  سخت  سردی  را  در  روزهای  شـومی  به  سویشان  وزان  کردیم‌،  تا  عذاب  خوار  و  پست‌کننده‌ای  در  زندگی  همین  دنیا  بدیشان  بچشانیم‌.  (‌تازه  این  عذاب  دنیا  است‌)  و  عذاب  آخرت  خوار  و  پست‌کننده‌تر  (‌از  عذاب  دنیوی  ایشان‌)  است‌،  و  آنان  اصلاً  (‌از  سوی  کسی‌)  یاری  و  کمک  نمی‌شوند.  و  امّا  قوم  ثمود،  ما  ایشان  را  رهنمود  کردیم  (‌و  راه  خیر  و  راه  شر  را  بدیشان  نمودیم‌)  و  آنان  کوردلی  (‌و  گمراهی‌)  را  بر  هدایت  (‌و  رهنمود  الهی‌)  ترجیح  دادند،  و  لذا  به  سبب  کارهائی  که  می‌کردند،  صاعقه  عذاب  خوارکننده‌ای  ایشان  را  فرو  گرفت.  و  کسانی  را  که  مومن  و  متقی  بودند  نجات  دادیم  (‌و  از  عذاب  درامان  و  از  دست  کفار  متکبر  رهائی  بخشیدیم‌)‌. (‌فصلت‌/15-١٨)  

از  جمله  صحنه‌های  موثر  قیامت  در  این  سوره  به  صحنه‌های  زیر  می‌توان  اشاره  کرد:

(وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ . حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ . وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ).

روزی  دشمنان  خدا  (‌یعنی  کفار  و  مشرکان  همه  ملتها)  به  سوی  آتش  دوزخ  رانده  و  بر  لبه  آن  گرد  آورده  می‌شوند  (‌و  دسته‌های  پیشین  را  نگاه  می‌دارند  تا  گروههای  پسین  را  بدانان  ملحق  گردانند)‌.  هنگامی  که  در  کنار  دوزخ  گرد  آمدند،  گوشها  و  چشمها  و  پوستهای  ایشان  بر  کارهائی  که  (‌در  دنیا)  می‌کرده‌اند،  گواهی  می‌دهند.  آنان  به  پوستهای  خود  می‌گویند:  چرا  بر  ضد  ما  شهادت  دادید؟  پاسخ  می‌دهند:  خداوندی  ما  را  به  گفتار  درآورده  است  که  همه  چیز  را  گویا  نموده  است‌،  و  همو  در  آغاز  شما  را  (‌از  عدم‌)  آفریده  است  و  (‌در  پایان  زندگی  و  بعد  از  ممات‌،  دوباره  جامه  حیات  به  تنتان  کرده  و  برای  حساب  و  کتاب‌)  به  سوی  او  برگردانده  شده‌اید.   (‌فصلت‌/١٩-‌٢١) 

 از  جمله  این  صحنه‌های  موثر،  صحنه روشن  و  آشکاری  از گول  خوردگان  در  برابرگول  زدگان  است‌:

(وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ)  .

کافران  (‌در  میان  دوزخ  فریاد  برمی‌آورند  و)  می‌گویند:  پروردگارا!  کسانی  را  از  دو  گروه  انس  و  جن  به  ما  نشان  بده  که  ما  را  گمراه  کرده‌اند،  تا  ایشان  را  زیر  پاهای  خود  بگذاریم  و  لگدمالشان  گردانیم  و  بدین  وسیله  از  زمره  پست‌ترین  مردم  (‌از  لحاظ  مقام  و  مکان‌)  شوند!.  (‌فصلت‌/29)  

بدین  منوال  و  بر  این  روال  در  این  سوره  حقائق  عقیده  در  میان  مجموعه‌ای  از  انگیزه‌های  ژرف  عرضه  می‌گردد.  چه  بسا  این  مجموعه ‌گوناگون  انگیزه‌ها  فضای  سوره  را  توصیف‌کند،  و  قالب  آن  را  به  تصویر  بکشد،  و  سایه‌روشنهای  آن  را  ترسیم  نماید  .  .  .  واقعیت  این  است  دل  می‌داند  که  از  سرآغاز  سوره  تا  پایان  آن‌،  در  برابر  انگیزه‌ها  و  آهنگهائی  قرارگرفته  است‌که  او  را  به‌گشت  وگذار  ملكو‌ت  آسمانها  و  زمین  در  ژرفاهای  نفس،  و  در  محلهای  هلاک  و  نقش  زمین  شدن  انسانها،  و  در  جهان  آخرت‌،  مـی‌برد  و  می‌اندازد،  و  بر  تارهایش  آهنگهای‌گوناگون  را  می‌نوازد،  آهنگهائی‌که  همه  موثر  و  ژرف  هستند.

*
روند  سوره  موضوعها  و  انگیزه‌های  خود  را  در  دو  مرحله  به پیش  می‏‎برد،  دو  مرحله‌ای  که  دارای  حلقه‌های  متصل  و  مرتبط  به  یکدیگرند.  مرحله  اول  با  آیه‌هائی  می‌آغازدکه  از  نزول  تدریجی  قرآن  و  از  سرشت  آن  و  از  موضعگیری  مشرکان  در  قبال  آن  صحبت  می‌کند.  به  دنبال  آن  آیه‌ها  داستان  آفرینش  آسمان  و  زمین  به  میان  می‌آید.  سپس  از  داستان  عاد  و  ثمود  سخن  می‌رود.  صحنه  آنان  در  قیامت  پیش  چشم  داشته  می‌شودکه  در  آن‌گوشها  و  چشمها  و  پوستها  دارند  بر  ضد  آنان‌گواهی  می‌دهند.  از  اینجا  به  بعد  برمی‏گردد  به  صحبت  از  ایشان  در  دنیا،  و  بیان  می‌دارد  چگونه  گمراه  شده‌اند  و  بدین  گمراهی‌گرفتار  آمده‌اند.  سپـس  ذکر  می‌کند  که  خداوند  همدمان  بدی  از  جن  و  انس  را  برایشان  ترتیب  داده  است  و  همدمان  آنان  نبوده  است‌.  این  همدمان  آنچه  راکه  حاضر  و  آماده  است‌،  و  آنچه  راکه  در  آینده  حاضر  و  آماده  می‌شود،  برایشان  زینت  می‌دهند  و  می‌آرایند.  در  این  راستا  سخنانشان  چنین  است‌:

( وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ)  ٠

گوش  به  این  قرآن  فرا  ندهید،  و  در  (‌هنگام  تلاوت‌)  آن  یاوه‌سرائی  و  جار  و  جنجال  کنید  تا  (‌مردمان  هم  قرآن  را  نشنوند  و  مجال  اندیشه  در  باره  مفاهیم  آن  از  ایشان  گرفته  شود  و)  شما  پیروز  کردید. (فصلت/26) 

 سپس  موضعگیری  ایشان  در  روز  قیامت  عـرضه  می‌شود  که  دلهایشان  لبریز  ازکینه‌توزی  و  دشمنان  همدمان  جن  و  انسی  است‌که  آنان  راگول  زده‌اند!  بر  ساحل  دیگرکسانی  هستند  که  در  دنیا  گفته‌اند:

(رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا )  ٠

پروردگار  ما  تنها  خدا  است‌،  و  سپس  (‌بر  این  گفته  خود  که  اقرار  به  وحدانیت  است  می‌ایستند،  و  آن  را  با  انجام  قوانین  شریعت  عملاً  نشان  می‌دهند،  و  بر  این  راستای  خداپرستی  تا  زنده‌اند)  پابرجا  و  ماندگار  می‌مانند.    (‌فصلت‌/30) 

 اینان  فرشتگان  به  سویشان  می‌آیند  -‌ نه  همدمان  بد  -  و  آنان  را  اطمینان  می‌دهند  و  مژده  می‌رسانند  و  دوستی  دنیوی  و  اخروی  خود  را  بدیشان  اعلام  می‌کنند.  به  دنبال  این  بخش  هم  از  دعوت  خدا  و  دعوت‌کننده  به  سوی  خدا  سخن  می‌رود  ...  و  با  این‌کار  مرحله  اول  به  پایان  می‌آید.

به  دنبال  مرحله  اول  مرحله دوم  می‌آغازد  و  سخن  از  نشانه‌های  شناخت  خدا  می‌رودکه  شب  و  روز  و  خورشید  و  ماه  و  فرشتگان  پرستشگر،  و  زمین  فروتن‌،  و  حیاتی  است‌که  در  زمین  به  جنبش  و  پویش  درمی‌افتد،  و  زمین  پس  از  مرگ  خود  تکان  می‌خورد  و  می‌آماسد  و  حیات  در  آن  به  موج  می‌افتد.  به  دنبال  همچون‌کلامی  از  کسانی  صحبت  می‌شودکه  آیات  خدا  وکتابهای  آسمانی  را  نپذیرفته‌اند  و  بدانها  کفر  ورزیده‌اند.  در  اینجا  سخن  ازکتاب  می‌رود،  و  به  کتاب  موسی  و  اختلاف  مردمان  در  باره  آن  اشاره  می‌شود.  کار  و  بارشان  بعد  از  فرارسیدن  اجل  به خدا  واگذار  می‌گردد  و  خدا  خود  می‌داندکه  پس  از  فرارسیدن  اجل  معین  با  ایشان  چه  می‌کند.

در  اینجا  سخنی  هم  از  قیامت  به  میان  می‌آید،  و  فرا  رسیدن  آن  به  علم  و  آگاهی  خدا  حواله  داده  می‌شود. 