  آسمان  در  دو  روز  بـه  انجام  رساند،  و  در  هر  آسمانی  فرمان  لازمه‌اش  را  صادر  (‌و  نظام  و  تدبیر  خاصی  مقرر)  فرمود  (‌و  مخلوقات  و  موجودات  متناسب  با  آنجا  را  آفرید)‌.  آسمان  نزدیک  را  با  چراغ‌های  بزرگی  (‌از  ستارگان  درخشان  و  تابان‌)  بیاراستیم  و  (‌آن  را  کاملاً  از  آفات  و  استراق  سمع  شیاطین‌)  محفوظ  داشتیم‌.  این  (‌امور  مذکوره‌،  اعم  از  آفرینش  جهان  هستی  و  دوران  شکل‌گیری  و  نظم  دقیق‌،  برجوشیده  از)  برنامه‌ریزی  خداوند  بسیار  توانا  و  بس  آگاه  است‌.

بدیشان  بگو:  شما  وقتی‌که‌کافر  می‌شوید،  و  زمانی‌که  این  سخن  درشت  را  با  پرروئی  و  بیشرمی  می‌گوئید،  شماکار  بسیار  زشت  و  پلشت  و  سخت  نابهنجاری  می‌کنید.  شماکفر  می‌ورزید  نسبت  به‌کسی‌که  زمین  را  آفریده  است  و  بر  بالای  آن  کوه‌های  استواری  را  قرار  داده  است‌،  و  در  آن  خیرات  و  برکات  زیادی  را  آفریده  است‌،  و  مواد  غذائی  و  اقوات  را  در  آن  پدیدار  و  نمودار  کرده  است‌.

اوکسی  است‌که  آسمانها  را  آفریده  است  وكار  و  بار  آنها  را  نظم  و  نظام  بخشیده  است  و  سر  و  سامان  داده  است‌،  و  آسمان  نزدیک  را  با  چراغهائی  آراسته  است  و  محفوظ  و  مصونش  داشته  است‌.  خدائی  است‌که  آسمان  و  زمین  فرمانبردارانه  و  مطیعانه  زمام  امور  خود  را  بدو  سپرده‌اند  و  تسلیم  اوگردیده‌اند  .  .  .  و  شما  .  .  .  بلی  شما  که  برخی  از  ساکنان  این  زمین  هستید  از  فرمانبرداری  یزدان  سرپیچی  می‌کنید  و  خود  بزرگ‌بینی  می‌نمائید  و  عظمت  می‌فروشید!

ولیکن  روند  قرآنی  این  حقائق  را  با  شیوه  قر‌آن  بیان  می‌دارد،  شیوه‌ای  که  به  ژرفای  دلها  فرو  می‌رود  و  دلها  را  سخت به تکان  در  می‌آورد.  پس  بکشیم  با  این  روند  به  ترتیب  وتـفصیل  حرکت‌کنیم  و  به  پیش  رویم‌:

(قُلْ أَإنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَاداً ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ . وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ ).

بگو:  آیا  به  کسی  که  زمین  را  در  دو  روز  آفریده  است  ایمان  ندارید،  و  برای  او  همگونها  و  انبازهائی  قرار  می‌دهید؟  او  (‌علاوه  از  این  کـه  آفریدگار  زمین  است‌)  آفریدگار  جهانیان  هم  می‌باشد.  او  در  زمین  کوه‌های  استواری  قرار  داد،  و  خیرات  و  برکات  زیادی  در  آن  آفرید،  و  مواد  غذائی  (‌مختلف  و  جوراجـور  ساکنان‌)  زمین  را  به  اندازه  لازم  مقدر  و  مشخص  کرد.  اینها  همه  (‌اعم  از  خلق  زمین  و  ایجاد  کوه‌ها  و  تقدیر  اقوات‌)  رویهم  در  چهار  روز  کامل  به  پایان  آمد،  بدانگونه  کـه  نیاز  نیازمندان  و  روزی  روزی‌خواهان  را  برآورده  کند  (‌و  کم‌ترین  كم  و  زیادی  در  آن  نباشد)‌.

او  حقیقت  آفرینش  زمین  در  دو  روز  را  بیان  می‌دارد.  سپس  پیش  از  عرضه‌کردن  بقیه  داستان  زمین‌،  بر  آن  حقیقت  پیرو  می‌زند.  بر  نخستین  حلقه  داستان  زمین  چنین  پیروی  می‌آورد:

« ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ »‌.

او  آفریدگار  جهانیان  است‌.

اوکه  آفریدگار  جهانیان  است‌،  شما  نسبت  بدوکفر  می‌ورزید،  و  برای  او  انبازهائی  قرار  می‌دهید.  در  حالی  که  فقط  او  است‌که  این  زمین  را  آفریده  است‌،  زمینی‌که  شما  روی  آن  زندگی  می‌کنید  و  هستید.  پس  این  چه  تکبری  است‌که  دارید؟!  و  این  چه  پرروئی  و  بیشرمی‌ای  است‌که  می‌ورزید؟‌!  و  چه  کار  زشتی  است  که  می‌کنید؟‌!

این  روزها  بدون  شک  وگمان  از  روزهائی  هستندکه  تنها  یزدان  جهان  اندازه  و  مقدار  آنها  را  می‌داند  و  بس.  قطعاً  جزو  روزهای  این  زمین  نیست‌.  چراکه  روزهای  این  زمین  مقیاسهای  زمانی  هستند  و  بعد  از  پیدایش  زمین  به  وجود  آمده‌اند.  همان‌گونه  که  زمین  روزهائی  دارد  و  بیانگر  مدت  زمانی  هستندکه  زمین  در  جلو  خورشید  پیرامون  خود  می‌گردد،  ستارگان  دیگر  هـم  روزهائی  برای  خود  دارند.  روزهائی  که  ستارگان  دارند  جدای  از  روزهای  زمین  هستند.  برخیها  کوتاه‌تر  از  روزهای  زمین‌،  و  بعضیها  درازتر  از  روزهای  زمین  می‌باشند.

روزهائی‌که  نخست  در  آنها  زمین  آفریده  شده  است‌،  و  بعد  از  آن  کوه‌ها  شکل  گرفته‌اند  و  پدیدارگشته‌اند،  و  بعد  مواد  غذائی  و  اقوات  مقرر  و  مقدرگردیده  است  و  نمودار  و  جلوه‌گر  آمده  است‌،  روزهای  دیگری  هستند  و  با  مقیاس  دیگری  سنجیده  و  برآورد گردیده‌اند.  ما  از  آن  روزها  چیزی  نمی‌دانیم‌.  ولیکن  متوجه  هستیم‌که  آن  روزها  بسیار  زیاد  از  روزهای  مشهور  و  معین  زمین  طولانی‌تر  بوده‌اند.

نزدیک‌ترین  چیزی‌که  می‌توانیم  تصورکنیم  در  پرتو  علمی  که  ما  انسانها  بدان  دسترسی  پیدا  نموده‌ایم‌،  این  است‌که  آن  روزها  زمانهائی  بوده  است‌که  این  زمین  در  دورانهای  پیاپی  پشت  سرگذاشته  است‌،  تا  بدان  گاه  که  استقرار  پذیرفته  است  و  سطح  آن  سخت  و  سفت  شده  است  و  شایان  حیاتی  شده  است‌که  با  آن  آشنائیم‌.  این  مدت  آن‌گونه‌که  نظریه‌های  موجود  می‌گویند  -‌ حدود  دو  هزار  میلیون  سال  از  سالهای  زمین  ما  طول  کشیده  است‌!

این  تنها  سنجشها  و  ارزیابیهای  علمی  است  و  مستند  به  برزنی  صخره‌سنگها  و  اندازه‌گیری  عمر  زمین  از  روی  آنها  است‌.  ما  در  بررسی  قرآن  بدان  سنجشها  و  ارزیابی‏‏ها  به  عنوان  حقائق  نهائی  پناه  نمی‌بریم‌.  چه  آن  سنجشها  و  ارزیابی‏‏ها  در  اصل  چنین  نبوده  و  دقیقاً  چنین  نیستند.  بلکه  تنها  نظریه‌ها  و  فرضیه‌ها  بشمارند  و  قابل  تعدیل  و  تصحيـح  هستند.  ما  قرآن  را  بر  آنها  تحمیل  نمی‌کنیم‌.  بلکه  چنین  می‌گوئیم‌که  آن  نظریه‌ها  و  فرضیه‌ها  درست  خواهند  بود  اگر ببینیم  میان  آنها  و  میان  نص  قرآنی  نزدی  باشد،  و  ببینیم‌که  آن  نظریه‌ها  و  فرضیه‌ها  بدون  هرگونه  تکلف  و  پیچ  و  خمی  سزاوار  تفسیر  نص  قرآنی  هستند.  در  پرتو  همین  نزديكی  با  قرآن  خواهیم‌گفت  این  نظریه  و  فرضیه  و  یا  آن  نظریه  و  فرضیه  به  صحت  نزدیک‌تر  است  چون  به  مدلول  و  مفهوم  نص  قرآنی  نزدیک‌تر  است‌.

هم  اینک  نظریه  و  فرضیه  راجح  در  میان‌گفتارهای  علمی  این  است‌که  زمین  قبلاً کره  شعله‌ور  و  سوزانی  بوده  است  و  حالت‌گازی  شکلی  بسان  خورشید  امروزی  داشته  است  -  ولی  ارجح  این  است‌که  زمین  قطعه‌ای  از  خورشید  بوده  است  و  از  آن  جدا  شده  است  به  سبب  و  علتی‌که  درست  روشن  نیست  -‌ کره  زمین  مدتهای  مدیدی  طول  کشیده  است  تا  سطح  آن  سرد  و  سخت  گردیده  است‌.  درون  زمین  هنوزکه  هنوز  است  مذاب  است  بر  اثر  حرارت  شدیدی‌که  دارد،  تا  بدانجا  گرم  و  داغ  است‌که  سخت‌ترین  سنگها  در  آن  ذوب  می‌گردند.  زمانی‌که  سطح  زمین  سردگردیده  است  منجمد  و  سفت  و  سخت  