 اطلاع  از  بارور  شدن  میوه‌ها  و  از  غلاف  بیرون  آمدن  آنها،  و  آگاهی  از  جنینها  در  میان  رحمها،  به  خدا  اختصاص  پیدا  می‌کند  و  منبر  بدو  است‌.  صحنه  کافران  نشان  داده  می‌شود  که  از  ایشان  در  باره  انباز  پرسش  می‌گردد.  به  دنبال  این  سخن‌،  از  نفس  بشری  صحبت  می‌شودکه  لخت  و  عریان  از  پرده‌ها  و  پوششها  به  در  آمده  است‌.  انسان  هرچندکه  بسیار  خود  را  دوست  ميدارد،  همان‌گونه  که  پدیدار  و  آشکار  است‌،  امّا  برخیها  در  حق  خود  احتیاط  و  آینده‌نگری  نمی‌کنند  و  به  تکذیب  حق  و  حقیقت  می‌پردازند  و  راه‌کفر  و  زندقه  را  درپیش  مي‌گیرند.  دیگر  نمی‌اندیشند  این  تکذیب  وکفر  چه  هلاکت  و  چه  عذابی  به  دنبال  دارد.

ا‌ین  سوره  خاتمه  می‏‎یابد  با  وعده‌ای‌که  خدا  به  انسانها  می‌دهد  مبنی  بر  این‌که  در  آفاق  و  انفس‌،  یعنی  در  جهان  صغیر  و  در  جهان‌کبیر،  پرده  از  نشانه‌های  شناخت  خود  

برمی‏دارد  تا  بدان  اندازه‌که  کاملاً  مساله  برایشان  روشن  می‌شود  و  یقین  و  اطمینان‌کامل  پیدا  می‌كنند: 

(سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ).

 ما  به  آنان  (‌که  منکر  اسلام  و  قرآنند)  هرچه  زودتر  دلائل  و  نشانه‌های  خود  را  در  اقطار  و  نواحی  (‌آسمانها  و  زمین‌،  که  جهان  کبیر  است‌)  و  در  داخل  و  درون  خودشان  (‌که  جهان  صغیر  است‌)  به  آنان  (‌که  منکر  اسلام  و  قرآنند)  نشان  خواهیم  داد  تا  برای  ایشان  روشن  وآشکار  گردد  که  اسلام  و  قرآن  حق  است‌.  آیا  (‌برای  برگشت  کافران  از  کفر  و  مشرکان  از  شرک‌)  تنها  این  بسنده  نیست  که  پروردگارت  بر  هرچیزی  حاضرو  گواه  است‌؟  (‌چه  حضور  و  شهادتی  از  این  برتر  و  بالاتر  که  با  خط  تکوین‌،  دلائل  قدرت‌و  حکمت  خود  را  بر  روی  همه  ذرات  کائنات  و  وجود  موجودات  نگاشته  است‌؟‌)‌.  آگاه  باشید  که  ایشان  درباره  ملاقات  با  پروردگارشان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  در  شک  و  تردیدند  (‌و  رستاخیز  را  باور  نمی‌دارند)‌.  هان  بدانید  که  خدا  (‌علم  و  قدرتش‌)  همه  چیز  را  دربر  گرفته  است  (‌و  ازهر  چیزی  آگاه  و  بر  هر  چیزی  توانا  است‌)‌.(‌فـضلت/‌٥٣و٥٢) 

 با  این  واپسین  آهنگ  این  سوره  خاتمه  می‏‎یابد  .  .  .  هم  اینک  به  شرح  و  بسط  آیات  آن  می‌پردازیم  .  .  .

*
(حم . تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ . كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ .بَشِيراً وَنَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ . وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ .قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ . الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ . إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ) .
حا.  میم‌.  (‌این  کتابی  است  که‌)  از  طرف  خداونـد  بخشایشگر  مهرورز  نازل  شده  است‌.  کتابی  است  که  آیات  آن  تفصیل  و  تبیین  شده  است‌،  بـرای  قومی  (‌فهم  معانی  آن  آسان‌)  است  کـه  اهل  دانش  باشند.  قرآن  بشارت‌دهنده  (‌مومنان  به  نعمتهای  فراوان  و  جاویدان‌)  و  ترساننده  (‌کافران  به  عذاب  دردناک  و  سرمدی  یزدان‌)  است‌.  ولی  (‌تشویق  و  تهدید  قرآن  در  دل  متعصبان  لجوج  بی‌اثر  است‌)  و  اکثر  آنان  (‌از  حق  و  حقیقت‌)  رویگردانند  و  این  است  که  (‌روح  شنوائی  و  پذیرائی  حقائق  را  از  دست  داده‌اند  و  گوئی  که  کرند  و)  هیچ  نمی‌شنوند.  می‌گویند:  دلهایمان  در  برابر  چیزی  که  ما  را  بدان  می‌خوانی  (‌که  یگانه‌پرستی  است‌)‌،  در  میان  پوششهائی  قرار  گرفته  است  (‌و  آنچه  می‏گوئی  بدان  نمی‌رسد)  و  در  گوشهایمان  سنگینی  است  (‌و  کلام  تو  را  نمی‌شنود)  و  میان  ما  و  تو  پرده  سـتبر  و  مانع  بزرگی  است  (‌که  نمی‏گذارد  ما  با  تو  در  یکجا  گرد  آئیم‌)‌.  پس  تو  (‌برابر  آئین  خود)  عمل  کن  و  ما  هم  (‌برابر  آئین  خود)  عمل  می‌کنیم‌.  بگو:  من  فقط  و  فقط  انسانی  مثل  شما  هستم‌،  و  به  من  وحی  می‌شود  که  خداوندگار  شما  خداوندگار  یگانه‌ای  بیش  نمی‌باشد،  پس  راست  به  سوی  او  رو  کنید  و  روید  (‌و  پندار  و  گفتار  و  کردارتان  در  مسیر  فضای  وی  باشد  و  از  او  آمرزش  بخواهید.  وای  بـه  حال  مشرکان‌!  مشرکانی  که  به  پاکسازی  خود  نمی‌پردازند  و  آنان  به  آخرت  هم  ایمان  ندارند.  مسلمّاً  کسانی  که  ایمان  می‌آورند  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  انجام  می‌دهند،  اجر  و  پاداش  ناگسیختنی  دارند.

قبلاً  از  افتتاح  برخی  از  سوره‌ها  با  حروف  مقطعه  سخن  به  میان  آمد.  تکرار  همچون  افتتاحی‌:  «‌حا.  میم‌«  با  شیوه  قرآن  همگام  است  در  تکرار  اشاره  به  حقائقی  که  دل  بشری  را  لمس  می‌کنند  و  می‌پسایند.  زیرا  فطرت  این  دل  نیاز  به  تکرار  تذکر  و  یادآوری  دارد.  دل  انسان  دچار  فراموشی  می‌شود  و  مطالب  را  از  یاد  می‏‎برد  وقتی‌که  زمان  تذکر  و  یادآوری  به  طول  بینجامد  و  آن  را  مدتها  بیدار  و  هوشیار  ننماید.  دل  انسان  نیاز  به  تذکر  و  یادآوری  به  شیوه‌های‌گوناگون  و  از  راه‌های  جوراجور  دارد  تا  یک  حقیقت  عقلی  و  ذهنی  در  آن  جایگزین  و  مستقر  شود.

قر‌آن  مجید  این  دل  را  با  چیزهائی  از  ویژگیها  و  استعدادها  فرا  می‌گیرد  که  در  فطرت  آن  سرشته  شده  است  و  به ودیعت  نهاده  شده  است‌،  طبق  آنچه  آفریدگار  این  دل  می‌داند،  و  موافق  با  چیزی  است‌که‌گرداننده  این  دل  می‌خواهد.

«  تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »  .

(‌این  کتابی  است  که‌)  از  طرف  خداوند  بخشایشگر  مهرورز  نازل  شده  است‌.

انگار  «‌حا.  میم‌«  اسم  این  سوره  است‌.  یا  «‌حا.  میم‌«  برای  بیان  جنس  قرآن  و  بیانگر  آن  است‌.  زیرا  «‌حا.  میم‌«  از  جنس  همان  حروفی  است  که  واژگان  این  قرآن  از  آنـها  ساخته  و  پرداخته‌گردیده  است‌.  «‌‌حا.  میم‌»  مبتدا  است‌،  و  «‌ تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »  خبر  مبتدا  است‌.

ذکر  « تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»  دروقت  ذکر  تَنزِيلٌ  یعنی  نازل  کردن  تدریجی‌کتاب‌،  اشاره  دارد  به  صفت  غالبه‌ای  که  در  این  تَنزِيلٌ  یعنی  نازل‌کردن  تدریجی  است  و  آن  صفت  رحمت  است‌.  شکی  نیست‌که  نازل‌کردن  تدریجی  این‌کتاب  رحمت  برای  جهانیان  است‌.  رحمت