی  پیش  کشیده  می‌شود  که  این  نشانه‌های  جهانی پدیدار  و  آشکار  و  دلربا  و  زیبای  چهره  را  نمی‌پذیرند  و  آنها  را  انکار  مـی‌کنند  یا  درباره  آنها  به  سفسطه  می‌نشینند  و  به  غلط‌اندازی  و  نیرنگبازی  می‌پردازند:  

(إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ).

کسانی  که  آیات  ما  را  مورد  طعن  قرار  می‌دهند  و  به  تحریف  (‌حقائق  و  معانی‌)  آن  دست  می‌یازند،  بر  ما  پوشیده  نخواهند  بود  (‌و  کیفرشان  را  خواهیم  داد)‌.  آیا  کسی  که  به  آتش  دوزخ  انداخته  می‌شود  بهتر  است  یا  کسی  که  (‌در  سایه  ایمان‌)  در  نهایت  امن  و  امان‌،  روز  قیامت  (‌به  عرصه  محشر)  مـی‌آید؟  هر  کاری  کـه  می‌خواهید  بکنید،  او  می‌بیند  هرآنچه  را  که  انجام  می‌دهید.  

تهدید  و  بیم  نهانی  و  فشرده‌ای  است  و  در  عین  حال  هراس‌انگیز:  

(لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا)  .  

بر  ما  پوشیده  نخواهند  بود.

آنان  برای  علم  خدا  پدیدار  و  آشکارند.  آنان  در  برابر  کفر  و  الحادشان  گرفتار  می‌آیند  وکیفر  می‏بینند،  هر  اندازه  هم  سفسطه  بکنند  و  دسیسه  بچینند  وکجی  وکژی  درپیش  گیرند،  وگمان  برندکه  از  دست  انتقام  خدا  می‌گریزند،  بدانگونه  که  از  دسترس  حساب  وکتاب  مردمان  با  غلط‌اندازی  و  نیرنگبازی  گاهی  خویشتن  را  دور  نگاه  می‌دارند  و  خود  را  سالم  از  میدان  به  در  می‏‎برند.

آن‌گاه  آشکارا  و  بی‌پرده  تهدیدو  بیم  در،می‌رسد:

(أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ ؟  )  .

آیا  کسی  که  به  آتش  دوزخ  انداخته  می‌شود  بهتر  است  یا  کسی  که  (‌در  سایه  ایمان‌)  در  نهایت  امن  و  امان‌،  روز  قیامت  (‌به  عرصه  محشر)  می‌آید؟‌.

این‌،‌گوشه  زدن  بدیشان  است‌،  وکنایه  از  چیزی  است‌که  در  انتظارشان  است‌،  از  قبیل  درانداختن  ایشان  به  آتش  دوزخ‌،  و  ترس  و  هراس  و  جزع  و  فزعی‌که  بر  سر  راهشان  است‌.  در  مقابل  اینان‌،  مومنان  در  امن  و  امان  به  عرصه  محشر  می‌آیند  و  بسر  خواهند  برد.

این  آیه  به  پایان  می‌آید  با  تهدید  و  بیم  فشرده  و  نهانی دیگـری‌:

(اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ . إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ).

هر  کاری  که  می‌خواهید  بکنید،  او  می‌بیند  هرآنچه  را  که  انجام  می‌دهید.

واویلا  چه  ترس  و  هراسی  باید  داشته  باشدکسی‌که  رها  می‌شود  هرچه  می‌خواهد  بکند  و  آیه‌ها  و  نشانه‌های  قدرت  و  عظمت  خدا  را  انکار  نماید!  در  حالی‌که  خدا  می‏‎بیند  آنچه‌که  او  می‌کند!

*
آن‌گاه  سخن  را  ادامه  می‌دهد  و  به  کسانی  می‌پردازد  که  آیات  قرآنی  خدا  را  نمی‌پذیرند.  قرآن‌کتاب  خداوند  چیره  و  توانا  و  والامقام  است‌.  هیچ‌گونه  باطلی،  از  هیچ  جهتی  و  نظری‌،  و  نه  در  حال  و  نه  در  آینده‌،  متوجه  قرآن  نمی‌گردد:

( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ . لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ . مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ . وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ) . 

 کسانی  که  قرآن  را  انکار  می‌کنند  بدانگاه  که  به  ایشان  مـی‌رسد،  (‌بر  ما  پوشیده  نمی‌مانند  و  سـزای  آن  را  می‌بینند)‌.  قرآن  کتاب  ارزشمند  و  بی‌نظیری  است‌.  هیچگونه  باطلی‌،  ا