ا  و  صورتهای  نهان  و  پنهانی  است‌.  دل  از  آنها  نمی‌پالاید  و  رهائی  نمی‌یابد  مگر  وقتی‌که  دل  تنها  رو  به  خدای  یگانه  آورد،  و  تنها  بر  او  توکل  و  تکیه‌کند،  و  به  قضا  و  قدر  او  در  حق  خود  رضا  دهد  و  خشنود  شود،  و  احساس  کند  تنها  خدای  یگانه  است‌که  او  را  راه  می‏‎برد  و  امور  او  را  می‌چرخاند،  و  هیج‌گونه‌گزینش  و  انتخابی  ندارد  مگر  آنچه‌که  خدا  برای  او  برمی‏گزیند  و  انتخاب  می‌کند،  و  این  امر  را  با  اطمینان  و  یقین  و  رضا  و  قبول  دریافت  می‌دارد  و  بر  دیده  منت  می‌نهد.  زمانی  که  دل  بدین  درجه  و  بدین  پله  برسد،  چیزی  را  به  خدا  پیشنهاد  نمی‌کند  و  بر  سخن  او  چیزی  نمی‌گوید.  شکل  و  صورت  مشخصی  از  شکلها  و  صورتهای  پـیروزی  یا  خیر  و  صلاح  به  خدا  پیشنهاد  نمی‌دهد.  همه  اینها  را  به  خدا  حواله  می‌دارد  و  وامی‌گذارد،  و  ملازم  این  امر  می‌ماند،  و  هر  چیزی‌که  بر  سر  او  بیاید  و  هر  بلا  و  مصیبتی‌که  بدو  اصابت  نماید  آن  را  خیر  و  صلاح  می‌پندارد  و  به  صورت  خیر  و  صلاح  دریافت  می‌دارد  .  .  .  این  یک  معنی  و  مفهوم  از  معانی  و  مفاهیم  پیروزی  است  .  .  .  پیروزی  بر  ذات  خود  و  بر  شهوات  است‌.  این  پیروزی  داخلی  است  و  پیروزی  خارجی  بدون  آن  به  هیچ  وجه  صورت  نمی‌پذیرد  و  تحقق  نمی‌یابد.

إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ  يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ)

ما  قطعاً  پیغمبران  خود  را  ومومنان  را  در  زندگی  دنیا  و  در  آن  روزی  که  گواهان  بپامی‌خیزند،  یاری  می‌دهیم  و  دستگیری  می‌کنیم‌.  آن  روزی  که  عذرخواهی  ستمگران  بدیشان  سودی  نمی‌رساند،  و  نفرین  (‌و  طرد  از  رحمت  خدا)  بهره  آنان  خواهد  بود  و  سرای  بد  (‌دوزخ‌)  ازآن  ایشان  خواهد  شد.

در  صحنه  پیشین  دیدیم  چگو‌نه  عذرخواهی  ستمگران  به  ستمگران  سودی  نمی‌رساند،  و  چگونه  نفرین  خدا  را  می‏‎برند  و  از  رحمت  او  بی‌بهره  و  نصیب  می‌مانند،  و  چگو‌نه  سرای  بد  دوزخ  ازآن  ایشان  خواهد  شد.  و  امّا  شکلی  و  صورتی  از  شکلها  و  صورتهای  فراوان  پیروزی‌که  در  داستان  موسی  است‌،  این  است‌:

(  وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ)‌..   

ما  به  موسی  هدایتهائی  (‌در  مسیر  انجام  رسالتش‌)  عطاء  کردیم  و  بنی‌اسرائیل  را  وارثان  کتاب  (‌تورات‌)  نمودیم‌.  (‌کتابی  که‌)  راهنما  و  اندرزگوی  خردمندان  بود.

این  نمونه‌ای  از  نمونه‌های  پیروزی  و  یاری  خدا  است‌:  دادن‌کتاب  و  هدایت‌،  و  به  ارث  بردن‌کتاب  و  هدایت‌.  این  نمونه‌ای  است‌که  خدا  آن  را  به  عنوان  مثالی  در  داستان  موسی  بیان  فرموده  است‌.  این  مثال  پهنه  فراخی  را  در  برابر  دیدگانمان  جلوه‌گر  می‌نماید.  در  این  پهنه  فراخ  شکل  و  صورت  ویژه‌ای  از  شکلها  و  صورتهای  پیروزی  و  یاری  خدا  را  می‌بینیم‌،  و  ملاحظه  می‌کنیم‌که  به  جهت  مقصود  اشاره  دارد.

در  اینجا  واپسین  آهنگ  در  این  بند  به‌گوش  می‌رسد.  این  آهنگ  راهنمائی  می‌کند  پیغمبر  خدا  (ص) ‌را  و  کسانی  از  مومنان  راکه  در  مکه  در  خدمتش  بوده‌اند  و  موقعیت  سخت  و  دشوار  و  پر  رنج  و  مشقتی  داشته‌اند.  گذشته  از  آنان  این  آهنگ  راهنمائی  می‌کند  هرکسی  از  امّت  ییغمبر (ص)  راکه  بعد  از  ایشان  می‌آیند،  و  با  همان  موقعیتی  رویاروی  می‌شوندکه  پیغمبر  (ص)  یاران  او  در  آن  بوده‌اند  و  بدان‌گرفتار  آمده‌اند:

(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ)  .

پس  (‌ای  محمّد!  بر  اذیت  و  آزار  کفار  و  ناملایمات  روزگار)  شکیبائی  کن‌،  چرا  که  وعده خدا  (‌در  امر  کمک  به  پیغمبران  خود  و  مومنان  بدیشان‌،  تخلف‌ناپذیر  و)  حق  است‌.  و  آمرزش  گناهانت  را  بخواه‌،  و  بامدادان  و  شامگاهان  به  سپاس  و  ستایش  پروردگارت  بپرداز.

  واپسین  آهنگ‌،  دعوت  به  صبر  و  شکیبائی  است‌،  صبر  و  شکیبائی  در  برابر  اذیت  و  آزار،  و  صبر  و  شکیبائی  در  برابر  باد  به  غبغب  انداختن  باطل،  و  پفیدن  باطل  به  سبب  چیره  شدن  و  سلطه  ییداکردن  آن  در  دوره‌ای  از  زمان‌.  صبر  و  شکیبائی  در  مقابل  سرشتهای  مردمان  و  اخلاق  و  کارهای  ایشان  در  اینجا  و  آنجای  جهان‌.  صبر  و  شکیبائی  در  برابر  هواها  و  هوسها  و  آرزوهای  نفس‌،  و  ناراحتیها  و  پریشانیهای  نفس‌،  و  چشم  دوختن  و  رغبت  ورزیدن  و  علاقه  داشتن  آن  به  پیروزی  زودرس  و  به  علائق  و  آمالی‌که  پیروزی  به  همراه  دارد.  صبر  و  شکیبائی  بر  چیزهای  زیادی‌که  در  راه  است  وگاهی  از  جانب  دوستان  به  انسان  می‌رسد  پیش  از  این  که  از  جانب  دشمنان  به  انسان  برسد!

(فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ)  .

پس  (‌ای  محمّد!  بر  اذیت  و  آزار  کفار  و  ناملایمات  روزگار)  شکیبائی  کن‌.  چرا  که  وعده  خدا  (‌در  امر  کمک  به  پیغمبران  خود  و  مومنان  بدیشان‌،  تخلف‌ناپذیر  و)  حقّ  است‌.

وعده  خدا  تخلف‌ناپذیر  است‌،  هر  اندازه  هم  به  طول  انجامد،  و  هر  اندازه  هم  کارها  پیچ  بخورد،  و  هر  اندازه  هم  اسباب  و  علل  زير  و  روگردد.  چرا  که  وعده‌،  وعده  کسی است‌که  می‌تواند  آن  را  تحقق  بخشد  و  پیاده‌کند،  و  وعده  کسی  است  که  وعده  داده  است  چون  خودش  خواسته  است  و  اراده‌کرده  است‌.

تو  در  راه  هستی‌،  پس  توشه  راه  را  برگیر:

(وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ)  .

و  آمرزش  گناهانت  را  بخواه‌،  و  بامدادان  و  شامگاهان  به  سپاس  و  ستایش  پروردگارت  بپرداز.

توشه  راه  دور  و  دراز  و  لبریز  از  رنج  و  درد،  صبر  و  شکیبائی،  طلب  آمرزش‌گناهان‌،  و  زبان  به  تسبیح  و  تقدیس  و  حمد  و  ثنای  یزدان  گشودن  است‌.  طلب  آمرزش  همراه  با  تسبیح  و  تقدیس  هرچه  زودتر  پذیرفته  می‌شود.  این‌کار  در  عین  حال  وسیله  تربیت  نفس  و  آمادگی  بخشیدن  بدان  است‌،  و  پاک  داشتن  و  تمییز  ساختن  دل  است‌.  این  شکل  پیروزی  است  شکلی‌که  در  دل  اتمام  می‌پذیرد  وکامل  می‌شود.  آن‌گاه  شکل  دیگری  که  مربوط  به  واقعیت  زندگی  است  به  دنبال  آن  می‌آید.  انتخاب  شامگاهان  و  بامدادان،  یا  کنایه  از  همه  اوقات  شبانه‌روزی  است‌،  و  شامگاهان  و  بامدادان  دو  سوی  اوقات  شبانه‌روزی  است‌.  یا  انتخاب  شامگاهان  و  بامدادان  بدان  جهت  است‌که  دل  در  این  دو  وقت  صاف  و  پاک  است‌،  و  مجال  تدّبر  و  تفکر  و  به  یاد  خدا  بودن  و  ذکر  خداکردن  فراخ  است‌.

این  برنامه‌ای  است‌که  خدا  آن  را  برای  تهیه  و  افزایش  توشه  و  زادراه  صبر  و  شکیبائی  ب