ِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (34) وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ (35) وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (36)

قضیه  عقیده  همراه  با حقائق  اساسی  آن‌،  مساله‌ای  است  که  این  سوره  بدان  می‌پردازد.  حقائق  اساسی  از  قبیل‌:  الوهیت  یگانه‌،  و  زندگی  اخروی‌،  و  وحي  رسالت  و  پیام  آسمانی  ...  افزون  بر  آنها  از  شیوه  دعوت  به  سوی  خدا،  و  خلق  و  خوی  دعوت‌کننده‌،  سخن  می‌رود.

هرچه  در  این  سوره  است  شرح  این  حقائق  و  استدلال  بر  آنها  است‌.  درضمن  سخن  می‌رود  از  نشانه‌های  شناخت  خدا  در  آفاق  و  انفس‌،  برحذر  داشتن  از  تکذیب  آن  نشانه‌ها،  یادآوری  کردن  محلهای  هلاک  و  جایگاه‌های  نقش  زمین  شدن  تکذیب‌کنندگان  در  میان  نسلهای  پیشین‌،  نشان  دادن  صحنه‌های  کسانی  که  روز  قیامت  را  تکذیب  داشته‌اند،  بیان  این  که  تنها  تکذیب‌کنندگان  جن  و  انس  هستندکه  این  حقائق  را  نمی‌پذیرند  و  تسلیم  و  مطيع  فرمان  یزدان  یکتای  جهان  نمی‌گردند،  در  صورتی  که  آسمان  و  زمين  و  خورشید  و  ماه  و  فرشتگان‌،  همه  و  همه  برای  یزدان  جهان  سجده  می‏‎برند  وکرنش  می‌کنند  و  تسلیم  و  مطیع  می‌گردند  و  اطلاعت  و  فرمانبرداری  می‌نمایند.

در  باره  حقیقت  الوهیت  یگانه  در  سرآغاز  سوره  می‌آید:

  (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ)‌.

بگو:  من  فقط  و  فقط  انسانی  مـثل  شما  هستم‌،  و  به  من  وحی  می‌شود  که  خداوندگار  شما  خداوندگار  یگانه‌ای  بیش  نمی‌باشد.  پس  راست  به  سوی  او  رو  کنید  و  روید  (‌و  پندار  و  گفتار  و  کردارتان  در  مسیر  رضای  وی  باشد  و  از  او  آمرزش  بخواهید.  وای  به  حال  مشرکان‌!.   (‌فصلت‌/٦)  

(  قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَاداً ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ).

بگو:  آیا  به  آن  کسی  که  زمین  را  در  دو  روز  آفریده  است  ایمان  ندارید،  و  برای  او  همگونها  و  انبازهائی  قرار  می‌دهید؟  او  (‌علاوه  از  این  که  آفریدگار  زمین  است‌)  آفریدگار  جهانیان  هم  می‌باشد.    (‌فصلت‌/٩) 

 از  داستان  عاد  و  ثمود  می‌گوید  و  بیان  می‌داردکه  پیغمبرانشان  خود  این  حقیقت  را  بدانان‌گفته‌اند:

« أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ »  ٠

جز  خدا  را  پرستش  نکنید.  (‌فصلت‌/14) 

 در  وسط  سوره  می‌آید:

(لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ).

برای خورشید و ماه سجده  نکنید، برای  خدائی  که  آنها  را  آفریده  است‌، سجده  کنید.   (‌فــصلت‌/37) 

 در  پایان  سوره  در  باره  خود  این  حقيقت  می‌آید:

(وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي؟ قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيدٍ )‌.

روزی  خداوند  مشرکان  را  نـدا  می‌دهد:  شریکها  و  انبازهائی  که  برای  من  می‌پنداشتید  کجایند؟  پاسخ  می‌دهند  و  می‌گویند:  ما  به  تو  عرض  کردیم  که  کسی  از  ما  گواهی  نمی‌دهد  (‌که  تو  دارای  شریک  و  انباز  هستی‌)‌.(‌فصلت‌/47) 

 در  باره  مساله  آخرت  تهدیدکسانی  به  میان  می‌آیدکه  به  آخرت  ایمان  ندارند:

(وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ).

وای  به  حال  مشرکان‌!  مشرکانی  که  به  پاکسازی  خود  نمی‌پردازند  و  آنان  به  آخرت  هم  ایمان  ندارند.(‌فضلت/6و7)  

این  سوره  پایان  می‌پذیرد  با  این  فرموده  یزدان  سبحان‌: 

 (أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ )‌.

آگاه  باشید  که  ایشان  در  باره  ملاقات  با  پروردگارشان  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  در  شک  و  تردیدند  (‌و  رستاخیز  را  باور  نمی‌دارند)‌.  هان  بدانید  که  خدا  (‌علم  و  قدرتش‌)  همه  چیز  را  دربر  گرفته  است  (‌واز  هر  چیزی  آگاه  وبر  هر  چیزی  توانا  است‌)‌.  (‌فصلت‌/54) 

 همچنین  ذکر  این  مساله  در  صحنه‌های  قیامت  می‌آید،  قیامتی‌که  محل  عرضه  چیزهائی  است‌که  در  دنیا  روی  می‌دهد.  این  هم  خود  دال  بر  تاکید  وقوع  همچون  مساله‌ای  است‌.  بلکه  این  شیوه  بیشتر  این  مساله  را  تاکید  می‌کند  و  برجسته  می‌نماید.

در  باره  مساله وحي  سخنان  زیادی  می‌آید،  تا  بدانجاکه  نزدیک  است  این  موضوع  را  موضوع  اصلی  این  سوره  سازد.  این  سوره  به  طور  مشروح  با  آن  می‌آغازد:

(حم . تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ . كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . بَشِيراً وَنَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ . وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ . قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ ...). 

حا.  میم‌.  (‌این  کتابی  است  که‌)  از  طرف  خداوند  بخشایشگر  مهرورز نازل  شده  است‌.  کتابی  است  که  آیات  آن  تفصیل  و  تبیین  شده  است  (‌و  واضح  و  روشن  گشته  است‌.  یعنی‌)  قرآن  که  به  زبان  عربی  است‌،  برای  قومی  (‌فهم  معانی  آن  آسان‌)  است  که  اهل  دانش  باشند.  قرآن  بشارت‌دهنده  (‌مومنان  به  نعمتهای  فراوان  و  جاویدان‌)  و  ترساننده  (‌کافران  به  عذاب  دردناک  و  سرمدی  یزدان‌)  است‌.  ولی  (‌تشویق  و  تهدید  قرآن  در  دل  متعصبان  لجوج  بی‌اثر  است‌)  و  اکثر  آنان  (‌از  حق  و  حقیقت‌)  رویگردانند  و  این  است  که  (‌روح  شنوائـی  و  پذیرائی  حقائق  را  از  دست  داده‌اند  و  گوئی  که  کرند  و)  هیچ  نمی‌شنوند.  می‌گویند.  دلهایمان  در  برابر  چیزی  که  ما  را  بدان  می‌خوانی  (‌که  یگانه‌پرستی  است‌)‌.  در  میان  پوششهائی  قرار  گرفته  است  (‌و  آنچه  می‏گوئی  بدان  نمی‌رسد)  و  در  گوشهایمان  سنگینی  است  (‌و  کلام  تو  را  نمی‌شنود)  و  میان  ما  و  تو  پرده  ستبر  و  مانع  بزرگی  است  (‌که  نمی‏گذارد  ما  با  تو  در  یکجا  گرد  آئیم‌)‌.  پس  تو  (‌برابر  آئین  خود)  عمل  کن  و  ما  هم  (‌برابـر  آئین  خود)  عمل  می‌کنیم‌.  بگو:  من  فقط  و  فقط  انسانی  مبل  شما  هستم‌،  و  به  من  وحی  می‌شود  ...  . (‌فصلت/‌1-6) 

 در  وسط  سوره  از  رویاروئی  و  مبارزه  مشرکان  با  این  قرآن  صحبت  می‌شود:

(وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ )‌. 

کافران  (‌به  همدیگر)  می