  را  از  شر  و  بلائی  محفوظ  نمی‌دارندکه  در  پیشگاه  خدا گر‌یبانگیرشان  می‌گردد.  این  سوره  با  

وعده‌ای  پایان  می‌یابدکه  یزدان  سبحان  می‌دهد،  مبنی  بر  این‌که  خدا  نشانه‌های  شناخت  خود  را  در  آفاق  جهان  و  در  وجود  خودشان  بدیشان  نشان  می‌دهد  تا  برایشان  روشن  می‌گرددکه  خدا  حق  است‌،  و  شک  و  تردیدی‌که  در  باره  شناخت  خدا  در  دلهایشان  دارند  کاملا  از  میان  می‌رود.  

*
(وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ)  .                       

از  نشانه‌های  (‌قدرت‌)  خدا،  شب  و  روز  و  خورشید  و  ماه  است‌.  برای  خورشید  و  ماه  سجده  نکنید،  برای  خدائـی  كه  آنها  را  آفریده  است‌،  سجده  کنید،  اگر  واقعاً  او  را  عبادت  و  پرستش  می‌کنید.

این  نشانه‌ها  در  معرض  دید  همگان  اعم  از  دانا  و  نادان  است‌.  عالم  و  جاهل  آنها  را  می‏بینند.  به  دل  انسان  بدون  واسطه  زیبائی  می‌اندازند  و  جلوه‌گری  می‌فروشند،  اگر  هم  انسان  چیزی  از  حقیقت  علمی  آنها  را  نداند.  چه  میان  آن  نشانه‌ها  و  میان  پدیده  بشری  پیوندی  ژرف‌تر  از  شناخت  علمی  است‌.  میان  آن  نشانه‌ها  و  میان  انسان  این  پیوند  در  آفرینش  نخستین‌،  و  در  فطرت‌،  و  در  هستی  برقرار  است‌.  انسان  از  آن  نشانه‌ها،  و  آن  نشانه‌ها  از  انسانند.  هستی  انسان  هستی  آن  نشانه‌ها،  و  خمیرمایه  انسان  خمیرمایه  آن  نشانه‌ها،  و  فطرت  انسان  فطرت  آن  نشانه‌ها،  و  قانون  حاکم  بر  انسان  حاکم  بر  آن  نشانه‌ها،  و  خدای  انسان  خدای  آنها  است  .  .  .  این  است‌که  انسان  به  تکان  درمی‌آید  و  پذیرای  آن  نشانه‌ها  می‌رود  با  احساس  ژرفی‌که  دارد،  و  مستقیماً  منطق  ژرف  آنها  را  درک  و  فهم  می‌کند.

بدین  خاطر  است‌که  قرآن  در  اغلب  موارد  دل  را  متوجه  آن  نشانه‌های  عظمت  و  قدرت  یزدان  می‌سازد،  و  دل  را  با  دیدن  آنها  تلنگری  می‌زند  و  از  خواب  غفلت  بیدار  می‌کند.  این  خواب  غفلت‌گاهی  به  سبب  طول  انس  و  الفت  بدان  نشانه‌ها  است‌،  وگاهی  بر  اثر  تراکم  سدها  و  مانعها  بر  سر  راه  او  است‌.  این  است‌که  قرآن  سدها  و  مانعها  را  از  سر  راه  انسان  برمی‏دارد،  و  دیده‌ها  را  دیگر  باره  بدان  نشانه‌ها  خیره  می‌سازد  تا  سوسوی  آنها  را  بنگرد  و  از  نو  برخیزد  و  هوشیارگردد  و  خود  را  تکان  دهد  و  زنده  و  بیدار  با  این  جهان  دوست  مهرورزی‌کند،  و  با  همان  سابقه  آشنائی  قدیم  و  ریشه‌داری‌که  با  جهان  دارد  از  آن  بشنود  و  بدان  پاسخ  گوید.

شکلی  از  شکلهای  انحراف  همان  است‌که  این  آیه  در  اینجا  بدان  اشاره  می‌کند.  مردمانی  بوده‌اند  احساس  منحرفانه  وگمراهی  در  باره  خورشید  و  ماه  داشته‌اند،  و  در  آن  احساس  مبالغه  نموده‌اند،  و  خورشید  و  ماه  را  پرستیده‌اند،  به  عنوان  این‌که  خورشید  و  ماه  زیباترین  و  درخشان‌ترین  آفریده‌های  خدا  هستند!  قرآن  آمد  تا  ایشان  را  از  این  انحراف  برگرداند،  و  تاری  را  از  روی  عقیده  وارداتی  ایشان  بزداید  و  برطرف  نماید،  و  بدیشان  بگوید:  اگر  واقعاً  خدا  را  می‌پرستید  برای  خورشید  و  ماه  سجده  نبرید.

(وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ)  .                       

برای  خدائی  که  آنها  را  آفریده  است‌،  سجده  کنید.

تنها  آفریدگار  است‌که  باید  آفریدگان  همه  رو  بدوکنند.  خورشید  و  ماه  مثل  شما  رو  به  آفریدگار  خود  می‌کنند،  پس  همراه  با  آنها  روکنید  به  آفریدگار  یگانه‌ای‌که  سزاوار  است‌که  او  را  عبادت  و  پرستش‌کنید.  قرآن  ضمیری  راکه  به  خورشید  و  ماه  برمی‏گردد  و  باید  «‌هما»  باشد،  در  واژه  «‌خلقهن‌»  به  صورت  «هن‌»‌که  برای  جمع  مونث  است‌،  ذکرکرده  است‌،  به  اعتبار  این‌که  جنس  آن  دو  و  همسانهای  آن  دو  در  میان  ستارگان  و  سیارگان  مطرح  و  مورد  نظر  است‌.  از  آنها  نیز  با  ضمیر  جمع  مونثی  صحبت‌کرده  است‌که  برای  انسان  به‌کار  می‌رود،  بدین  وسیله  خلعت  حیاف  و  عقل  را  به  تن  آنهاکند،  و  آنها  را  به  شکل  اشخاصی  به  تصـویرکشدکه  دارای  سیما  و  پیکرند!

اگر  بعد  از  نشان  دادن  این  نشانه‌های  قدرت  و  عظمت‌،  و  بعد  از  این  بیان،  باز  هم  تکبّر  ورزیدند  و  خود  را  فراتر  از  ایمان  به  یزدان  دیدند،  چه  باک‌.  این  کار  ایشان  نه  پیش  می‌اندازد  و  نه  به  جلو  می‏‎برد،  و  بر  چیزی  نمی‌افزاید،  و  از  چیزی  نمی‌کاهد.  زیرا  دیگران  هستندکه  بدون  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  خدای  را  عبادت  بکنند  و  بپرستند:

 (فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا يَسْأَمُونَ )  .

اگر  (‌مشرکان‌)  خود  را  بزرگتر  از  آن  دیـدند  (‌کـه  به  عبادت  و  پرستش  پروردگار  بپردازند،  باک  مدار.  چرا  که‌)  آنان  که  در  پیشگاه  پروردگارت  منزلت  و  مکانت  دارند  (‌که  فرشتگان  مقربند)  شب  و  روز  به  تسبیح  و  تقدیس  او  سرگرمند  و  به  هیچ  وجه  ایشان  (‌از  این  کار) خسته و درمانده  نمی‌گردند.

نزدیک‌ترین  چیزی‌که  بر  دل  می‌گذرد،  وقتی  این  بند  از  آیه  ذکر  می‌شود:

(الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ)‌.

آنان  که  در  پیشگاه  پروردگارت  منزلت  و  مکانت  دارند. 

 فرشتگان  هستند.  امّا  چه‌بسا  جدای  از  فرشتگان‌،  بندگان  مقرب  دیگری  باشند.  مگر  ما  جز  چیز  اندکی  و  ناچیزی  می‌دانیم  و  می‌شناسیم‌؟‌!

آنان  که  در  پیشگاه  پروردگار  تو  هستند،  و  درجات  والا  و  مراتب  بالائی  دارند،  و  ایشان  بزرگوار  و  برجسته‌تر  از  دیگرانند،  تکبر  نمی‌ورزند.  و  خویشتن  را  بالاتر  از  آن  نمی‌دانندکه  برای  خدای  خود  عبادت‌کنند  و  او  را  پرستش  نمایند،  بدان‌گونه‌که  این  منحرفان  گمراه  و  سرگشته  در  زمین  تکبر  می‌نمایند  و  خویشتن  را  بالاتر  از  عبادت  و  پرستش  خدا  می‌دانند.  آنان‌که  مقربان  درگاه  یزدانند  با  قربتی‌که  به  خدا  دارند  مغرور  نمی‌شوند  و  گول  نمی‌خورند،  و  شب  و  روز  از  تسبیح  و  تقدیس  ایزد  سبحان  سست  نمی‌گردند  و  درمانده  نمی‌شوند:

« وَهُمْ لَا يَسْأَمُونَ ‌»  .

و  آنان  بـه  هیچ  وجه  خسته  و  درمانده  نمیگردند.

با  چه  چیز  برابر  است‌کسی‌که  از  سرنشینان  زمین  در  حقیقت  عبودیت  و  اصل  بندگی  خدا،  برخلاف  همگان  عمل  کند!

زمینی‌که  آدمیان  روی  آن  زندگی  می‌کنند  -‌ زمینی‌که  مادر  ایشان  است  و  آنان  را  خوراک  و  ارزاق  می‌دهد  -  زمینی‌که  آنان  بر  روی  آن  بسان  مورچگانند،  مورچگانی‌که  روی  آن  حرکت  می‌کنند،  و  نه  خوردنی  دارند  و  نه  نوشیدنی‌،  مگر  خوردنی  و  نوشیدنی‌ای  که  آن  را  از  زمین  برگیرند  .  .  .  این  زمین  در  برابر  خدا  کرنش  می‏‎برد  و  فروتن  می‌ایستد،  و  از  دستهای  خدا  حیات  را  د