یت  و  آزار  و  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  و  تکذیب  مشرکان  و  کافران  است‌.

نفس  بشری  را  بازداشتن  از  این‌که  رغبت  بورزد  و  علاقه  نشان  بدهد  به  این‌که  ببیند  چگو‌نه  خدا  دشمنان  او  را  و  دشمنان  دعوت  او  راگرفتار  می‌سازد،  در  همان  حال  و  احوالی‌که  دشمنی  وکینه‌توزی  آن‌گونه  دشمنان  را  بر  ضد  این  دعوت  ببیند  و  لمس‌کند،  برای  نفس  بشری  بسی  سخت  و  دشوار  و  ناگوار  است‌.  امّا  این  تربیت  والای  الهی  است‌.  پرورش  الهی  است‌،  پرورشی‌که  خدا  برگزیدگان  پاک  خود  را  با  آن  مهیا  و  آراسته  و  پیراسته  می‌سازد،  و  دلهای  برگزیدگان  پاک  خود  را  رهائی  می‏بخشد  از  هر  آن  چیزی‌که  برای  خود  در  آن  هدفی  و  نظری  داشته  باشند،  حتی  اگر  این  هدف  و  نظر  پیروزی  بر  دشمنان  این  دین  باشد!

لازم  است  دلهای  دعوت‌کنندگان  مردمان  به  سوی  یزدان  در  هر  زمانی  بدین  نگرش  ژرف‌،  توجه  داشته  باشند،  و  این  نکته  دقیق  و  ظریف  را  در  مد  نظر  داشته  باشند:  انجام  وظیفه  بشود  و كار  خالصانه  برای  خدا  باشد  و  بس‌.  دیگر  چه  می‌شود  داعیان  را  چه‌کار؟‌! ‌کمربند  نجات  در  میان  امواج  دریای  علائق  و  رغائب  همین  است‌،  علائق  و  رغائبی  که  در  ابتدای‌کار،  پاک  آغاز  می‌گردند  و  خالصانه  برای  خدا  در  مد  نظرند،  ولی  بعد  از  آن  اهریمن  خود  را  به  وسط  آن  علائق  و  رغائب  می‌اندازد  و  در  آن  به  شنا  می‌پردازد!
----------------------------------------------------------------
[1] تا  آنجاکه  من  می‌دانم  ١٢٣  میلیارد  کهکشان  تا  به  حال‌کشف  گردیده  است‌.  (‌مترجم‌).
[2] زمین  بیست  و  سه  درجه  میل  محوری  نسبت  به  سکون  خود  دارد.  (‌مترجم‌)
[3] ‌به  نقل  ازکتاب‌:  «‌مع‌الله  فی  السماء‌»  تالیف  دکتر  احمد  زکی‌.   
[4] به  نقل  از  کتاب‌  (‌العلم  یدعو  للایمان‌)  ترجمه  (‌عربی‌)  محمود  صـالح  فلکی‌. 
 [5] « يُسْجَرُونَ ‌»‌:  تمام  وجودشان  پر  از  آتش  می‌گردد.  برافروخته  و  تافته  می‌گردند.  (‌مترجم‌)سوره‌ي غافر آيه‌ي 85-78

( وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ (78) اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ (79) وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ (80) وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ (81) أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَاراً فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ (82) فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (83) فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ(84) فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ (85) 

این  مرحله‌،  تکمله  پیروی  است‌که  در  آخر  درس‌گذشته  آمده  است‌.  تکمله  رهنمود  و  رهنمون  پیغمبر  (ص)  و  مومنان  است‌.  به  صبر  و  شکیبائی‌کردن‌،  تا  خدا  اجازه  می‌دهد،  و  وعد  و  وعید  او  پیاده  می‌شود  و  تحقق  پیدا  می‌کند،  چه  این  وعد  و  وعید  در  قید  حیات  پیغمبر  (ص)  پیاده  شود  و  تحقق  پیداكند،  و  چه  به  تاخیر  بیفتد  و  پس  از  وفات  او  پیاده  شود  و  تحقق  پیدا  کند.  در  هر  صـورت‌،  این  وظیفه  او  نبوده  و  بدو  مربوط  نیست‌.  بلکه  پیاده  شدن  و  تحقق  حاصل‌کردن  و  نتیجه  دادن  وعد  و  وعید  الهی‌،  و كار  این  عقیده‌،  و  وظیفه مومنان  بدان  و  مجادله‌کنندگان  در  باره  آن‌،  یعنی  آن  ستیزه‌گرانی‌که  خود  را  بزرگتر  از  آن  می‌دانند  که  بدین  عقیده‌گردن  نهند،  به  خدا  واگذار  است‌،  و  قاضی  و  داور  این‌کار  ذات  پاک‌کردگار  است  و  بس.  خدا  است‌که  این  عقیده  را  رهبری  می‌کند  و  بدان  حرکت  و  جهت  می‌دهد  و  آن‌گونه‌که  بخواهدگامهایش  را  سمت  و  سو  می‌دهد.  و  امّا  این  مرحله  تازه‌ای  که  این  سوره  بدان  پایان  داده  می‌شود،  به  عرضه  کردن  گوشه‌های  دیگری  از  این  حقیقت  ادامه  می‌دهد  و  جوانب  دیگری  را  دنبال  می‌کند.  داستان  این  کار،  داستان  طولانی  و  قدیمی  است‌.  تنها  با  رسالت  اسلام  و  پیغمبرش  (ص) نیاغازیده  است‌.  بلکه  پیش  از  پیغمبر  اسلام  پیغمبران  زیادی  آمده‌اند  و  بوده‌اند.  خدا  داستان  برخی  از  آنان  را  برای  توگفته  است‌،  و  داستان  برخی  از  ایشان  را  برایت  نـقل  ننموده  است‌.  همه  پیغمبران  با  تکذیب  و  تکبر  دیگران  رویاروی  شده‌اند.  از  همه  آنان  معجزه‌ها  و  خارق‌العاده‌ها  درخواست  شده  است‌.  همه  پیغمبران  هم  آرزو  کرده‌اند  که  کاش  خدا  معجزه  و  خارق‌العاده‌ای  می‌نمود  که  تکذیب‌کنندگان  بدان  اقرار  و  اعتراف  می‌کردند.  امّا  هیچ  معجزه‌ای  و  هیچ  خارق‌العاده‌ای  رخ  نمی‌دهد  و  نموده  نمی‌شود،  مگر  با  اجازه  یزدان‌،  آن  هم  در  زمانی‌که  خدا  خودش  بخواهد.  چه  این  دعوت‌،  دعوت  خدا  است‌،  و  هر  آن‌گونه‌که  خود  بخواهد  آن  را  پدیدار  و  نمودار  می‌گرداند،  و  آن  را  نشان  می‌دهد  و  می‌نمایاند.

هرچندکه  نشانه‌ها  و  معجزه‌های  یزدان  در  سطح  جهان  پراکنده‌اند،  و  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  در  معرض  دید  مردمانند،  در  اینجا  از  چهارپایان  سخن  می‌رود،  و  ازکشتیهاگفتگو  می‌شود،  و  یک  اشاره  همگانی  به  سائر  چیزهائی  می‌شودکه‌کسی  نمی‌تواند  آنها  را  انکارکند  و  نپذیرد.

این  سوره  را  با  پسوده  نیرومندی  در  باره  محل  هلاک  گذشتگان  و  جایگاه  نقش  زمین  شدنشان  به  پایان  می‏‎برد،  گذشتگانی  که  موقعیت  تکذیب‌کنندگان  را  در پیش  گرفتند،  و  نیرو  و  آبادانی  و  دانشی  که  در  این  همچون  موقعیتی  داشتند  و  پیداکردند  ایشان  را  مغرور  کرد  وگولشان  زد،  و  بعد  از  آن‌،  قانون  و  سنت  خدا  ایشان  را  دربرگرفت‌،  و  بر  بادشان  داد:

(فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ) .

امّا  ایمانشان  به  هنگام  مشاهده  عذاب  شدید  ما،  بدیشان  سودی  نرسانیده  است  و  نفعی  به  حالشان  نداشته  است‌.  این  سنت  و  شیوه  همیشگی  خدا  در  مورد  بندگانش  بوده  است  و  کافران  بدان  هنگام  زیانبار  