ز  ما  می‌کنید؟  مگر  نمی‌بینیدکه  بزرگان  و  کوچکان  و  سردمداران  و  پیروان  یکسان  در  آتش  یزدانیم‌؟

(  إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ )  .

خداوند  در  میان  بندگان  (‌خود  عادلانه‌)  داوری  کرده  است  (‌و  سهم  هریکی  را  از  عذاب  چنان  که  باید  داده  است‌)‌.

دیگر  هیچ‌گونه  برگشتی  از  حکم  نیست‌.  و  هیچ‌گونه  تغییری  و  تبدیلی  در  آن  نمی‌شود.  کار  ازکارگذشته  است  و  قضاوت  صورت  پذیرفته  است‌.  هیچ  بندهای  از  بندگان  نمی‌تواند  چیزی  از  حکم  خدا  را  تخفیف  دهد  و  از  آن  چیزی  بکاهد.

وقتی‌که  اینان  و  آنان  می‌فهمندکه  پناهی  جز  پناه  خدا  نیست‌،  هم  اینان  و  هم  آنان  رو  به  نگهبانان  دوزخ  می‌کنند  با  خواری  وکرنشی‌که  همگان  را  فرامی‌گیرد،  و  

با  تضرع  و  زاری  نگهبانان  را  فریاد  می‌دارند،  تضرع  و  زاری‌ای‌که  این‌گروه  را  با  آن‌گروه  برابر  و  یکسان  می‌نماید:

(وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ : ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِّنَ الْعَذَابِ)‌. 

 دوزخیان  به  نگهبانان  دوزخ  مـی‌گویند:  شما  از  پروردگارتان  درخواست  کنید  كه  یک  روز  (‌بلی  فقط  یک  روز)  عذاب  را  از  ما  بردارد.

آنان  نگهبانان  دوزخ  را  شفیع  و  واسطه  می‌سازندکه  پروردگارشان  را  فریاد  دارند.  بدان  امیدکه  از  شدت  بلا  و  مصیبت  بکاهد:

(ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِّنَ الْعَذَابِ )  . 

 شما  از  پروردگارتان  درخواست  کنید  کـه  یک  روز  (‌بلی  فقط  یک  روز)  عذاب  را  از  ما  بردارد.

یک  روز  .  .  .  فقط  یک  روز.  .  .  یک  روزعذاب  را  از  ایشان  بردارد  تا  نفسی  تازه  کنند  و  دمی  بیاسایند.  چه  یک  روز  هم  نیاز  به  شفاعت  و  میانجیگری  و  تضرع  و  زاری  و  دعا  و  لابه  دارد!

امّا  نگهبانان  دوزخ  بدین  تضرع  و  زاری  ناگوار  و  لابه  حقیرانه  اندوهبار  پاسخ  نمی‌دهند.  زیرا  آنان  اصول  کار  را  می‌دانند،  و  قوانین  و  سنن  خدا  را  می‌شناسند،  و  می‌دانند  مهلت  و  فرصت  از  دست  رفته  است‌.  بدین  خاطر  نگهبانان  بر  عذاب  دوزخیان  می‌افزایند  با  سرزنش  کردنشان  و  یادآور  نمودن  سبب  این  عذاب  بدیشان‌: 

«قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى »  .

(‌نگهبانان  دوزخ  به  آنان‌)  می‌گویند:  آیا  پیغمبران  شما  آيـه‌های  روشن  و  دلائـل  آشکاری  را  بـرای  شما  نمی‌آوردند؟  .  .  می‌گویند:  آری‌.

در  پرسش  آنان  و  در  پاسخ  نگهبانان  بدانان  چیزی  است  که  ایشان  را  از  هرنوع‌گفتگوی  دیگری  بی‏نیاز  می‌سازد.  بدین  هنگام  نگهبانان  از  ایشان  دست  می‌کشند،  و  آنان  را  به  ناامیدی  و  یأسی  می‌سپارندکه  همراه  با  تمسخر  و  بی‏توجهی  بدیشان  است‌:

(  قَالُوا : فَادْعُوا ) .  

می‌گویند:  پس  خودتان  درخواست  کنید.

اگر  درخواست  ميتواند  دردی  را  دوا  بکند  و  چیزی  از  حال  و  احوالتان  را  تغییر  بدهد  شما  خودتان  درخواست  بکنید.

این  آیه  پیش  از  به  پایان  آمدن‌،  بر  این  درخواست  پیرو  می‌زند:

(وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ )‌.

ولی  درخواست  کافران  (‌به  جائی  نمی‌رسد  و  بیفائده  است  و)  جز  سردرگمی  نتیجه‌ای  ندارد.

درخواست  کافران  به  جائی  نمی‌رسد،  و  به  نتیجه‌ای  نمی‌انجامد،  و  پاسخی  ندارد.  بلکه  آنچه  می‌شود  نادیده  گرفتن  و  تحقیرکردن  هم  بزرگان  و  هم  ضعیفان  است‌. 

 *
درکنار  این  جایگاه  حساس‌،  بر  تمام  این  حلقه‌،  و  بر  اشاره‌ای‌که  پیش  از  آن  به  گروه‌ها  و  دسته‌ها  شده  است‌،  گروه‌ها  و  دسته‌هائی  که  بر  اثر  تکذیب  و  تکبری‌که  نموده‌اند  خود  را  در  معرض  عذاب  خدا  قرار  داده‌اند،  واپسین  پیرو  زده  می‌شود:

( إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ . يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ . وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ . هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ . فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ )  .

ما  قطعاً  پیغمبران  خود  را  و  مومنان  را  در  زندگی  دنیا  و  در  آن  روزی  که  گواهان  بپا  می‌خیزند،  یاری  می‌دهیم  و  دستگیری  می‌کنیم‌.  آن  روزی  که  عذرخواهی  ستمگران  بدیشان  سودی  نمی‌رساند،  و  نفرین  (‌و  طرد  از  رحمت  خدا)  بهره  آنان  خواهد  بود  و  سرای  بد  (‌دوزخ‌)  ازآن  ایشان  خواهد  شد.  ما  به  موسی  هدایتهائی  (‌در  مسیر  انجام  رسالتش‌)  عطاء  کردیم  و  بنی‌اسرائیل  را  وارثـان  کتاب  (‌تورات‌)  نمودیم‌.  (‌کتابی  که‌)  راهنما  و  اندرزگوی  خردمندان  بود.  پس  (‌ای  محمّد!  بر  اذیت  و  آزار  کفار  و  ناملایمات  روزگار)  شکیبائی  کن‌.  چرا  که  وعده  خدا  (‌در  امر  کمک  به  پیغمبران  خود  و  مومنان  بدیشان‌،  تخلف‌ناپذیر  و)  حق  است‌.  و  آمرزش  گناهانش  را  بخواه‌،  و  بامدادان  و  شامگاهان  به  سپاس  و  ستایش  پروردگارت  بپرداز. 

 این  پیرو  قاطعانه‌،  با  آن  جایگاه  حساس  مناسبت  دارد.  از  دریچه  آن‌،  انسانها  یکسان  به  سرانجام  حق  و  باطل  می‌نگرند،  به  سرانجام  حق  و  باطل  در  دنیا  و  همچنین  در  آخرت‌.  انسانها  می‌بینندکه  سرانجام  فرعون  و  فرعونیان  در  زندگی  دنیا  به‌کجا  انجامیده  است‌،  و  نهایت‌کار  ایشان  در  این  زمین  و  نیز  در  آخرت  چه  بوده  است  و  چه  شده  است‌.  انسانها  سرنوشت  فرعون  و  فرعونیان  را  در  زندگی  دنیوی  دیده‌اند  و  مشاهده  کرده‌اند.  در  آخرت  هم  فرجام  و  سرنوشت  فرعون  وفرعونیان  را  خواهند  دید  و  ملاحظه  خواهندکردکه  دارند  در  آتش  دوزخ  با  یکدیگر  می‌ستیزند  و  به  ذکر  دلیل  و  برهان  ميپردازند،  و  عاقبت  به  دست  فراموشی  و  خواری  سپرده  می‌شوند،  و  بینام  و  نشان  و  حقیر  و  پریشان  به  خود  واگذار  می‌گردند.  این  هم  فرجام  هرکاری  در  هر  مساله‌ای  است  همان‌گونه‌که  قرآن  بیان  و  مقرر  می‌دارد:

(إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ . يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ) .

ما  قطعاً  پیغمبران  خود  را  و  مومنان  را  در  زندگی  دنیا  و  در  آن  روزی  که  گواهان  بپامی‌خیزند،  یاری  می‌دهیم  و  دستگیری  می‌کنیم‌.  آن  روزی  که  عذرخواهی  ستمگران  بدیشان  سودی  نمی‌رساند،  و  نفرین  (‌و  طرد  از  رحمت  خدا)  بهره  آنان  خواهد  بود  و  سرای  بد  (‌دوزخ‌)  ازآن  ایشان  خواهد  شد.

و  امّا  در  آخرت‌،  هیچ  کسی  از  مومنان  چه‌بسا  درباره  همچون  نهایتی  مجادله  و  ستیز  ننماید،  و  اصلاً  علتی  را  