ریافت  می‌دارد:                        .

(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ). 

 و  از  نشانه‌های  (‌قدرت‌)  خدا  این  است  که  تـو  زمین  را  خشک  و  برهوت  می‌بینی‌،  امّا  هنگامی  که  (‌قطره‌های  حیات‌بخش‌)  آب  بر  آن  فرو  می‌فرستیم‌،  به  جنبش  درمی‌آید  و  آماسیده  می‏‎گردد  (‌و  بعدها  به  صورت  گل  و  گیاه  و  سبزه  موج  می‌زند)‌.  آن  کس  که  این  زمین  خشک  و  برهوت  را  زنـده  می‌کند،  هم  او  مردگان  را  نیز (‌در  قیامت‌) زنده  می‏‎گرداند، چرا  که او  بر هر چیزی توانـا  است‌.  

لحظه‌ای  در  جلو  دقت  تعبیر  قرآنی  در  هر  موضع  و  موقعی  می‌ایستیم‌.  خشوع  زمین  در  اینجا  سکو‌نی  است  که  زمین  پیش  از  نزول  آب  دارد.  امّا:

(فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ)  .

هنگامی  که  (‌قطره‌های  حیات‌بخش‌)  آب  بر  آن  فـرو  می‌فرستیم‌،  به  جنبش  درمی‌آید  و  آماسیده  می‏‎گردد  (‌و  بعدها  به  صورت  گل  و  گیاه  و  سبزه  موج  می‌زند)‌. 

 انگار  این  جنبش‌،  حرکت  شکرکردن  و  نمازگزاردن  در  برابر  فراهم  آمدن  اسباب  و  علل  حیات  است‌.  این  بدان  خاطر  است  که  روندی  که  این  آیـه  در  آن  آمده  است  روند  خشوع  و  عبادت  و  تسبیح  است‌.  در  این  صحنه‌،  زمین  به  عنوان  فردی  از  افراد  صحنه  آورده  شده  است‌،  و  او  در  این  صحنه  با  احساس  و  درک  و  فهم  مناسب  و  با  حرکت  و  جنبش  مناسب  شرکت  می‌کند.

در  اینجا  یک  صفحه  ازکتاب‌:  (‌التصـویر  الفنی  فـی  القرآن‌)  را  به  امانت  می‌گیریم‌که  درباره  هماهنگي  هنری  در  مواردی  بسان  این  تعبیر  است‌:

« قرآن  از  زمین  قبل  از  آن‌که  باران  بر  آن  ببارد،  و  پیش  از  آن‌که  گیاهی  در  آن  بروید  وگیاهکها  آن  را  بشکافند،  گاهی  با  واژه  «‌هامدة »  تعبیرکرده  است‌،  وگاهی  هم  با  واژه  «‌خاشعة‌»‌.  برخی  از  مردم  چنین  برداشت  می‌کنندکه  این  امر  تنها  برای‌گوناگونی  در  تعبیر  است  و  بس.  پس  بنگریم  و  ببینیم  این  دو  شکل  و  صورت  چرا  چنین  آمده‌اند:

این  دو  شکل  و  صورت  در  دو  روند  مختلف  آمده‌اند،  

بدین  شیوه‌:

واژه  «‌هامدة»  در  این  روند  آمده  است‌:

(يا أيها الناس إن كنتم في ريب من البعث , فإنا خلقناكم من تراب , ثم من نطفة , ثم من علقة , ثم من مضغة مخلقة وغير مخلقة . لنبين لكم ونقر في الأرحام ما نشاء إلى أجل مسمى ; ثم نخرجكم طفلاً , ثم لتبلغوا أشدكم ; ومنكم من يتوفى , ومنكم من يرد إلى أرذل العمر , لكيلا يعلم من بعد علم شيئاً . وترى الأرض هامدة , فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزت وربت , وأنبتت من كل زوج بهيج)‌.

ای  مردم‌!  اگر  در  باره  رستاخیز  (‌مردکان  و  زندگانی  دوباره  ایشان‌)  تردید  دارید،  (‌بدین  نکته  توجه  کنید  تا  به  گوشه‌ای  از  قدرت  الهی  پی  ببرید  و  بـه  خود  آئید:‌)  ما  شما  را  از  خاک  می‌آفرینیم‌،  سپس  (‌این  خاک  پیش  پا  افتاده  را)  به  نطفه‌،  و  بعد  (‌نطفه‌،  این  پدیده  اسرارآمیز  فراهم  آمده  از  اسپرم  مرد  و  اوول  زن  را)  به  خون  بسته  (‌زالو مانند)‌،  و  پس  از  آن  (‌این  خون  بسته  را  به  چیزی  شبیه‌)  به  یک  قطعه  گوشت  (‌جویده  شده‌)  درمی‌آوریم  که  برخی  (‌کامل  و  تام‌الخلقه  و)  بسامان‌،  و  برخی  (‌ناتمام  و  ناقص‌الخلقه  و)  نابسامان  است‌.  (‌همه  اینها)  بدین  خاطر  است  که  برای  شما  روشن  سازیم  (‌که  ما  بر  آفرینش  و  تغییر  و  تبدیل  و  هرگونه  کاری‌،  از  جمله  زندگی  دوباره  بخشیدن  توانائیم‌)‌.  ما  جنینهائی  را  که  بخواهیم  تا  زمان  خود  در  رحمها  نگاه  می‌داریم  و  آنگاه  شما  را  به  صورت  کودک  (‌پسر  یا  دختر،  از  شکم  مادران‌)  بیرون  می‌آوریم‌،  سپس  (‌شما  را  تحت  نظارت  و  رعایت  خود  می‌پائیم‌)  تا  به  رشد  جسمانی  و  عقلانی  خود  می‌رسید.  برخی  از  شما  (‌در  این  میان‌)  می‌میرند  و  بعضی  از  شما  به  نهایت  عمر  و  غایت  پیری  می‌رسند.  تا  بدانجا  که  چیزی  از  علوم  خود  را  به  خاطر  نخواهند  داشت  (‌و  دانسته‌های  خویش را  فراموش  کرده  و  از  یاد  می‌برند،  و  درست  همانند  یک  کودک  می‌شوند.  و  دلیل  دیگری  بر  قدرت  خدا  در  همه  چیز،  به  ویژه  در  باره  مساله  رستاخیز،  این  است  که  ای  انسان  در  فصل  زمستان‌)  تو  زمین  را  خشک  و  خـاموش  می‌بینی‌،  امّا  هنگامی  که  (‌فصل  بهار  در  می‌رسد  و)  بر  آن  آب  می‌بارانیم‌،  حرکت  و  جنبش  بدان  می‌افتد و رشد و نمو می‌کند و  انواع  گیاهان  زیبا و شادی‌بخش را  می‌رویاند.    (‌حج‌/5) 

 و  واژه  (‌خاشعة‌)  در  این  روند  آمده  است‌:
(ومن آياته الليل والنهار والشمس والقمر . لا تسجدوا للشمس ولا للقمر , واسجدوا لله الذي خلقهن , إن كنتم إياه تعبدون . فإن استكبروا فالذين عند ربك يسبحون له بالليل والنهار , وهم لا يسأمون . ومن آياته أنك ترى الأرض خاشعة , فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزت وربت).

از  نشانه‌های  (‌قدرت‌)  خدا،  شب  و  روز  و  خورشید  و  ماه  است‌.  برای  خورشید  و  ماه  سجده  نکنید،  برای  خدائی  که  آنها  را  آفریده  است‌،  سجده  کنید،  اگر  واقعاً  او  را  عبادت  و  پرستش  می‌کنید.  اگر  (‌مشـرکان‌)  خود  را  بزرگتر  از  آن  دیدند  (‌که  به  عبادت  و  پرستش  پروردگار  بپردازند،  باک  مدار.  چرا  که‌)  آنان  که  در  پیشگاه  پروردگارت  منزلت  و  مکانت  دارند  (‌که  فرشتگان  مقربند)  شب  و  روز  به  تسبیح  و  تـقدیس  او  سرگرمند  و  به  هیچ  وجه  ایشان  (‌از  این  کار)  خسته  و  درمانده  نمی‌گردند.  و  از  نشانه‌های  (‌قدرت‌)  خدا  این  است  که  تو  زمین  را  خشک  و  برهوت  می‌بینی‌،  امّا  هنگامی  که  (‌قطره‌های  حیات‌بخش‌)  آب  بر  آن  فرو  می‌فرستیم‌،  به  جنبش  درمی‌آید  و  آماسیده  می‏‎گردد  (‌و  بعدها  به  صورت  گل  و  گیاه  و  سبزه  موج  می‌زند)‌.

هنگامی‌که  تند  و  سریع  به  این  دو  روند  بیندیشیم  و  بدانها  نگاه  گذرائی  بیفکیم‌،  چهره  هماهنگي  در  «‌هامدة»  و  «‌خاشعة‌»  برای  ما  پدیدار  و  آشکار  می‌گردد.  در  روند  پیشین‌،  فضای  رستاخیز  و  زنده  گرداندن  و  بیرون  دادن  است‌.  پـس  آنچه  با  چنین  فضائی  هماهنگی  دارد  و  می‌خواند  «‌هامدة‌»  است‌که  به  معنی  خشک  و  خاموش  است‌،  و  در  اینجا  مراد  زمین  خشکیده  و  مرده‌ای  است‌که  بعدها  به  جنبش  درمی‌آید  و  آماسیده  و  پفیده  می‌شود  و  انواع‌گیاهان  سبز  و  خرم  و  زیبا  و  شادی‌بخش  را  می‌رویاند.  فضای  روند  دوم‌،  فضای  عبادت  کردن  و  فروتنی  نمودن  و  به  سجده  افتادن  است‌.  با  آن  چنین  هماهنگي  برقرار  می‌گردد  که  زمین  را  «‌خاشعة‌«  به  تصویرکشیدکه  به  معنی‌کرنش‌کننده  و  فروتن  است  و  مراد  خشک  و  برهوت  و  ساکن  و  بدون  حرکت  اــت‌.  زمانی‌که  آب  بر  آن  نازل‌گر‌دید  و  باران  بارید،  به  جنبش  درمی‌آی