ارد  از  حیات  به  تکان  درمی‌آید  و  جنب  و  جوش  پیدا  می‌کند  ...  و  دیدن  درختی‌که  برگهای  آن  و  شاخه‌های  آن  در  فصلی  خشکیده  است‌،  سپس  دیدن  آن  درخت‌که  همه  پیکره‌اش  به  جنب  و  جوش  می‌افتد،  و  سبز  می‌گردد  و  برگ  می‌دهد  و  شکو‌فه  می‌کند،  بدان‌گونه‌که  انگار  حیات  در  آن  منفجر  می‌گردد  و  به  جوش  و  خروش  درمی‌افتد  .  .  .  و  دیدن  تخم‌مرغ‌،  سپس  دیدن  جوجه‌ها  ...  و  دیدن  دانه‌،  و  سپس  دیدن‌گیاهک  .  .  .  و  عین  این‌کوچ  و  سفر  .  .  .که  از  حیات  می‌آغازد  و  به  موت  سر  می‌کشد،  همچنین  مشاهده  کوچی‌که  از  موت  می‌آغازد  و  به  حیات  می‌انجامد  .  .  .  همه  اینها  دل  را  می‌پسایند  و  آن  را  به  مقداری  از  تاثر  و  تدبر  می‌کشانند  و  به  جوش  و  خروش  درمی‌آورند،  و  با  مختلف  بودن  درونها  و  حالتها  مختلف  می‌گردند  و  متفاوت  می‌شوند.

از  حیات  و  موت‌گرفته  تا  حقیقت  پدید  آوردن  و  ادات  و  ابزار  نوآوری  و  زیبانگاری‌،  چیزی  جز  اراده  کردن  و  خواستن  نیست‌.  کافی  است  اراده  خدا  رو  به  آفریدن  کند،  آفریدن  هر  چیزی‌که  باشد.  بس  است‌که  واژه  «‌کن‌:  بشو »گفته  شود  .  .  .  ناگهان  هستی  به  دنبال  آن  برمی‌جوشد  و  «‌فیكو‌ن‌:  پس  می‌شود»‌.  بالا  و  والا  خداوند  تعالی  است‌که  بهترین  آفریننده  است‌.

*
در  مقابل  پیدایش  حیات  بشری،  و  در  سایه  صحنه  حیات  و  موت‌،  و  در  پرتو  آفریدن  و  نوآوری‌کردن  .  .  .  مجادله  و  ستیز  در  باره  آیات  خدا،  شـگفت  و  شگرف  و  زشت  و  پلشت  جلوه‌گر  می‌آید.  و  تکذیب  پیغمبران‌،  عجیب  و  غریب  و  قبیح  پدیدار  و  نمودار  می‌گردد.  بدین  خاطر  با  همچون  کاری  و  حالتی  با  تهدید  هراس‌انگزی  در  قالب  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  سخت  قیامت  رویاروی  می‌گردد:

( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ (69) الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (70) إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ (71) فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ (72) ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ (73) مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئاً كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ (74) ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ (75) ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ )  .

مگرنمی‌بینی  کسانی  که  در  باره  آیات  خدا  به  کشمکش  و  ستیز  می‌پردازند،  چگونه  (‌از  تفکر  و  تعقل  حق‌)  بازگردانده  می‌شوند؟  کسانی  کـه  کتابهای  آسمانی  و  چیزهائی  را  که  به  همراه  پیغمبران  فرو  فرستاده‌ایم  تکذیب  می‌دارند،  به  زودی  (‌نتیجه  شوم  کار  خود  را)  خواهند  فهمید.  آن  زمان  که  غلها  و  زنجیرها  در  گردن  دارند  و  روی  زمین  کشیده  می‌شوند.  در  آب  بسیار  داغ  برافروخته  و  سپس  در  آتش  تافته  می‌گردند.  آنگاه  بدیشان  میگویند:  آن  چیزهائی  را  که  انباز  خدا  می‌کردید  (‌و  می‌پرستیدید)  کجایند؟  (‌همان  انبازهائی  که‌)  غیر  از  خدا  (‌می‌پرستیدید)‌.  می‌گویند:  از  ما  نهان  شده‌اند  و  هدر  رفته‌اند.  بلکه  اصلاً  ما  قبلاً  (‌در  دنیا  چیزی  را  که  ارزش  و  مقامی  داشته  باشد  (‌نپرستیده‌ایم‌.  چیزهائی  را  که  پرستش  می‌کرده‌ایم  اوهام  و  خیالاتی بیش نبوده‌اند)‌.  خدا  این  چنین  کافران  را  سرگشته  می‌سازد.  این  (‌عذابی  کـه  در  آن  هستید)  به  سبب شادمانیهای  ناپسند  و  بیجائی  است  که  (‌در  برابر  اموال  دنیا)  در  زمین  می‌کردید  (‌تا  بدانجا  که  اموال  دنیا،  احوال  آخرت  را  از  یادتان  برده  بود،  و  به  انجام  معاصی  و  گناهانتان  کشانده  بود)  و  نیز  به  سبب  نازشها  و  بالشهائی  است  که  (‌در  برابر  انجام  بزهکاریها  و  زشتکاریها)  می‌نمودید  (‌و  ارتکاب  معاصی  و  اقدام  به  اذیت  و  آزار  دیگران  را  نشانه  قوت  و  قدرت  و  عظمت  خود  می‌دیدید.  به  کافران  دستور  داده  می‌شود)  از  درهای  دوزخ  داخل  شوید  و  جاودانه  در  آنجا  بمانید.  جایگاه  متکبران  چه  بد  جایگاهی  است‌.

تعجب  می‌شود  و  شگفت  می‌گردد  ازکار  و  بارکسانی  که  در  باره  آیات  خدا  مجادله  می‌کنند  و  به  ستیز  می‌پردازند.  در  سایه  عرضه  کردن  این  آیات‌،  دیباچه‌ای  ترتیب  داده  می‌شود  برای  چیزی  که  در  آنجا  در  انظارشان  است!

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ ؟ ) .

مگر  نمی‌بینی  کسانی  که  در  باره  آیات  خدا  به  کشمکش  و  ستیز  می‌پردازند،  چگونه  (‌از  تفكّـر  و  تعقّل  حقّ‌)  بازگردانده  می‌شوند؟‌.

(الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا)  .  

کسانی  که  کتابهای  آسمانی  و  چیزهائی  را  که  به  همراه  پیغمبران  فرو  فرستاده‌ایم  تکذیب  می‌دارند.

آنان  فقط  یک‌کتاب  را  و  یک  پیغمبر  را  تکذیب  می‌کنند.  ولیکن  ایشان  با  تکذیب  همین‌کتاب  و  همین  پیغمبر  همه ‌کتابهائی  را  تکذیب  می‌دارندکه  پیغمبران  با  خود  به  ارمغان  آورده‌اند.  امّا  این  عقیده  واحده  است‌.  همه‌کتابهای  آسمانی  یک  عقیده  را  با  خود  آورده‌اند  و  به  دیگران  رسانده‌اند.  این  است  که  تکذیب  یک‌کتاب  تکذیب  همه  کتاب‌ها  بشمار  است‌،  آن  هم  عقیده‌ای  که  چکیده  همه  عقائد  است  و  درکامل‌ترین  شکل  خود  مجسم  گردیده  است  و  در  واپسین  رسالت  جای‌گرفته  است  و  عرضه  شده  است‌.  بدین  جهت  آنان  هر  رسالتی  را  و  هر  پیغمبری  را  تکذیب‌کرده‌اند  .  .  .  هر  تکذیب‌کننده‌ای  چه  در  قدیم  و  چه  در  جدید،  زمانی‌که  پیغمبر  خود  را  تکذیب‌کرده  است‌که  حق  واحد  را  و  عقیده  توحید  و  یکتاپرستی  را  برای  او  آورده  است‌،  دراصل  همه  پیغمبران  را  تکذیب  کرده  است  و  هـمین  حکم  بر  او  صادق  است‌.

(فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ )‌.

به  زودی  (‌نتیجه  شوم  کار  خود  را)  خواهند  فهمید. 

 سپس  بیان  می‌دارد  چه  چیزی  را  خواهند  فهمید.

این  خوار  داشتن  و  تحقیر  نمودن  ایشان  در  آتش  است‌،  نه  فقط  عذاب  و  عقاب‌.

(إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ).  

آن  زمان  که  غلها  و  زنجیرها  در  گردن  دارند  و  روی  زمین  کشیده  می‌شوند.

غلها  و  زنجیرها  درگردن  دارند  و  با  این  حـقارت  روی  زمین  کشیده  می‌شوند،  بدانگونه  که  چهارپایان  و  حیوانات  را  کشان  کشان  می‌برند!  آخر  چرا  بدیشان  احترام  گذاشته  شود؟  مگر  آنان  نشانه  و  درجه  تکریم  و  تعظیم  را  از  خود  نکنده‌اند  و  به  دور  نیفکنده‌اند؟‌!

بعد  از  روی  زمین  کشاندن  و  در  عذاب  با  این  حقارت  راه  بردن  و  چرخاندن‌،  گشت  و  گذارشان  به  آب  بسیار  داغ  و  به  آتش  منتهی  می