  راه‌های  نفوذ  و  محلهای  ورود  به  دل  را  می‌داند،  و  اندازه  تاب  و  توان‌،  و  مقدار  آمادگی  آن  را  نیز  می‌داند،  و  می‌داند  اهریمن  ازکجا  به  سوی  او  می‌دود  و  به  درون  او  می‌رود،  او  دل  دعوت‌کننده  بـه  سوی  خدا  را  از  انگیزه‌های  خشم  یا  از  وسوسه‌های  اهریمن  مصون  و  محفوظ  می‌دارد،  انگیزه‌ها  و  وسوسه‌هائی‌که  بر  سر  راه  او  است  و  شخص  بردبار  را  بر  سر  خشم  می‌آورد.

واقعاً راه  سخت  و  دشواری  است‌،  راه  حرکت  برای  نفوذ  به  دلها  و  درونها  و  تاثیرگذاشتن  در  آنها.  باید  شیوه‌های  گوناگون  به ‌کار  برد  و  مسیرهای  جوراجور  را  طی‌کرد،  و  از  خارستانها  گذشت‌،  وگردنه‌ها  را  پشت  سرگذاشت‌،  تا  دعوت‌کننده  به  سوی  خدا  بدان  شیوه‌ها  و  از  آن  مسیرها  و  از  آنجاها  بتواند  به  دلها  و  درونها  راه  یابد  و  جایگاه  رهنمود  و  رهنمون  را  پیدایند  و  نقطة  راهنمائی  و  راهبری  را  بیابد.
---------------------------------------------------------
[1]   ‌به  نقل  ازکتاب‌«‌مع  الله  فی  السماء‌»‌.  تالیف‌:  دکتر  احمد  زکی‌.
[2]   جلد  نهم‌،  صفحه ٥١  (‌مترجم‌)
[3]  به  نقل  ازکتاب‌:  «‌مع‌الله  فی  السماء‌»‌.  تالیف‌:  دکتر  احمد  زکی‌.   
 [4] مرجع  سابق‌.
[5] «‌‌ثم‌»‌:  سپس‌،  در  اینجا  برای  تاخیر  بیانی  است  نه  تاخیر  زمانی‌.  یعنی  آفرینش  آسمانها  قبلاً  صورت‌گرفته  است‌و  زمین  بعد  از  آن‌.  (‌مترجم‌)   
[6]  «‌مع‌الله  فی  السماء‌»‌.  تالیف‌:  دكتر  احمد  زکی‌. 
 [7] در  زبان  فـارسی  آن  را  کاهکشان  یا  کهکشان  راه  شیری  می‌گویند.  (‌مترجم‌) 
[8] واژه  « إِن يَسْتَعْتِبُوا »  به  معنی‌:  طلب  رضایت  و  گذشت  کنند،  است‌.  یعنی  درخواست  «‌عُتبی‌» ‌که  به  معنی  رضایت  است‌.  ولی  مولّف  فرزانه  به  معنی‌:  درخواست  عتاب  و  سرزنش‌ کنند،  جمله  را  معنی  فرموده  است‌!  .  .  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:389.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:390.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:391.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي فصلت آيه‌ي 54-37

( وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (37) فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا يَسْأَمُونَ (38) وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (39) إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (40) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ (41) لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ (42) مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ (43) وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ (44) وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ (45) مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ (46)‏ إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ (47) وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ (48) لَا يَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوطٌ (49) وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّي إِنَّ لِي عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ (50) وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيضٍ (51) قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (52) سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (53) أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ (54) 

این  مرحله  تازه‌ای  است‌که  با  دل  انسان  در  جولانگاه  دعوت  می‌آغازد.  باگردش  و  چرخشی  در  میان  نشانه‌های  جهانی  شناخت  خدا:  شب  و  روز  و  خورشید  و  ماه‌،  می‌آغازد.  در  میان  مشرکان  کسانی  بوده‌اند  که  گذشته  از  خدا  برای  خورشید  و  ماه  هم  سجده  می‌برده‌اند.  در  صورتی‌که  خورشید  و  ماه  هر  دو  تا  از  آفریده‌های  خدایند.  بر  عرضه  کردن  این  نشانه‌های  شناخت  خدا  پیرو  می‌زند  بدین  امریه  اگر  آنان  خود  را  بزرگتر  از  پرستش  خدا  بدانند،  کسانی  هستند  که  از  ایشان  هم  به  خدا  نزدیک‌ترند،  خدا  را  پرستش  می‌کنند.  گذشته  از  آنان  سراسر  زمین  به  عبادت  و  پرستش  خدا  مشغول  است‌،  زمینی‌که  حیات  را  از  پروردگار  خود  دریافته  است‌.  کافران  و  مشرکان  هم  حیات  را  از  خدا  دریافته‌اند،  ولی  با  آن  حیات  به  سوی  خدا  حرکت  نکرده‌اند.  بلکه  آنان  نشانه‌های  جهانی  شناخت  خدا  را  باور  نمی‌دارند،  و  با  آیه‌های  قرآنی  خدا  نیز  سر  ستیز  و  جدال  دارند،  قرآنی‌که  به  زبان  عربی  است  و  آمیخته  با  غیر  عربی  نمی‏باشد.  آن‌گاه  ایشان  را  به  سوی  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  می‏‎برد.  سپس  ذات  خودشان  را  لخت  و  عریان  و  با  تمام  ضعف  و  دگرگونی  و  فراموشی  و  حرص  و  آز  بر  خیر،  و  جزع  و  فزع  از  ضرر  و  زیان‌،  به  خودشان  می‌شناساند.  بعد  از  آن  بدیشان  می‌گوید  که  آنان  خو