نمی‌یابدکه  او  را  به  همچون  مجادله  و  ستیزی  بکشاند  و  بدان  نیازمند  گرداند.  و  امّا  پیروزی  در  زندگی  دنیوی  چه‌بسا  به  مجادله  و  بيانی  نیاز  داشته  باشد.

وعده  خدا  حتمی  و  قطعی  است‌:

(إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا...)  .

ما  قطعاً  پیغمبران  خود  را  و  مومنان  را  در  زندگی  دنیا  یاری  می‌دهیم  و  دستگیری  می‌کنیم  ...  .

در  صورتی‌که  مردمان  می‌بینندکه  پیغمبران  برخی‌کشته  شده‌اند  و  بتی  از  سرزمین  خود  و  از  میان  قوم  خود  هجرت  نموده‌اند،  در  حالی‌که  تکذیب  شده‌اند  و  رانده  و  مانده  گردیده‌اند.  در  میان  مومنان  هم بر خـی  عذاب  شده‌اند  و  شکنجه  گردیده‌اند.  بتی  به  گودالهای  پر  از  آتش  افکنده  شده‌اند.  برخی  شهیدگشته‌اند.  بتی  با  غم  و  اندوه  و  شدت  و  سختی  و  تحت  فشار  زندگی  نموده‌اند  .  .  .  پس  وعده  خدا  بدیشان  مبنی  بر  پیروزی  آنان  در  زندگی  دنیوی‌کو  وکجا  است‌؟  .  .  اهریمن  از  این  سوراخ  به  درون  دلها  می‌خزد  و  وسوسه‌ها  و  دغدغه‌ها  برمی‌انگيزد!

ولیکن  مردمان  ظواهر  امور  را  می‌بینند  و  از  روی  ظواهر  حکم  صادر  می‌کنند  وکارها  را  می‌سنجند،  و  غافل  از  ارزشهای  زیـادی  و  حقائق  زیادی  درکـار  ارزیابی  و  سنجش  می‌شوند.

مردمان‌کارها  را  با  ترازوی  مدت‌کوتاهی  از  زمان‌،  و  در  گستره محدودی  از  مکان‌،  برمی‌کشند  و  می‌سنجند.  اینها  هم  مقیاسها  و  معیارهای‌کوچک  بشری  هستند.  ولی  مقیاس‌کامل  و  معیار  شامل‌،  مساله  را  در  پهنه  فراخی  از  زمان  و  مکان  نشان  می‌دهد  و  پیش  چشمان  همگان  می‌دارد،  و  حدود  و  ثغور  را  میان  عصری  و  دوره‌ای  و  میان  مدتی  و  زمانی‌،  و  میان  مکانی  و  مکانی‌،  محدود  نمی‌سازد  و  مرزبندی  نمی‌کند.  اگر  به  مساله اعتقاد  و  ایمان  در  این  جولانگاه  بنگریم‌،  خواهیم  دیدکه  مسالهاعتقاد  و  ایمان  بدون  شک  و  تردید  پیروز  است‌.  پیروزی  مساله اعتقاد  و  ایمان  نیز  پیروزی  صاحبان  اعتقاد  و  ایمان  است‌.  چه  صاحبان  اعتقاد  و  ایمان  دارای  وجود  خارجی  و  جدای  از  اعتقاد  و  ایمان  نیستند.  نخستین  چیزی  را  هم‌که  اعتقاد  و  ایمان  از  انان  می‌خواهد  این  است‌که  در  اعتقاد  و  ایمان  فانی  بشوند  و  خودشان  در  میان  نمانند  و  اعتقاد  و  ایمان  را  بنمایانند!

مردمان  نیز  معنی  پیروزی  را  در  شکلهای  مشهور  و  معین  خودشان  مختصر  و  محدود  می‌کنند،  و  آن  هم  شکلهای  نزدیک  به  چشمانشان  و  در  برد  دیدگانشان  است‌.  ولیکن  شکلهای  پیروزی  دارای  انوع  و  اقسام  گوناگونی  است‌.  برخی  از  آن  شکلها  چه  بسا  از  دیدگاه  نگاه‌کوتاه‌بینانه  شکست  بشمار  آید  .  .  .  ابراهیم (ع)  در  آن  هنگام‌که  به  آتش  انداخته  مـی‌شود  و  او  از  عقیده  خود  برنمی‌گردد  و  از  دعوت  بدان  دست  نمی‌کشد،  آیا  در  موقعیت  پیروزی  یا  در  موقعیت  شکست  قرار  داشت‌؟  بدون  شک  -  از  لحاظ  منطق  عقیده  ‌او  در  اوج  پیروزی  بود،  بدان  هنگام  که  داشت  به  آتش  انداخته  می‌شد.  همچنین  ابراهیم  دیگر  باره  پیروز  بود،  بدان  هنگام‌که  از  آتش  نجات  پیدا  می‌کرد.  این  شکلی  از  پیروزی‌،  و  آن  دیگر  شکل  دیگری  از  پیروزی  است‌.  در  صورتی‌که  این  دو  شکل  پیروزی‌،  بسی  دور  و  جدای  از  همدیگرند.  ولی  در  حقیقت  این  دو  شکل  پیروزی  بسی  نزدیک  به  هم  و  درکنار  همدیگرند  .  .  .  حسین  -  رضوان‌الله‌علیه  ‌از  یک  سو  با  آن  شکل  بزرگ  و  سترگ  شهید  می‌شود،  و  از  دیگر  سو  شهادت  او  فاجعه  بسیار  عظیم  است‌،  آیا  همچون  شهادتی  پیروزی  است  یا  شکست‌٦  .  .  به  صورت  ظاهر  و  با  معیارکوچک  انسان  شکست  بشمار  می‌آید.  ولی  در  اصل  حقیقت  و  با  معیار  بزرگ  یزدان  پیروزی  است‌.  زیرا  در  زمین  شهیدی  نیست‌که  همچون  حسین  -  رضوان‌الله‌عليه  -  دلها  به  عشق  او  بتپد  و  درونها  لبریز  از  مهر  و  محبت  او  باشد،  و  جانها  شیدای  اوگردد  و  از  غیرت  و  فداکاری  او  به  جوش  و  خروش  درآید،  چه  دلها  و  درونها  و  جانهای  شیعیان  مسلمان  و  چه  سنیان  مسلمان‌،  و  حتی  دلها  و  درونها  و  جانهای  غیر  مسلمانان‌!

چه‌بسا  شهیدی‌که  اگر  هزار  سال  زنده  می‌ماند  نمی‌توانست  عقیده  خود  را  و  دعوت  خود  را  یاری  دهد  و  پیروزگرداند،  آن‌گونه  که  با  شهادت  خود  عقیده  خود  را  و  دعوت  خود  را  یاری  داده  است  و  پیروزگردانده  است  و  نمی‌توانسته  است  با  هیچ  سخنرانی‌ای  در  دلها  مفاهیم  والا  و  بالا  را  به  ودیعت  نهد،  و  هزاران  شخص  را  به  انجام‌کارهای  بزرگ  و  سترگ  برانگیزد،  آن‌گونه‌که  با  واپسین  سخنرانی  خونین  خود  چنین‌کرده  است  و  آن  را  با  خون  نوشته  است‌،  و  انگیزه حرکت  و  نهضت  و  قیام  فرزندان  و  نوادگان  گردیده  است‌،  و  اصلا  برانگیزاننده  جنبش  و  شورش  در  خط  سیر  سراسر  تاریخ  در  میان  همه نسلها  شده  است‌.

پیروزی  کدام  است‌؟  و  شکست  کدام  است‌؟ ما  نیازمند  مراجعه  به  شکلها  و  صورتها  و  انوع  و  اقسام  ارزشها  و  معیارها  هستیم‌،  پیش  از  آن‌که  بپرسیم‌:  وعده  یاری  و  پیروزی  خدا  در  دنیا  به  پیغمبران  خود  و  به  مومنان‌کو  و  کجا  است‌؟‌!

هرچند  هـم  حالتهای  زیادی  بوده  است  که  یاری  و  پیروزی  به  شکل  ظاهری  نزدیک  خود  صورت‌گرفته  است  و  به  اتمام  رسیده  است‌.  این  نیز  وقتی  بوده  است  که  شکل  ظاهری  نزدیک‌،  به  شکل  باقی  و  ثابت  پیوسته  است‌.  محمّد  (ص) در  زندگی  خود  پیروزگردید،  چون  این  پیروزی  با  مفهوم  پابرجائی  این  عقیده  در  حقیقت  کامل  خود  ارتباط  و  پیوند  داشت‌.  زیرا  این  عقیده  به  صورت‌کامل  و  شامل  خود  به  اتمام  نمی‌رسید  مگر  این  که  بر  زندگی  جماعت  بشری  و  تمام  امور  و  شوون  ایشان  حاکم  می‌گردید،  از  دل  تنها  گرفته  تا  دولت  فرمانروا.  این  بودکه  خدا  خواست  صاحب  این  عقیده  را  در  مدت  زندگی  خود  پیروزگرداند،  تا  بتواند  این  عقیده  را  به  صورت‌کامل  و  شامل  خود  تحقق  بخشد  و  پیاده  گرداند،  و  این  حقیقت  را  مقرر  و  مشخص  در  یک  رخداد  تاریخی  محدود  و  مشهود  برجای  گذارد.  بدین  جهت  شکل  پیروزی  نزدیک  با  شکل  دور  دیگری  اتصال  پیدا  کرد،  و  صورت  ظاهری  با  صورت  حقیقی  اتحاد  حاصل  نمود،  آن‌گونه‌که  قضا  و  قدر  خدا  و  نظم  و  ترتیب  او  می‌خواست‌.

اعتبار  دیگری  هم  در  میان  است  و  زیبا  است‌که  آن  هم  مراعات‌گردد.  قطعاً  وعده  خدا  به  پیغمبران  خود  و  به  مومنان  برجا  و  برپا  است‌.  لازم  است  حقیقت  ایمان  در  دلهائی  یافته  شود  و  جایگزین‌گرددکه  این  وعده  بر  آنها  منطبق  می‌گردد.  در  بسیاری  از  اوقات  مردمان  در  باره  حقیقت  ایمان  به  خطا  می‌روند  و  دچار  اشتباه  می‌شوند.  حقیقت  ایمان  یافته  نمی‌شود  مگر  زمانی‌که  دل  از  شرک  بپالاید،  شرک  به  هر  شکلی  و  صورتی  از  شکلها  و  صورتهای  فراوان  شرک‌که  باشد.  شرک  دارای  شکل