شهای  دهان  را  می‌جوید  و  پیجوئی  می‌کند.  با  لغزشها  و  پرشها  آتش  دشمنانگي  و  کینه‌توزی  را  میان  این  مومن  و  برادر  مومن  خود  تیزترو  شعله‌ورتر  می‌سازد.  ولی  سخنان  خوب  راه  نفوذ  را  بر  اهریمن  می‌بندد  و  او  را  خلع  سلاح  می‌کند،  و  حرم  قدس  برادری  را  در  امن  و  امان  از  دمیدنها  و  وسوسه‌ها  و  تحریکهای  اهریمن  می‌گرداند.

*
پس  از  این  نگرش‌،  روند  قرآنی  به  سرنوشت  مردمان  برمی‏گردد،  سرنوشتی‌که  در  آن  روزی  پیدا  می‌کنندکه  یزدان  ایشان  را  فرامی‌خواند  و  آنان  هم  با  حمد  و  ثنا  پاسخ  می‌گویند،  و  همایش  همگان  در  پیشگاه  یزدان  فراهم  می‌آید،  و  به  ناگاه  معلوم  می‌شودکه  سرنوشت  به  طورکلی  در  دست  یزدان  یگانه جهان  است  و  بس‌؛  اگر  بخواهد  رحم  می‌کند،  و  اگر  خواست  عذاب  می‌دهد.  همگی  مردمان  به  قضاوت  و  داوری  ایزد  سبحان  واگذارند  و  اسیر  فرمان  خداوند  دادارند،  و  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  حافظ  و  نگاهبان  ایشان  نیست‌.  او  تنها  پیامبر  است  و  بس‌:

« رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلا وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ »‌.

پروردگارتان  از  حال  شما  آگاه‌تر  (‌از  هر  کسی‌)  است‌.  اگر  بخواهد  (‌به  شما  توفیق  ایمان  عطاء  می‌کند)  و  شما  را  مشمول  رحمت  خود  قرارمی‌دهد،  واگر  بخواهد  (‌با  کفر  و  عصیان  شما  را  می‌میراند  و)  دچار  عذابتان  می‏‎گرداند.  (‌ای  محمد!)  ما  تو  را  به  عنوان  وكیل  (‌ایمان  آوردن‌)  ایشان  (‌و  مراقب  احوال  آنان‌)  نفرستاده‌ایم‌،  (‌تا  ملزم  باشی  حتماً آنان  ایمان  بیاورند.  بلکه  بر  رسولان  پیام  باشد  و  بس‌)‌.  پروردگارت  از  (‌احوال  همه‌)  مردمان  و  چیزهائی  که  در  آسمانها  و  زمینند  آگاه‌تر  (‌از  هر  کسی‌)  است‌.

علم  وآگاهی  مطلق  ازآن  یزدان  است  و  بس.  او  با  علم  و  آگاهی‌کاملی‌که  درباره  مردمان  دارد،  رحمت  خود  را  شامل  آنان  می‌سازد  یا  عذاب  خود  راگریبانگیر  ایشان  می‌گرداند.  همین‌که  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  پیام  آسمانی  را  به  انسانها  رساند،  وظیفه  او  پایان  می‌پذیرد.  علم  و  آگاهی  خدا  شامل  همه ‌کسانی  می‌گرددکه  در  آسمانها  و  زمین  هستند،  از  قبیل‌:  فرشتگان‌،  پیغمبران‌،  انسانها،  جنها  و  پریها،  و  پدیده  و  آفریده‌های  دیگری‌کسی  جز  خدا  از  آنها  آگاه  نیست  و  نمی‌داند  چه  هستند؟  چه  اندازه  هستند! پله  و  درجه  آنها  کدام  است‌؟

در  پرتو  همین  علم  و  آگاهی  مطلق  از  حقائق  آفریدگان  است‌که  برخی  از  پيغمبران  را  بر  برخی  دیگر  برتری  داده  است‌:

« وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ »‌.

ما  برخی  از  پیغمبران  را  بر  برخی  دیگر  برتری  داده‌ایم‌.  این  برتری  چیزی  است‌که  یزدان  ازاسباب  و  علل  آن  مطلع  وآگاه  است‌.  چون  نمادهای  ظاهری  این  برتری  در  جزء  سوم  همین‌کتاب  فی‌ظلال  القرآن  از  آنها  سخن  گفتیم،  بدان‌گاه‌که  این  آیه  تفسيرگردید:

«‌تلک‌الرسل  فضلنا  بعضهم‌علي  بعض »‌.

این  پیغمبران  (‌که  نام  برخی  از  آنان  گذشت‌)  بعضی  از  ایشان  را  بر  بعضی  دیگر  برتری  دادیم‌. (‌بقره/253)

برای  اطلاع  از  نمادهای  ظاهری  این  برتری،  بدانجا  مراجعه  گردد:

«  وَآتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورًا »  .

و  (‌از  جمله‌)  به  داوود  زبور  عطاء  نموده‌ایم  (‌و  او  را  بدان  افتخار  بخشیده  و  بالاتر  از  بعضی  انبیاء  قرار  داده‌ایم‌،  به  تو  نیز  قرآن  ارمغان  کرده‌ایم  و  خاتم  و  سرآمد  همه پیغمبرانت  ساخته‌ایم‌)‌.

این  نمونه‌ای  از  عطاء  خدا  به  یکی  از  انبیاء  است‌،  و  همچنین  نمونه‌ای  از  نمادهای  ظاهري  برتری  است‌.  چه  کتابها  پای‌برجای‌تر  و  ماندگارتر  از  معجزات  و  خوارق  عاداتی  است‌که  بعضی  از  مردمان  آنها  را  در  شراط  و  ظروف  معینی  از  زمان  می‏بینند.

*
این  درس که  با  نفی  اندیشه  فرزندان  و  انبازان  از  یزدان  سبحان  شروع  گردیده  است‌،  و  ادامه  پیدا  کرده  است  با  انحصار  یزدان  برای  روکردن  و  به  کمک  طلبيدن‌،  و  این  که  تنها  خدا  است‌که  از  سرنوشت  بندگان  آگاه  است‌،  و  فقط  او  است  که  کار  و  بار  مردمان  را  اداره  می‌کند  و  می‌گرداند  ...  این  درس  به  پایان  می‌آید.  در  این  پایانه  همچنین  کسانی  به  مبارزه  خواسته  می‌شوندکه  گمان  می‏‎برند  خدا  دارای  انبازهائی  است‌.  در  این  چالش  از  همچون‌کسانی  خواسته  می‌شودکه  خدایان  ادعائی  خود  را  به  کمک  بطلبند  و  از  ایشان  درخواست‌کنند  زیان  و  ضرری  را  از  سر  ایشان  بردارندکه  خدا  می‌خواهد  بدیشان  برسد  و  بدین  وسیله  عذاب  و  عقابشان  دهد.  یا  از  آنها  بخواهند  عذاب  و  عقاب  خدا  را  از  ایشان برگردانند  و  دامنگیر  دیگرانش‌گردانند:

« قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِيلا»‌.

(‌ای  پیغمبر!  به  مشرکان‌)  بگو:  کسانی  را  که  بجز  خدا  (‌شایسته  پرستش‌)  می‌پندارید  (‌به  هنگام  بلا،  به  کمک‌)  بخوانید،  امّا  (‌خواهید  دید  که‌)  نه  توانائی  دقع  زیان  و  رفع  بلا  از  شما  را  دارند،  و  نه  می‌توانند  آن  را  دگرگون  سازند  (‌و  ناخوشیها  را  به  خوشیها  تبدیل  کنند  و  یا  این  که  از  اندوه  دردها  بکاهند)‌.

هیچ  کسی  جز  خدای  یگانه  نمی‌تواند  زیان  و  ضرر  را  برطرف‌کند  یا  آن  را  دگرگون  سازد،  خدای  یگانه‌ای‌که  در  قضا  و  قدر  بندگان  خود  دخالت  می‌کند،  و  متصرف  در  اوضاع  و  احوال  ایشان  است‌.

یزدان  برای  مردمان  بیان  می‌دارد  کسانی  را  که  از  فرشتگان  یا  پریها  و  یا  انسانها  الهه  می‌دانند  و  خداگونه  می‌خوانند،  آنها  جز  آفریده‌هائی  از  آفریده‌های  یزدان  نیستند،  و  تلاش  می‌كنند  راهی  برای  تقرب  به  خدا  پیدا  کنند،  و  با  یکدیگر  درکسب  رضای  خدا  مسابقه  می‌دهند،  و  از  عذاب  و  عقابی  می‌ترسندکه  کسانی  از  آن  عذاب  و  عقاب  می‌ترسند  و  می‌هراسندکه  از  حقیقت  آن  مطلع  هستند:

(أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا).

آن  کسانی  را  كه  به  فریاد  می‌خوانند  (‌و  خداگونه‌هایشان  می‌دانند)  آنان  که  از  همه  مقرب‌ترند  (‌به  درگاه  یزدان‌،  همچون  عیسی  و  عزیر  و  فرشتگان‌)  برای  تقرب  به  پروردگارشان  وسیله  می‌جویید  (‌که  طاعات  و  عبادات  است‌)  و  به  رحمت  خدا  امیدوار  و  از  عذاب  او  هراسناکند.  چرا  که  عذاب  پروردگارت  (‌چنان  شدید  است  که‌)  باید  خویشتن  را  از  آن  دور  و  برحذر  داشت‌.

برخی  از  آنان  عزير  را  پسر  خدا  می‌خواندند  و  او  را  می‌برستیدند.  برخی