إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (56) لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (57) وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلاً مَّا تَتَذَكَّرُونَ (58)‏ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ (59) وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ).

کسانی  که  بدون  دلیلی  که  (‌از  سوی  خدا)  در  دست  داشته  باشند،  در  باره  آیات  الهی  به  ستیزه‌گری  و  کشمکش  می‌پردازند،  در  سینه‌هایشان  جز  برتری‌جوئی  نیست  و  هرگز  هم  به  برتری  نمی‌رسند.  پس  (‌از  شر  اینگونه  افراد  خودخواه  و  برتری‌طلب‌)  خود  را  در  پناه  خدا  دار  که  او  (‌سخنان  بی‌اساس  ایشان  را)  می‌شنود  و  (‌توطئه‌های  ناجوانمردانه  آنان  را)  می‌بیند.  قطعاً  آفرینش  آسمانها  و  زمین  (‌از  عدم  در  آغاز  خلقت‌)  بسی  دشوارتر  است  از  آفرینش  مردمان  (‌در  پایان  این  جهان  برای  شروع  زندگی  در  آن  جهان‌)  ولیکن  بیشتر  مردمان  (‌که  کفار  و  مشرکانند  چنین  چیزی  را  درست‌)  نمی‌دانند.  آنـان  که  چشمانشان  (‌از  دیدن  حق‌)  کور  است‌،  با  آنان  که  (‌حق  را)  می‌بینند،  و  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  نیکو  کرده‌اند  با  کسانی  که  بدکار  و  بزهکارند  یکسان  نیستند.  امّا  شما  (‌بر  اثر  خودخواهی  و  زشتکاری‌)  کمتر  پند  می‌گیرید  (‌و  متوجه  حقیقت  می‌شوید)‌.  روز  قیامت  قطعاً فرا  می‌رسد  و  شکی  در  آن  نیست‌،  ولی  بیشتر  مردم  تصدیق  نمی‌کنند.  پروردگار  شما  می‌گوید:  مرا  به  فریاد  خوانید  تا  بپذیرم‌.  کسانی  که  خود  را  بزرگتر  از  آن  می‌دانند  که  مرا  به  فریاد  خوانند،  خوار  و  پست  داخل  دوزخ  خواهند  گشت‌.

این  آفریده  انسان  نام  در  سیاری  از  اوقات  خود  را  فراموش  می‌کند.  فراموش  می‌کندکه  او  پدیده  بسیار  کوچ  و  ناتوانی  است‌.  او  نیرو  و  توان  را  می‌طلبد  امّا  نه  از  خودش‌،  بلکه  از  تماسی‌که  با  سرچشمه  نخستین  نیرو  و  توان  پیدا  می‌کند،  یعنی  از  خدا.  گاهی  این  تماس  را  قطع  می‌کند  و  باد  به  غبغب  می‌اندازد  و  می‌آماسد  و  گردن  می‌افرازد  و  سر  را  بالا  می‌گیرد  و  بزرگی  و  عظمت  می‌فروشد.  تکبر  سینه‌اش  را  قلقلک  می‌دهد.  از  شیطانی  تکّبر  را  می‌خواهدکه  خودش  بر  اثر  همین  تکّبر  هلاک  گردیده  است‌.  شیطان  بر  همچون  انسانی  چیره  است  و  با  دست  اوکارهائی  می‌کند  که  نگو!

همچون  انسانی  در  باره  آیات  خدا  و  نشانه‌های  عظمت  او  به  مجادله  و  ستیزه‌گـری  می‌پردازد.  آیات  و  نشانه‌هائی‌که  پدیدار  وگویا  هستند،  و  با  فطرت  به  زبان  فطرت  سخن  می‌گویند  و  از  حق  و  حقیقت  تعبیر  می‌کنند.  همچون  انسانی  گمان  می‌برد  و  به  گمان  مردم  می‌اندازد  که  او  قانع  نشده  است‌،  و  به  مجادله  و  مباحثه  می‌نشیند  چون  او  یقین  پیدا  نکرده  است  و  مطمئن  نگردیده  است‌.  خدائی‌که  بس  آگاه  از  بندگان  خود  است‌،  و  شنوا  و  بینا  است  و  مطلع  از  رازها  و  رمزها  است‌،  بیان  می‌فرمایدکه  مجادله  و  مباحثه  او  از  تکّبر  و  خودبزرگ‌بینی  نشات  می‌گیرد  این  کار  او  تنها  بر  اثر  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  است  و  بس.  تکّبر  و  خودبزرگ‌بینی  است‌که  سینه‌اش  را  قلقلک  می‌دهد،  و  او  را  به  مجادله  و  مباحثه  در  باره  کاری  دعوت  می‌کندکه  به  مجادله  و  مباحثه  در  باره  آن  نیازی  نیست‌.  تکّبر  و  خودبزرگ‌بینی  او  به  خاطر  چشم  دوختن  به  چیزی  و  سرکشیدن  به  سوی  چیزی  است‌که  آن  چیز  بسی  بزرگتر  از  خود  او  است‌.  تلاش  برای  رسیدن  به  پله  و  مقامی  است‌که  شایسته  او  نیست  و  او  را  نمی‌سزد،  و  خمیره  وجود  خودش  او  را  شایان  رسیدن  بدان  مکانت  و  منزلت  نمی‌سازد.  اصلا  او  دارای  حجت  و  برهانی  نیست  تا  در  پرتو  آن  به  مجادله  و  مباحثه  بپردازد،  و  حجت  و  برهانی  ندارد  تا  آن  را  آشکارا  بگو‌ید  و  آن  را  آشکار  و  نمایان  سازد.  بلکه  آنچه  می‌گوید  از  سر  تکّبر  است  و  بس‌:

« إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ »‌.    کسانی  که  بدون  دلیـلی  که  (‌از  سوی  خدا)  در  دست  داشته  باشند،  در  باره  آیات  الهی  به  ستیزه‌گری  و  کشمکش  می‌پردازند،  در  سینه‌هایشان  جز  برتری‌جوئی  نیست  و  هرگز  هم  به  برتری  نمـی‌رسند. 

 اگر  انسان  حقیقت  خود  را  و  حقیقت  این  هستی  را  بشناسد،  اگر  انسان  نقش  خود  را  بداند  و  آن  را  نیكو بازي كند  و  تلاش  ننماید  از  نقش  خود  تعدّی  و  تجاوز  کند  و  دربگذرد،  اگر  انسان  مطمئن  باشدکه  او  پدیده‌ای  از  زمره  پدیده‌هائی  است‌که  بسیارند  و  بشمار  نمی‌آیند  و  به  فرمان  یزدان  آفریدگار  این  جهان  مسخر  انسـانند  برابر  اندازه‌گیری  و  سنجشی‌که  جز  خداکسی  از  آن  آگاه  نیست‌،  و  اگر  انسان  بداندکه  نقش  او  برحسب  حقیقت  وجودش‌،  در  پیکره  این  جهان  مقرّر  و  مقدّر  است  .  .  .  اگر  انسان  همه اینها  را  بداند  آسوده‌خاطر  می‌شود  و  می‌آساید،  و  سر  فرود  می‌آورد  و  فروتنی  می‌کند،  و  با  خودش  و  با  جهان  پیرامون  خودش  در  صلح  و  صفا  بسر  می‏‎برد،  و  تسلیم  و  مطیع  خدا  می‌شود.

(فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)  .

پس  خود  را  در  پناه  خدا  دار  که  او  (‌سخنان  بی‌اساس  ایشان  را)  می‌شنود  و  (‌توطئه‌های  ناجوانمردانه  آنان  را)  می‌بیند.

به  خدا  پناه  بردن  در  مقابله  با  تکّبر،  بیانگر  زشتی  و  پلشتی  خودبزرگ‌بینی  است‌.  چه  انسان  خود  را  در  پناه  خدا  می‌دارد  از  چیزی‌که  زشت  و  پلشت  و  ناجور  باشد  و  از  آن  انتظار  شر  و  بدی  و  اذّیت  و  آزار  رود  .  .  .  در  تکبّر  و  خـودبزرگ‌بینی  همه  اینها  هست‌.  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  دارنده  خود  را  و  مردمان  پیرامون  او  را  خسته  می‌کند  و  -  رنج  می‌اند‌ازد.  تکبّر  و  خودبزرگ‌بینی  سـینه‌ای  را  اذیت  می‌کند  و  آزار  می‌رساندکه  در  آن  درگشت  وگذار  است  و  آن  را  قلقلک  می‌دهد،  و  سینه‌های  دیگران  را  نیز  اذیت  می‌کند  و  آزاد  می‌رساند.  این  است  که  تکبّر  و  خودبزرگ بینی  شر  و  بلا  است  و  شایسته  است‌که  خود  را  از  دست  آن  در  پناه  خدا  داشت‌.

(إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)  .

قطعاً  او  شنوا  و  بینا  است‌.

خدا  می‌شنود  و  می‏‎بیند.  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  نكوهیده‌،  در  حرکت  و  جنبشی  مجسم  می‌گرددکه  دیده  می‌شود،  و  در  صحبت  و  سخنی  جلوه‌گر  می