با  صورت  بخشیدن  یزدان  به  انسان  و  بیان  زیبا  شکل  بخشیدن  بدیشان،  همراه  با  روزی  رساندن  ایزد  سبحان  به  انسان  و  بهره  ایشـان  نمودن  رزق  و  روزی  از  چیزهای  پاکیزه  جهان  .  .  .  همه اینها  در  وقت  عرضه‌کردن  نعمتهای  یزدان  و  فضل  وکرم  او  بر  مردمان‌،  و  در  وقت  بیان  وحدانیت  یزدان‌،  و  اخلاص  دین  برای  خداوند  مهربان،  ذکر  می‌شود.  این  هم  دال  بر  ارتباط  این  پدیده‌ها  و  آفریده‌ها  و  معنیها  است‌،  و  بیانگر  وجود  تماس  و  پیوند  آنها  با  یکدیگر  است‌،  و  بایدکه  در  باره  آنها  اندیشید  و  آنها  را  در  محیط  فراخ  خود  بررسی  کرد  و  پژوهش  نمود،  و  ارتباط  و  اتفاق  میان  آنها  را  ملاحظه‌کرد  و  دید.

کاخ  جهان  بر  پایه‌ای  برقرار  و  استوار  است‌که  خدا  آن  را  بر  آن  بنا  نهاده  است‌.  سپس  جهان  را  راه  برده  است  و  به  حرکت  درآورده  است  طبق  قانونی‌که  خدا  آن  را  برای  جهان  مقدّر  و  مقرّر  فرموده  است‌.  خدا  است‌که  اجازه  داده  است  حیات  در  این  زمین  پدید  آید  و  رشد  و  نمو  حاصل‌کند  و  پیشرفت  نماید.  همچنین  خدا  است‌که  اجازه  داده  است  حیات  بشری  بدان  شکلی  که  با  آن  آشنائیم  پدید  آید،  و  همگام  با  نیازمندیهای  انسان  باشد،  نیازمندیهائی‌که  وجود  انسان  و  فطرت  او  آنـها  را  می‌طلبد.  خدا  است‌که  شب  را  مایه  آرامش  و  آسایش  و  استراحت  انسان  کرده  است‌.  و  روز  را  روشن  نموده  است  و  آن  راکمک  دیدن  و  حرکت‌کردن  فرموده  است‌.  و  زمین  را  قرارگاه  خوبی  برای  زندگی  و  تلاش‌کرده  است‌.  و  آسمان  را  خیمه  و  خرگاهی  ساخته  است‌که  به  گونه‌ای  محکم  و  استوار  است  نه  درز  و  شکاف  برمی‏دارد  و  نه  فرو  می‌ریزد.  نسبتها  و  فاصله‌های  آن  خلل  نمی‌پذیرد  و  مختل  نمی‌گردد.  چه  اگر  خلل  بپذیرد  و  مختل‌گردد،  بودن  و  زیستن  انسان  بر  روی  زمین  ناممکن  می‌شود،  و  چه  بسا  وجود  حیات  بر  روی  زمین  امکان  نداشته  باشد  خدا  است‌که  اجازه  داده  است‌که  روزیهای  پاک  وجود  داشته  باشد،  روزیهای  پاکی‌که  از  زمین  پدیدار  می‌گردد  و  از  آسمان  پائین  می‌آید  و  این  انسان  از  آنها  استفاده  می‌کند  و  سود  می‏‎برد،  انسانی‌که  خدا  بدو  شکل  بخشیده  است  و  صورت  زیبائی  بدو  داده  است‌،  و  در  وجودش  ویژگیها  و  استعدادهائی  سرشته  است  و  به  ودیعت‌گذاشته  است‌که  هماهنگ  با  این  جهان  هستی  است‌،  و  شایان  شرائط  و  ظروفی  است‌که  در  آن  زندگی  می‌کند  و  می‌زید  و  با  این  جهان  بزرگ  مرتبط  می‌شود  .  .  .  همه  اینها  امور  و  شوونی  است‌که  با  یکدیگر  پیوند  دارند  و  هماهنگ  هستند  همان‌گونه‌که  دیده  می‌شود.  بدین  خاطر  است  و  در  پرتو  همین  ییوند  و  ارتباط  است‌که  قرآن  آنها  را  در  یک  مکان  ذکر  می‌کند،  و  آنها  را  حجت  و  برهان  بر  وحدانیت  آفریدگار  جـهان  می‌نماید،  و  در  سایه  آن  دل  انسان  را  رهنمود  می‌سازد  به  این‌که  تنها  خدا  را  به‌کمک  بطلبد  وتنها  او  را  بپرستد  و  دین  را  مخلصانه  ازآن  او  بداند،  و  فقط  از  او  اطاعت  نماید،  و  فقط  او  را  عبادت‌کند،  و  فریاد  برآورد:  حمد  و  سپاس  خداوندگار  جهانیان  را  سزا  است‌.  و  اقرار  و  اعتراف‌کند  کسی‌که  این  جهان  را  ساخته  است  و  با  این  هماهنگي  و  زیبائی  آن  را  از  نیستی  به  هستی  آورده  است‌،  فقط  او  است‌که  شایان  معبود  بودن  است‌،  و  او  خدا  است‌که  پروردگار  جهانیان  است‌.  پس  چگو‌نه  باید  مردمان  از  این  حق  و  حقیقت  روشن  و  آشکار  روی  بگردانند؟

در  اینجا  نگاه‌های  گذرائی  خواهیم  داشت  که  اشاره  به  برخی  ارتباطها  و  ییوندهای  موجود  در  طرح  و  نقشه  این  جهان  هستی  دارد،  و  بیانگر  ارتباط  و  ییوند  این  جهان  با  زندگی  انسان  است  .  .  .  بلی  تنها  نگاه‌های‌گذ‌رائی‌که  با  همسوئی  و  رويکرد  این  اشاره‌کوتاه  و  مختصر  درکتاب  یزدان  همراه  و  همگام  باشد  و  بس‌:

«‌اگر  زمین  در  مقابل  خورشید  پیرامون  خود  نمی‌گردید،  شب  و  روز  پیاپی  یکدیگر  نمی‌آمد  .  .  .  اگر  زمین  پیرامون  خود  سریع‌تر  از  سرعت  چرخش  خویش  می‌گردید،  منزلها  و  ساختمـانها  پخش  و  پراکنده  می‌شدند،  و  زمین  از  هم  می‌پاشید،  و  آن‌گاه‌که  تکّه  تکّه  می‌شد  در  هوا  پراکنده  می‌گردید  .  .  .

اگر  زمین‌،  پیرامون  خودکندتر  از  سرعت چر خش  خویش  می‌گردید،  مردمان  ازگرما  و  از  سرما  هلاک  می‌شدند  و  می‌مردند.  سرعت‌گردش  زمین  پیرامون  خود،  سرعتی‌که  هم  اینک  وجود  دارد،  سرعتی  است‌که  با  همه  چیزهائی‌که  در  زمین  است  و  حیات  حیوانی  یا  حیات  نباتی  نام  دارد،  در  فراخ‌ترین  معانی  خود  به  طور  کامل  موافقت  دارد  .  .  .

اگرگردش  زمین  پیرامون  خود  وجود  نمی‌داشت‌،  دریاها  و  اقیانوسها  از  آب  خود  خالی  می‌شدند  و  آبی  در  آنها  نمی‌ماند  .  .  .

اگر  محور  زمین  متعادل  و  برابر  بود[2]و  زمین  در  مدار  خود  پیرامون  خورشید  در  دائره‌ای  می‌گردید  و  خورشید  مرکز  آن  دائره  می‏بود،  چه  می‌شد؟  اگر  چنین  می‌بود  فصولی  نمی‌داشتیم‌،  و  مردمان  نمی‌دانستند  تابستان  کدام  و  زمستان‌کدام  است  و  بهار  چیست  و  پائیز  چيست‌»‌[3]

«‌اگر  قشر  زمین  چند  قدم  بیشتر  از  ضخامت  فعلی  می‏بود،  دی  اکسیدکربن،  اکسیژن  را  می‌مکید،  و  وجود  حیات  گیاهان  ناممکن  می‌شد.

اگر  ارتفاع  آتمسفر  هرا  بیشتر  از  آنچه  هست  می‏بود،  میلیونها  شهابی‌که  هم  اینک  در  آتمسفر  می‌سوزند،  به  همه  گو‌شه  وکنار  زمین  می‌افتادند.  سرعت  این  شهابها  میان  شش  مایل  تا  چهل  مایل  در  ثانیه  است‌.  آن  وقت  شهابها  همه  چیزهای  قابل  سوختن  را  شعله‌ور  می‌ساختند.  اگر  این  میلیونها  شهاب  با  سرعت  کندی  بسان  سرعت‌گلوله تفنگ  حرکت  می‌کردند،  همه  آنها  به  زمین  فرو  می‌رفتند،  و  عاقبت  هراس‌انگیزی  می‌شد.  اگر  شهاب  ناحیزی  با  سرعت  هفتاد  برابر  بیشتر  از  سرعت  گلوله  تفنگ  حرکت  می‌کرد  و  به  بدن  انسان  برخورد  

می‌نمود،  تنها  حرارت  عبور  ان  شهاب  اندام  انسان  را  تکّه  تکّه  می‌کرد.

اگر  اكسيژن  هوا  بجای  بیست  و  یک  درصد،  پنجاه  درصد  یا  بیشتر  می‌گردید،  همه  مواد  سوختنی  زمین  آتش،  می‌گرفت  و  مشتعل  می‌شد.  مثلا  اگر  جرقه‌ای  از  آذرخش  آسمان  به  درختی  اصابت  می‌کرد،  قطعآ  سراسر  جنگل  آتش  می‌گرفت  و  می‌سوخت  تا  بدانجاکه  امکان  داشت  منفجر  هم  بشود.  اگر  هم  اکسیژن  هوا  ده  درصد  یا  کمتر  از  آن  می‌گردید،  حیات  چه  بسا  با  مرور  عصرها  و  قرنها  خود  را  با  آن  تطبیق  می‌داد،  ولیکن  در  همچون  حالتی  عناصر.  تمدنی  که  امروز  انسان  بدانها  دسترسی  دارد از  قبیل  آتش  -‌کم‌تر  برایش  میسر  می‌گردید  و  در  دسترس  او  قرار  می‌گرفت‌)‌.[4]

گذشته  از  اینها،  هزاران  موافقت  و  مطابقت  و  همآوائی  و  همنوائی  دیگر  در  پروژه  و  نقشه  این  جهان  است‌که  اگر  يكی  از  آنها.کم‌ترین 