شده‌اند.  (‌چرا  که  سرمایه  وجود  خود  را  در  بیراهه  هدر  داده‌اند  و  حاصلی  جز  گناه  و  رسوائی  و  عذاب  دردناک  خدائی  فراهم  نساخته‌اند)‌. (‌غافر/٨٥) 

 با  این  آهنگ‌،  سوره‌ای  به  پایان  می‌آید  که  سراسر  آن  پیکار  میان  حق  و  باطل،  و  ایمان  وکفر،  و  خوبی  و  نيكی  و  طغیان  و  سرکشی  بوده  است‌،  تا  زمانی‌که  با  این  واپسین  خاتمه‌،  پایان  داده  می‌شود.

*
« وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ »‌.

پیش  از  تو  پیغمبرانی  را  (‌برای  رهنمود  مردمان‌)  قرستاده‌ایم‌.  سرگذشت  بعضیها  را  برای  تو  بازگو  کرده  و  سرگذشت  برخیها  را  برای  تو  بازگو  نکرده‌ایم‌.  هیچ  پیغمبری  حق  نداشته  است  معـجزه‌ای  را  (‌که  قوم  او  پیشنهاد  کرده‌اند)  نشان  دهد  مگر  به  فرمان  خدا.  زمانی  هم  فرمان  خدا  (‌مبنی  بر  ارائه  آن  معجزه  صادر  شده  است  و  پیشنهادکنندگان  ایمان  نیاورده‌انـد)  دادگرانه  داوری  شـده  است‌.  (‌بدین  معنی  که  خدا  پیغمبران  و  مومنان  را  نجات  داده  است‌)  و  آن  وقت  باطلگرایان  (‌هلاک  و)  زیانمند  گشته‌اند.

این  کار  سوابق  بسیاری  دارد.  خدا  برخی  از  آنها  را  در  این‌کتاب  برای  پیغمبر  خود  (ص)  نقل  فرموده  است‌،  و  برخی  از  آنها  را  روایت  ننموده  است‌.  آن  چیزهائی  راکه  ازکار  و  بار  پیغمبران  روایت  فرموده  است‌،  اشاره  به  راه  دور  و  دراز  متصل  و  دارای  نشانه‌های  علامتگذاری  روشنی  دارد،  و  چیزهائی  را  می‌رساندکه  بیانگر  قانون  و  سنت  ساری  و  جاری  خدا  است‌،  قانون  و  سنتی‌که  تخلف‌ناپذیر  است‌.  همچنین  بیانگر  چیزهائی  است  که  حقیقت  رسالت  و  وظیفه  پیغمبران  و  حدود  و  ثغور  ماموریتشان  را  دقیق  و  روشن  توضیح  می‌دهد.

این  آیه  حقیقتی  را  تاکید  می‌کندکه  نیاز  به  استقرار  موکدانه  آن  در  دل  و  درون  آدمی  دارد.  این  آیه  بر  همچون  حقیقتی  تکیه  می‌کند  تا  آن  را  سفت  و  سخت  استقرار  بخشد  و  محکم  و  استوارش  دارد:

(وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) . 

 هیچ  پیغمبری  حق  نداشته  است  معجزه‌ای  را  (‌که  قوم  او  پیشنهاد  کرده‌اند)  نشان  دهد  مگر  به  فرمان  خدا.

چه  نفس  انسان  - ‌اگرچه  این  نفس‌،  نفس  پیغمبر  باشد  -  تمنا  می‌کند  و  می‌خواهد  و  علاقه  نشان  می‌دهد  و  رغبت  می‌ورزدکه  دعوت  برتری‌گیرد  و  چیره  شود،  و  دشمنان  و  ستیزه‌جویان  تند  و  سریع  اقرار  و  اعتراف‌کنند  به  حقانیت  دعوت  و  بدان‌گردن  نهند.  این  است‌که  نفس  بشری  به  پیدایش  معجزه  خارق‌العاده‌ای  چشم  امید  می‌دوزد،  معجزه  خارق‌العاده‌ای  که  بر  هر  دشمنی  و  ستیزه‌گری  غلبه‌کند  و  چیره  شود.  ولیکن  خدا  می‌خواهد  بندگان  برگزیده‌اش  صبر  مطلق  در پیش  گیرند،  و  نفس  خـود  را  بر  آن  تمرین  دهند.  این  است‌که  برایشان  بیان  می‌فرمایدکه  هیچ‌گونه  کار  و  باری  و  انتخاب  و  اختیاری  بدیشان  داده  نشده  است‌،  و  وظیفه  ایشان  وقتی  که  پیام  را  رساندند  و  ابلاغ  فرمان  کردند  به  پایان  می‌رسد،  و  آوردن  معجزه  و  نشان  دادن  خارق‌العاده  بر  عهده  خدا  است  و  هر  وقت‌که  بخواهد  آن  را  نشان  می‌دهد‌.  این  بدان  خاطر  است  که  پیغمبران  دلهایشان  اطمینان  یابد  و  بیارامد  و  محکم  و  استوار  بماند،  و  از  هر  آن  چیزی‌که  بر  دستهایشان  انجام  می‌شود  و  توسط  ایشان  روی  می‌دهد  راضی  باشند،  و  بعد  از  آن‌کار  را  به  طورکلی  به  خدا  واگذارند.

همچنین  یزدان  سبحان  می‌خواهد  مردمان  بدانند  سرشت  الوهیت  چیست  و  سرشت  نبوت  کدام  است‌،  و  آگاه  باشند  که  پیغمبران  انسانهائی  از  خودشان  هستند.  خدا  ایشان  را  برگزیده  است‌،  و  برای  آنان  تعیین  وظیفه  کرده  است‌،  و  حدود  و  ثغو‌ری  برای  وظیفه  ایشان  مشخص  داشته  است‌.  دیگر  پیغمبران  نمی‌توانند  و  تلاش  آن  را  هم  ندارند  از  حدود  و  ثغو‌ر  وظیفه  خود  تجاوزکنند  و  پا  را  فراتر  نهند.

همچنین  مردمان  باید  بدانند  تاخیر  در  نشان  دادن  معجزات  پیشنهادی،  لطف  و  مرحمت  در  حق  ایشان  است‌.  چراکه  قانون  و  سنت  خدا  چنین  بوده  است  هر  وقت  معجزات  پیشنهادی  مردمان  را  بدیشان  نموده  است  و  آنان  باز  هم  ایمان  نیاورده‌اند  و  از  فرمان  خدا  سرپیچی  کرده‌اند،  تکذیب‌کنندگان  را  نابود  کرده  است‌.  در  این  صورت  اگر  معجزات  پیشنهادی  به  تاخیر  انداخته  شده  است  و  به  درخواستشان  پاسخ  داده  نشده  است‌،  این  مهلت  و  فرصت  بشمار  آمده  است‌،  و  محبت  و  مرحمتی  بوده  است‌که  خدا  در  حق  ایشان  روا  دیده  است‌:

(  فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ).

زمانی  هم  فرمان  خدا  (‌مبنی  بر  ارائه  آن  معجزه  صادر  شده  است  و  پیشنهادکنندگان  ایمان  نـیاورده‌اند)  دادگرانه  داوری  شده  است‌.  (‌بدین  معنی  که  خدا  پیغمبران  و  مومنان  را  نجات  داده  است‌)  و  آن  وقت  باطلگر‌ایان  (‌هلاک  و)  زیانمند  گشته‌اند.

دیگر  مجالی  برای‌کارکردن  و  توبه  نمودن  و  دست  کشیدن  نمانده  است  پس  از  آن‌که  خدا  واپسین  داوری  را  فرموده  است  و  آخرین  حکم  را  صادر  نموده  است‌.  

*

آن‌گاه  درخواست‌کنندگان  معجزات  و  خوارق  عادات  را  به  معجزه‌ها  و  خارق‌العاده‌هائی  ارجاع  می‌دهد  که  دم  دست  هستند  و  حاضر  و  آماده  می‏‎باشند،  ولی  آنان  به  سبب  طول  انس  و  الفت  بدانها  وجود  آنها  را  فراموش  می‌کنند.  این  معجزه‌ها  و  خارق‌العاده‌ها  را  اگر  اندکی  بنگرند  و  برخی  از  آنها  را  خوب  وراند‌ازکنند  و  با  معجزه‌ها  و  خارق‌ا‌لعاده‌هائی  مقایسه  نمایند  که  آنها  را  پیشنهاد  می‌نمایند،  خواهند  دید  معجزه‌ها  و  خارق‌العاده‌های  حاضر  و  آماده‌ای‌که  براثر  طول  انس  و  الفت  آنها  را  فراموش  کرده‌اند  گواه  بر  الوهیت  خدا  هستند،  و  هرگونه  ادعائی  را  قلم  بطلان  می‌کشندکه  بگو‌یدکسی  جز  خدا  اینها  را  آفریده  است‌،  و  همچنین  هرگونه  ادعائی  را  باطل  اعلام  می‌کنندکه  بگو‌ید  اینها  بدون  آفریدگار  مدبر  و  با  اراده‌ای  خود  به  خود  پدیدار  آمده‌اند  و  خلعت  هستی  پو‌شیده‌اند:

( اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ . وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ . وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ ؟ ) .

خدا  کسی  است  که  چهارپایان  را  برای  شما  آفریده  است  تا  سوار  برخی  از  آنها  شوید  و  برخی  از  آنها  را  ب