ُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ. قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ. سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ).

بگو: زمین و کسانی که در زمین هستند ازآن کیستند، اگر دانا و فرزانه‌اید؟‌! (‌براساس ندای فطرت‌، و بداهت عقل‌) خواهند گفت: (‌همه کائنات‌، و از جمله زمین و ساکنان آن‌) ازآن خدایند. بگو: پس چرا نمی‌اندیشید و یادآور نمی‏‎گردید (‌که تنها مالک کائنات شایسته پرستش است و بس‌؟‌)‌. بگو: چه کسی صاحب آسمانهای هفت‏گانه و صاحب عرش عظیم است‌؟ (‌آیا ملک کائنات و فرمانروائی بر آنها ازآن کیست‌؟‌)‌. خواهند گفت‌: ازآن خدا است‌. بگو: پس چرا پرهیزگاری پیش نمی‌گیرید (‌و خویشتن را از فرجام شرک و کفر و عصیان نسبت به یزدان‌، صاحب و فرمانده جهان به دور نمی‌دارید؟‌!)‌. بگو: آیا چه کسی فرماندهی بزرگ همه چیز را در دست دارد (‌و ملک فراخ کائنات و حکومت مطلقه بر موجودات‌، ازآن او است‌؟‌) و او کسی است که پناه می‌دهد (‌هرکه را بخواهد) و کسی را (‌نمی‌توان‌) از (‌عذاب‌) او پناه داد، اگر فهمیده و آگاهید؟‌! خواهند گفت‌: ازآن خدا است‌. بگو: پس چگونه گول (‌هوا و هوس و وسوسه شیاطین را) می‌خورید و (‌از حق کناره‌گیری می‌کنید، انگار) جادو و جنبل می‌شوید؟‌!. این مجادله پرده از اندازه لرزانی و پریشانی موجود در عقیده مشرکان برمی‏دارد، لرزانی و پریشانی‌ای که به دلیل و منطقی بر‌نمی‌گردد، و به عقل و خردی تکیه نمی‌کند. پرده برمیدارد از اندازه تباهی و فسادی‌که عقائد مشرکان در جزیرة العرب هنگام پیدایش اسلام‌، بدان رسیده بود.

(قُلْ لِمَنِ الأرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).

بگو: زمین و کسانی که در زمین هستند ازآن کیستند، اگر دانا و فرزانه‌اید؟‌!.

این پرسشی است درباره مالکیت زمین وکسانی‌که در آن هستند.

(سَيَقُولُونَ لِلَّهِ).

خواهند گفت‌: ازآن خدایند.

آنان با وجود این‌، چنین حقیقتی را یاد نمی‌کنند، و عبادت و پرستش را برای غیر خدا می‌کنند:

(قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ).

بگو: پس چرا نمی‌اندیشید و یادآور نمی‌گردید (‌که تنها مالک کائنات شایسته پرستش است و بس‌؟‌)‌.

(قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ).

بگو: چه کسی صاحب آسمانهای هفت‏گانه و صاحب عرش عظیم است‌؟ (‌آیا ملک کائنات و فرمانروائی بر آنها ازآن کیست‌؟‌)‌.

این پرسشی است درباره ربوربیتی‌که جهان را اداره میکند، و کار و بار آسمانهای هفت‏گانه و عرش عظیم را می‌گرداند. آسمانهای هفتگانه چه‌بسا افلاک هفتگانه‌، یا مجموعه‌های اختران هفتگانه‌، یا سحابیهای هفت‏گانه، یا جهانهای هفتگانه‌، و یا آفریده‌های هفتگانه فلکی دیگری مراد باشد.[4] عرش رمز والائی و محافظت و مراقبت از جهان هستی است ... آیا چه کسی خداوندگار آسمانهای هفتگانه و آفریدگار عرش عظیم است‌؟

(سَيَقُولُونَ لِلَّهِ).

خواهند گفت‌: ازآن خدا است‌.

امّا آنان با وجود این از خداوند عرش نمی‌ترسند، و از خشم و عذاب آفریدگار آسمانهای هفتگانه نمی‌ترسند، و بتهای بی‌ارزش و خواری را انباز خدا می‌سازند، بتهائی‌که پیوسته روی زمین افکنده شده‌اند.

(قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ).

بگو: پس چرا پرهیزگاری پیش نمی‌گیرید؟‌.

(قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ).
بگو: آیا چه کسی فرماندهی بزرگ همه چیز را در دست دارد (‌و ملک فراخ کائنات و حکومت مطلقه بر موجودات‌، ازآن او است‌؟‌) و او کسی است که پناه می‌دهد (‌هرکه را بخواهد) و کسی را (‌نمی‌توان‌) از (‌عذاب‌) او پناه داد، اگر فهمیده و آگاهید؟‌!.

این پرسش از سلطه و قدرت و غلبه است‌. پرسش درباره کسی است‌که مالکیت هر چیزی در دست او است‌، و والاتر و فراتر از همه چیز است‌، و بر همه چیز سلطه و غلبه دارد. آن‌کس چه‌کسی است‌که با قدرت و قوت خود پناه می‌دهد به هرکه بخواهد، و دیگرکسی بدو نمی‌تواند دستیابی پیدا کند وکم‌ترین زیانی برساند؟ کسی نمی‌تواند احدی را از دست خدا برهاند و بدو پناه دهد. وکسی نمی‌تواند بنده‌ای از بندگان خدا را از دست خدا برهاند، بنده‌ای‌که خدا بخواهد بدو بلا و زیانی برساند ... راستی آسمانها و زمین متعلق به چه کسی است‌؟ و عرش عظیم مال چه‌کسی است‌؟

(سَيَقُولُونَ لِلَّهِ).

خواهند گفت‌: ازآن خدا است‌.

پس چرا از عبادت و پرستش خدا روی‌گردان می‌شوند؟ چرا باید خردهایشان منحرف شود و دست و پای بزنند بسان کسانی که جادو شده باشند؟

(قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ).

بگو: پس چگونه گول (‌هوا و هوس و وسوسه شیاطین را) می‌خورید و (‌از حق کناره‌گیری می‌کنید، انگار) جادو و جنبل می‌شوید؟‌!. 

هان‌! این پریشانی و دست و پا زدنی است‌که جادوشدگان بدان دچار وگرفتار می‌آیند!

*
در لحظه مناسبی برای بیان حقیقتی‌که پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) از توحید و یگانه‌پرستی با خود به ارمغان آورده است‌، و بطلان ادعائی‌که از فرزند و شریک برای خدا دارند، در همین لحظه مناسب‌، بعد از آن جدال و ستیز، این آوا به گوش می‌رسد:

(بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ. مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ. عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ).

(‌چنین نیست که ایشان می‌انگارند و قرآن را افسانه‌سرائیها و دروغگوئیهای پیشینیان قلمداد می‌نمایند) بلکه برای ایشان حق را آورده‌ایم (‌که قرآن است و قانون آئینی است که وسیله سعادت دنیا و آخرت همگان است‌) و آنان قطعاً دروغگویند (‌در این که قرآن را اساطیر و اکاذیب گذشتگان می‌گویند)‌. خداوند نه فرزندی برای خود برگرفته است و نه خدائی با او (‌انباز) بوده است‌، چرا که اگر خدائی با او می‌بود، هر خدائی به آفریدگان خود می‌پرداخت (‌و درنتیجه هر بخشی از جهان با نظام خاصی اداره می‌گردید، و این با وحدت نظامی که بر سراسر هستی حاکم است‌، سازگار نمی‌بود) و هریک از خدایان (‌برای توسعه قلمرو حکومت خود) بر دیگری برتری و چیرگی می‌جست (‌و نظام عالم از هم گسیخته می‌شد و جهان هستی به تباهی می‌کشید)‌. خدا والاتر و بالاتر از آن چیزها (‌و یاوه‌سرائیهائی‌) است که ایشان (‌خدای را بدانها وصف و در باره او) می‏‎گویند. خدا از پنهان و آشکار (‌همه آفریدگان‌) آگاه است (‌و سرتاسر هستی در قبضه قدرت او است و نیازی برای اداره جهان به فرزند و شریک و کمک این و آن ندارد، و) او پاک و دور از آن چیزهائی است که ایشان شریک (‌خداوند جهان‌) می‏‎گرداند.

این بیان به شیوه‌های‌گوناگون می‌آید ... گاهی با روی‌گردانی از ایشان و دوری گزیدن 