نستیم‌.  کار  روشن  و  زودفهم  است‌.  به  چیزی  بیش  از  یادآور  شدن  و  یادآوری‌کردن  نیازی  ندارد.

اگر  ما  آخرت  را  به  یاد  می‌آوردیم‌،  و  به  آمدن  آن  اطمینان  می‌داشتیم‌،  و  موقعیت  خود  را  در  آنجا  به  تصور  درمی‌آوردیم‌،  و  صحنه  خود  را  در  آنجا  پـیش  چشم  می‌داشتیم‌،  حال  و  احوال  دیگری  پیدا  می‌کردیم‌:

(‏ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ) .
روز  قیامت  قطعاً  فرا  می‌رسد  و  شکّی  در  آن  نیست‌،  ولی  بیشتر  مردم  تصدیق  نمی‌کنند.

بدین  خاطر  آنان  به  جدال  و  ستیز  می‌پردازند  و  تکبر  می‌ورزند،  و  به  حقّ  اذعان  و  اعتراف  نمی‌کنند،  و  مکانت  و  منزلت  حقیقی  خود  را  نمی‌شناسند  تا  از  آن  درنگذرند  و  تجاوز  نکنند.

رو  به  خداکردن  با  عبادت  و  پرستش‌،  و  خدا  را  به‌کمک  طلبیدن  و  به  فریاد  خواندن‌،  و به  درگاه  الهی  ناله  و  زاری  سر  دادن‌،  از  جمله  چیزهائی  است‌که  سینه‌ها  را  از  خودبزرگ‌بینی  و  تکّبر  می‌رهانند  و  شفاء  می‏‎بخشند،  خودبزرگ‌بینی  و  تکّبری‌که  باد  به  غبغب  خودبزرگ‌بینان  و  متکبّران  می‌اندازد  و  آنان  را  به  جدال  و  ستیز  با  آیات  خدا  فرامی‌خواند،  جدال  و  ستیزی‌که  دلیل  و  برهانی  به  همراه  ندارد.  یزدان  سبحان  درهای  رحمت  خود  را  روبرویمان  می‌گشاید  تا  رو  به  آستانه‌اش‌کنیم  و  او  را  به  یاری  وکمک  بخوانیم.  خداوند  بزرگوار  به  ما  اعلام  می‌کند  و  اطلاع  می‌دهدکه  چه  چیز  را  بر  خود  واجب  و  لازم‌کرده  است‌.  او  اعلام  فرموده  است  و  اطلاع  داده  است‌که  به دعای‌کسی‌گوش  فرا  می‌دهد  و  آن  را  می‌پذیردکه به  درگاهش  دعاکند  و  بنالد،  وکسی  راکمک  و  یاری  می‌دهدکه  او  را  به  کمک  و  یاری  بطلبد.  ایزد  جهان‌کسانی  را  از  خواری  و  رسوائی  و  سر  به  زیر  افکندن  در  دوزخ  برحذر  می‌دارد  و  می‌ترساندکه  خویشتن  را  بزرگتر  از  آن  بدانندکه  به  عبادت  و  پرستش  او  بپردازند:

(وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ)

پروردگار  شما  می‌گوید:  مرا  به  فریاد  خوانید  تا  بپذیرم‌.  کسانی  که  خود  را  بزرگتر  از  آن  می‌دانند  که  مرا  به  فریاد  خوانند،  خوار  و  پست  داخل  دوزخ  خواهند  گشت‌. 

 دعا  کردن  ادبی  دارد  و  باید  در  دعا  ادب  داشت‌.  آن  ادب این  است‌:  دل  باید  مخلص  خدا  شود  و  خالصانه  بدو  رو  کند.  باید  به  پذیرش  دعا  یقین  و  اطمینان  داشت‌.  و  به  خدا  شکل  معین  و  شیوه  ویژه‌ای  از  پذیرش  را  پیشنهاد  نکرد.  یا  پذیرش  دعا  را  به  وقت  معینی  و  به  شراط  مشخصّی  اختصاص  نداد.  چه  چنین  پیشنهادی  با  ادب  درخواست  سازگار  نیست‌.  باید  هم  اعتقاد  داشت  که  رو  به  دعا  آوردن  توفیق  خداوندی  است‌،  و  پذیرش  دعا  فضل  و  لطف  دیگری  از  سوی  او  است‌.  عمر  (رض) می‌گفت‌:  «‌من  غم  و  اندوه  پذیرش  دعا  را  نمی‌خورم‌.  بلکه  غم  و  اندوه  دعاکردن  را  دارم‌.  هرگاه  دعا  کردن  به  من  الهام‌گردد،  پذیرش  دعا  با  آن  همراه  می‌گردد)‌.

این  سخن  از  دل  آگاه  برمی‌آید،  دل  آگاهی  که  درک  می‌کند  و  می‌فهمد  زمانی‌که  خدا  پذیرش  دعا  را  مقّرر  و  مقدّر  می‌فرماید،  دعاکردن  را  با  آن  مقّرر  و  مقدّر  می‌نماید.  چه  وقتی‌که  توفیق  خدا  در  میان  باشد،  دعا  کردن  و  پذیرش  آن  هر  دو،  همگام  و  همراه  و  موافق  و  مطابق  می‌گردند.

و  امّا  کسانی  که  از  روکردن  به  یزدان‌،  خود  را  بزرگتر  می‌دانند،  سزای  حقّ  ایشان  این  است‌که  خوار  و  حقیر  و  سرشکسته  و  سر  به  زیر  به  سوی  دوزخ  برده  شوند!  این  هم  فرجام  خودبزرگ‌بینی  و  تکبّری  است‌که  دلها  و  سینه‌ها  در  این  زمین‌کوچک  و  حقیر،  و  در  این  زندگی  کم  ارج  وکم  بها،  به  سبب  آن  باد  به  غبغب  می‌اندازند  و  می‌آماسند،  و  بزرگی  و  ستبری  آفریده‌های  خدا  را  فراموش  می‌کنند،‌گذشته  از  این  که  بزرگی  و  سترگی  خدا  را  فر‌اموش  می‌کنند،  آخرت  را  هم  فراموش  می‌کنند،  آخرتی  که  قطعاً  و  حتما  فرامی‌رسد،  و  جایگاه  همایش  قیامت  را  نیز  فراموش  می‌کنند،  جایگاه  همایشی  که  در  آنجا  به  دنبال  باد  به  غبغب  انداختن  و  خودبزرگ‌بینی  و  تکبّرکردن  در  دنیا،  خوار  و  حقیر  می‌ایستند.

*بعد  از  آن  که  ازکسانی  یادکردکه  خود  را  بزرگتر  از  عبادت  و  پرستش  خدا  می‌دانند،  می‌پردازد  به  نشان  دادن  بعضی  از  نعمتهای  یزدان  بر  مردمان‌،  آن  نعمتهائی‌که  بیانگر  عظمت  خداوند  بزرگوارند،  و  آنان  شکر  آن  نعمتها  را  نمی‌گزارند  و  بلکه‌کفران  نعمت  می‌کنند،  و  خود  را  بزرگتر  از  عبادت  و  پرستش  خدا  و  روکردن  بدو  می‌دانند:

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ (61) ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (62) كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (63) اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ 

خداوند  کسی  است  که  شب  را  برای  شما  آفرید  تا  در  آن  بیاسائید  و  بیارامید.  و  روز  را  روشن  گردانید  (‌تا  در  آن  به  فعالیت  و  کار  و  کوشش  بپردازید)‌.  خداوند  نسبت  به  مـردم  فضل  و  کرم  دارد،  ولیکن  بیشتر  مردم  شکرگزاری  نمی‏‎کنند.  آن  (‌که  دهنده  نعمتها  است‌)  الله‌،  پروردگار  شما،  و  آفریدگار  همه اشیاء  است‌،  و  جز  او  معبودی  نیست‌.  پس  چگونه  (‌از  عبادت  او)  برگردانده  می‌شوید  و  (‌از  حق‌)  به  کدام  سو  منحرف  گردانده  می‌شوید؟  کسانی  که  (‌در  میان  ملتهای  گذشته‌)  آیات  مرا  نمی‌پذیرفته‌اند،  به  همین  شکل  (‌زشت  و  بی‌دلیل‌،  از  حق‌)  منحرف  و  رویگردان  می‌شده‌اند.  خدا  آن  کسی  است  که  زمین  را  جایگاه  و  قرارگاه  شما  کرد،  و  آسمان  را  به  شکل  خیمه  و  خرگاه  ساخت‌،  وشما  را  شکل  بخشید  و  شکلهایتان  را  زیبا  بیافرید،  و  خوراکیهای  پاکیزه  نصیبتان  نمود.  آن  که  چنین  (‌الطافی‌)  در  حقّ  شما  کرده  است  الله  است‌.  پس  بالا  و  والا  خداوند  تعالی  است  که  پروردگار  جهانیان  است‌.  زنده  جاوید  او  است‌.  جز  او  خدائی  وجود  ندارد،  پس  او  را  به  فریاد  خوانید  و  عبادت  را  خاص  او  بدانید.  سپاس  و  ستایش  الله  را  سزا  است  که  پروردگار  جهانیان  است‌.

شب  و  روز  دو  پدیده  جهانی  هستند.  زمین  و  آسمان  هم  دو  آفریده  جهانی  هستند.  این  پدیده‌ها  و  آفریده‌ها  یاد  می‌گردند  