ن  علم  و  دانش  حتمی  و  قطعی  بدین  امر  داشته  باشند  و  وجود  اشیاء  پذیرش  خدا  را  بر  عقل  واجب‌گرداند،  و  هیچ‌کسی  نباشدکه  بگو‌ید  و  ادعاء  کند  من  چیزی  از  جهان  را  آفریده‌ام  و  هستی  بخشیده‌ام‌،  و  با  عقل  و  دانش  هم  درست  در نیاید  اشیاء  جهان  بدون  آفریننده  خود  به  خود  پدید  آمده  باشد،  و  ...  با  وجود  همه اینها  مردمان  بیایند  و  از  ایمان  و  اقرار  به  وجود کردگار  منصرف  و  منحرف  شوند.

« فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ؟» .

پس  چگونه  (‌از  عبادت  او)  برگردانده  می‌شوید  و  (‌از  حق‌)  به  کدام  سو  منحرف  گردانده  می‌شوید؟‌.

امّا  به  همین  صورت  مردمان  از  حق  روشن  برگردانده  می‌شوند  و  منحرف  می‌گردند.  بـه  هـمین  صورت‌که  مخاطبان  اولیه  این  قرآن  از  حق  برگردانده  می‌شدند  و  منحرف  می‌گشتند.  در  هر  زمانی  نیز  چنین  بوده  است‌،  مردمان  بدون  سبب  و  بدون  حجت  و  برهانی  برگردانده  شده‌اند  و  منحرف  گردیده‌اند:

«‌ كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ »‌.

كسانی  که  (‌در  میان  ملتهای  گذشته‌)  آیات  مرا  نمی‌پذیرفته‌اند،  به  همین  شکل  (‌زشت  و  بی‌دلیل‌،  از  حق‌)  منحرف  و  رویگردان  می‌شده‌اند.

از  دو  پدیده  شب  و  روز  بـه  طرح  و  نقشه  زمین  می‌پردازد  تا  پدید  آید  زمین  محل  استقرار  و  سکونت  می‌گردد،  و  آسمان  خیمه  و  خرگاه  می‌شود:

(اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء) .

 خدا  آن  کسی  است  که  زمین  را  جایگاه  و  قرارگاه  کرد،  و  آسمان  را  به  شکل  خیمه  و  خرگاه  ساخت‌.

زمین  قرارگاه  و  منزلگاه  خوبی  است  برای  زندگی  انسانها  با  آن  ساختارهای  هماهنگ  و  هـمآوائیهای  فراوانی‌که  دارد  و  ما  به  برخی  از  آنها  به  طور  اختصار  اشاره  کردیم‌.  آسمان  ساختمان  برافراشته  و  خیمه  و  خرگاه  باعظمتی  است  که  دارای  اندازه‌های  ثابتی  است‌.  نسبت‏ها  و  فاصله‌ها  و  حرکتها  و  چرخشها  وگردشهای  حساب  شده‌ای  دارد،  و  بدین  خاطر  استقرار  انسانها  و  ماندگاری  زندگی  آنان  را  تضمین  می‌کند.  حساب  زندگی  انسانها  در  طرح  و  نقشه  جهان  هستی  مورد  نظر  بوده  است  و  مراعات  گردیده  است‌،  و  در  ساختار  و  ساختمان  وجود  اندازه‌گیری  دقیقی  به  عمل  آمده  است‌،  و  هر  چیزی  در  آن  به  مقدار  لازم  و  به  اندازه‌کافی  آفریده  شده  است‌.

به  ترکیب‌بند  آسمان  و  زمین‌،  ترکیب‌بند  انسان  و  رزق  و  روزی  او  از  چیزهای  پاکیزه‌،  پیوند  می‌خورد،  و  بدین  شیوه‌که  از  آن  صحبت  می‌شودکه  به  برخی  از  اسرار  و  رموز  آن  اشاره  کردیم‌:

(وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ )  .

و  شما  را  شکل  بخشید  و  شکلهایتان  را  زیبا  بـیافرید،  و  خوراکیهای  پاکیزه  نصیبتان  نمود.

بر  این  آیه‌ها  و  بخشش‏ها  پیرو  می‌زند،  همان‌گونه‌که  بر  آیه‌ها  و  بخششهای  پیشین  پیرو  زد:

(ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ) .  

آن  که  چنین  (‌الطافی‌)  در  حق  شما  کرده  است  الله  است‌.  پس  بالا  و  والا  خداوند  تعالی  است  که  پروردگار  جهانیان  است‌.

خدا  است‌که  می‌آفریند  و  اندازه‌گیری  می‌کند  و  به  تدبیر  می‌نشیند  و  جهان  هستی  را  می‌گرداند  و  می‌چرخاند،  و  حال  شما  را  مراعات  می‌کند  و  مکانی  را  برایتان  در  ملک  خویش  درنظر  می‌گیرد  و  مقدر  و  مقرر  می‌گرداند  ...  آن‌کس‌که  چنین  می‌کند  پروردگار  شما  است‌.

(فَتَبَارَكَ اللَّهُ )  ٠

بالا  و  والا  خداوند  تعالی  است‌.

خدا  دارای  برکت  و  عظمت  فراوان  و  فراتر  از  شمار  است‌.

« رَبُّ الْعَالَمِينَ »  .

پروردگار  جهانیان  است‌.

پروردگار  جملگي  جهانیان  است‌.

«  هُوَ الْحَيُّ » .

زنده  جاوید  او  است‌.

بلی.  تنها  او  زنده  است‌.  او  زنده  است  و  حیات  او  ذاتی  و  از  خود  او  است‌.  حیات  او  نه‌کسبی  است  و  نه  آفریده‌.  نه  دارای  آغاز  و  نه  دارای  پایان  است‌.  نه  دگرگونی  می‌پذیرد  و  نه  زوال  می‌گیرد.  نه  تغیر  می‌پذیرد  و  نه  تحول  می‏‎یابد  .  .  .  حیات  هیچ‌کسی  و  هیچ  چیزی  همچون  صفتی  ندارد.  پاک  و  منزه  خدای  سبحان  است  که  دارای  حیات  منحصری  درگل  جهان  است‌.

الوهیت  تنها  متعلق  به  خدا  است  و  بس،  چون‌که  او  منحصر  به  حیات  است‌.  زنده  یگانه  خدا  است‌:

(لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ)  ٠

جز  او  خدائی  وجود  ندارد.

بدین  خاطر:

(فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ )  .

پس  او  را  به  فریاد  خوانید  و  عبادت  را  خاص  او  بدانید. 

 خدا  را  در  به  فریاد  خواندن‌،  حمد  و  سپاس  بگ‌ئید: 

( الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)  ٠

سپاس  و  ستایش‌الله  را  سزا  است‌که  پروردگار  جهانیان  است‌.

*در  برابر  این  آیه‌ها  و  بخشها،  و  پیروهائی  که  به  دنبال  آنها  می‌آید،  و  در  سخت‌ترین  لحظه‌های  لبریز  شدن  از  حقیقت  وحدانیت‌،  و  حقیقت  الوهیت‌،  و  حقیقت  ربوبیت،  درسی  به  پیغمبر  خدا  (ص)‌آموخته  می‌شود  و  بدو  دستور  می‌رسد  به  مردمان  اعلان  و  اعلام  بداردکه  او  منع‌گردیده  است  و  بازداشته  شده  است  از  عبادت  و  پرستش  چیزهائی‌که  بجز  خدا  عبادت  مـی‌کنند  و  می‌پرستند،  و  مامور  است  که  تسلیم  خدا  شود  که  پروردگار  جهانیان  است‌:

«قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ »  .            

بگو:  من  بازداشته  شده‌ام  از  این  که  معبودهائی  را  بجز  خدا  بپرستم  كه  شما  آنها  را  به  فریاد  می‌خوانید،  از  آن  زمانی  که  آیات  روشن  و  دلائل  آشکاری  از  جانب  پروردگار  برایم  آمده  است‌.  و  به  من  فرمان  داده  شده  است  که  خاشعانه  و  خاضعانه  تسلیم  پروردگار  جهانیان  گردم‌.

اعلان  و  اعلام‌کن  بدین  کسانی‌که  از  آیه‌های  خدا  روی  می‌گردانند  و  بخششهای  او  را  انکار  می‌نمایند،‌که  من  نهی  شده‌ام  ازعبادت  و  پرستش  حیزهائی‌که  شما  بجز  خدا  می‌پرستید  و  به  فریاد  می‌خوانید.  بدیشان  بگو‌:  من  نهی  شده‌ام  وكار  را  هم  به  پایان  برده‌ام  و  فرمان  را  اجراء  کرده‌ام‌:

(لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي).

از  آن  زمانی  که  آیات  روشن  و  دلائل  آشکاری  از  جانب  پروردگار  برایم  آمده  است‌.

من  دلیل  و  برهان  روشنی  دارم‌،  و  من  بدان  ایمان  دارم‌.  حق  این  دلیل  و  برهان  را  اداء‌کردن  این  چنین  است‌که  من  بدان  بسنده‌کنم  و  آن  را  راست  بدانم،  و  آن‌گاه  سخن  حق  را  آشکارا  اعلان  و  اعلام  نمایـم  .  .  .  با  دست‌کشیدن  و  دوری‌گزیدن  از  عبادت  و  پرستش  هر  چیزی  جز  خدا  -  که  این  نفی  و  سلب  است  -‌ تسلیم  خداوندگار  جهانیان  شدن  است  -‌ که  این  اثبات و  ایجاد  است  -  از  این  دو  بخش،  عقیده  تکامل  می‏‎یاب