مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ. وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ. حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ).

اگر بدیشان رحم کنیم و بلاها و گرفتاریهای گریبانگیرشان را برطرف سازیم‌، در طغیان و سرکشی خود مصرانه و سرگردان دست و پا می‌زنند. (‌اگر هم از طریق رحمت و نعمت بیدار نشدند) ما ایشان را به عذاب (‌مصائب و شدائدی همچون قحط و فقر) گرفتار می‌سازیم‌. امّا آنان در برابر پروردگارشان نه سر فرود می‌آورند و کرنش می‌برند، و نه تضرع و زاری می‌کنند. (‌لذا حوادث دردناک هم ایشان را از مرکب غرور و سرکشی و خودکامگی پائین نمی‌آورد و در برابر جلال حق تسلیم و خاشع نمی‌گرداند، این وضع‌، یعنی آزمونهای رحمت و نعمت‌، و بلا و محنت برای بیداری ادامه می‌یابد، و ایشان هم بر گردنکشی و سرکشی خود می‌افزایند) تا دری از عذاب شدید (‌روز قیامت‌) را به رویشان می‌گشائیم و به ناگاه در آن مانده و ناامید (‌از نجات‌) می‌گردند (‌بدین ترتیب مراحل آزمون لطف و مهربانی‌، و گوشمالی و کیفر تربیتی‌، سپری می‌شود، و سرانجام عذاب ابدی و درماندگی همیشگی سر می‌رسد)‌.

اینها صفات همگانی آن دسته از مردم است‌، مردمانی که سنگدل بوده و غافل از خدایند، و آخرت را تکذیب می‌نمایند از جمله ایشان مشرکانی هستندکه با پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) رویاروی می‌شدند.

تواضع و تضرع در وقت زیان و ضرر، دلیل توبه و برگشت به سوی خدا است‌. احساس این است‌که پشت و پناه وسنگر و پناهگاه تنها خدا است‌. دل هر وقت این چنین با خدا تماس پیدا کند نرم و لطیف می‏‎گردد، و بیدار و هوشیار می‌شود و پند و اندرز را می‌پذیرد، و این حساسیت پاسبان پاسداری می‌گرددکه انسان را از غفلت و لغزش می‌پاید و نگاهداری می‌نماید، و از محنت استفاده می‌کند و از بلا سود می‌برد. و‌لی زمانی که دل درگمراهی خود فرو رود، و در ضلالت خویش حیران و ویلان‌گردد، باید امیدی بدو نداشت و دست از او شست و از صلاح و اصلاح او قطع امید کرد، و او را به عذاب آخرت واگذاشت‌، عذابی‌که ناگهانی بر سر او می‌تازد، و آن وقت بر دست و پا می‌افتد و ویلان و حیران می‌شود، و متحیر و سرگردان می‌گردد، و از نجات و خلاص مایوس می‌شود.

*
آن‌گاه روند قرآنی چرخش وگردش دیگری را با آنان می آغازد، بدان امیدکه وجدان ایشان را بیدار کند و به سوی دلائل ایمان بکشاند که در جهان درونشان و در جهان بیرونشان یعنی در انفس و آفاق پیرامونشان پخش و پراکنده ا‌ست‌:

(وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ قَلِيلا مَا تَشْكُرُونَ. وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ. وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلا تَعْقِلُونَ).

خدا کسی است که برای شما گوش و چشم و عقل را آفریده است (‌تا صداها را بشنوید و جهان را ببینید و خالق آن را درک کنید، و درنتیجه ایمان بیاورید)‌. امّا کمتر شکر و سپاس (‌این آفریده‌های خدا) را بجای می‌آورید. او کسی است که در زمین شما را آفریده است و در آن افزون و پراکنده نموده است و (‌روز قیامت برای سزا و جزا) در پیشگاه او گرد آورده می‌شوید. او است که زنده می‏‎گرداند و می‌میراند، و آمد و شد (‌پیاپی‌) شب و روز، (‌و اختلاف رنگ، و کوتاهی و درازی آنها برابر قوانین و طبق فرمان او و) مربوط بدو است‌. آیا (‌دلالت اینها را بر قدرت خدا و وجوب ایمان بدو و به روز قیامت‌) نمی‌فهمید؟‌.

اگر انسان درباره خلقت و هیئت خود، و درباره حواس و اندامهائی که بدو داده شده است‌، و درباره نیروها و توانها و فهم و شعوری‌که بدو عطاء‌گردیده است‌، تفکر و تدبر نماید، خدا را خواهد یافت‌، و در پرتو خوارق عادات و معجزاتی که دال بر آفریدگار یگانه است‌، به سوی خدا راهیاب می‌گردد. چه غیر از خدا هیچ کسی نمی‌تواند این خلقت اعجازانگیز را درکوچک و بزرگ آفریده‌ها ابداع کند و بیافریند.

تنها این گوش را بنگر چگونه‌کار می‌کند؟ چگونه صداها را دریافت می‌دارد وکیفیت می بخشد؟ تنها این چشم را بنگر چگونه می‌بیند؟ و چگونه پرتوها و نورها را و شکلها و تصویرها را دریافت می‌دارد و عکسبرداری و فیلمبرداری می‌کند؟ این دل چیست‌؟ چگونه دل درک و فهم میکند؟ و چگونه اندازه اشیاء و اشکال را می‌سنجد؟ و معانی و ارزشها و احساسات و ادراکات را تعیین و تبیین می‌کند؟

تنها آشنائی با سرشت حواس و نیروها و شیوه عملکرد آنها، کشف معجزه‌انگیزی در دنیای انسانها بشمار می‌آید. بالاتر از این‌، باید آفریدن آنها را و ترکیب کردن آنها را بدین شیوه هماهنگ با سرشت جهانی‌که انسان در آن زندگی می‌کند، چه چیز نامید و چگونه دید؟ آن هماهنگی‌ای‌که دیده می‌شود و اگر یک نسبت از نسبتهای آن در سرشت جهان یا سرشت انسان مختل شود، تماس ممکن نمی‌گردد. گوش نمی‌تواند صدا را دریافت دارد، و چشم نمی‌تواند نور را دریافت کند ... امّا قادر متعالی که جهان را اداره می‌کند و رو به راه می‌گرداند، میان سرشت انسان و میان سرشت جهانی‌که در آن زندگی می‌کند، هماهنگی و همآوائی برقرار ساخته است‌، و این است‌که این پیوند و تماس ممکن می‌گردد. ولی انسان شکر نعمت را بجای نمی‌آورد:

(قَلِيلا مَا تَشْكُرُونَ).

کمتر شکر و سپاس (‌این آفریده‌های خدا) را بجای می آورید.

شکرکردن و سپاسگزاری نمودن‌، با شناخت بخشنده نعمت‌، و با بزرگداشت و تکریم و تمجید او با صفاتش‌، و بعد با عبادت‌کردن و به یگانگی پرستیدن او، حاصل می‌گردد. خدا آن ذات یگانه‌ای است که آثارش در مصنوعات و مخلوقاتش گواهی بر وحدانیت و یکتائی او می‌دهد. دنباله شکرکردن و سپاسگزاری نمودن‌، به کارگرفتن حواس و به کار بردن نیروها و توانها در استفاده از زندگی و بهره‌مندی از آن است با احساس پرستشگری‌که در هر تلاشی وکوششی‌که می‌ورزد، و در هرکالائی و متاعی که دارد، خدا را در مد نظر می‌دارد.

().
او کسی است که در زمین شما را آفریده است و در آن افزون و پراکنده نموده است‌.

خدا شما را در زمین جایگزین و جانشین کرده است‌، بعد از آن‌که شما را باگوش و چشم و دل مجهز نموده است‌، و با استعدادهای لازم و با نیروها و توانهای ضروری برای این جایگزینی و جانشینی‌، شما را کمک و یاری کرده است ...

(وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأرْضِ).

و (‌روز قیامت برای سزا و جزا) در پیشگاه او گرد آورده می‌شوید.

آن‌گاه شما را مورد بازخواست و محاسبه قرار می‌دهد در خیر و شر و خوبی و بدی و صلاح و فساد و هدایت و ضلالتی که در این‌کار جایگزینی و جانشینی پدید آورده‌اید و انجام داده‌اید. چه شما آفریدگان بیهوده‌ای نیست‌، و بی‌هدف آفریده نشده‌اید و به جهان گسیل نگردیده‌اید، و بیفائده به خود رها نشده