ه  از  راه  حق  دیگران  را  باز  دارد،  با  همین  ستیزه‌جوئی  و  ستیزه‌گری‌ای  که  از  راستای  راه  راست‌کج  می‌شود  و  از  راه  درست  منحرف  می‌شود.  روند  قرآنی  بر  این  مکر  وحیله  و  نیرنگ  پیرو  می‌زند  و  بیان  می‌دارد  که  این  حقه‌بازیها  و  نیرنگ‌سازیها  به  ناامیدی  و  نابودی  سر  می‌کشد:

(وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ )

و  توطئه  و  نیرنگ  فرعون  (‌و  فرعونیان‌)  جز  بـه  زیان  و  نابودی  نینجامید.  

*
در  برابر این  نـیرنگبازی  و  دسیسه‌سازی‌،  و  این  باطلگرائی  و  یاوه‌سرانـی‌،  و  این  ابرام  و  اصـرار  بر  کجروی  و  انحراف‌،  مرد  مومن  واپسین  سخن  خود  را  آشکارا  طنین‌اندازکرد،  بعد  از  آن  که  ایشان  را  به  پیروی  از  خویش  در  پیمودن  راهی  که  به  خدا  می‌رسد  دعوت  نمودکه  راه  هدایت  است‌.  برایشان  قیمت  و  ارزش  این  دنیای  ناپایدار  و  زوال‌پذیر  را  بیان  داشت‌،  و  آنان  را  شائق  و  راغب  نعمتهای  زندگی  جاودانه‌کرد،  و  برایشان  روشن  نمودکه  در  عقیده شرک  چه  پوچی  و  هیچی  است‌:

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ (38) يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ (39) مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ (40)‏ وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ (41) تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ (42) لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (43) فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَاد.

مرد  با  ایمان  گفت‌:  ای  قوم  من‌!  از  من  پیروی  کنید  تا  شما  را  به  راه  صحیح  هدایت  کنم‌.  ای  قوم  من‌!  این  حیات  دنیوی  کالای  ناچیزی  (‌و  توشه  اندکی  و  خوشی  گذ‌رائی‌)  است‌،  و  آخرت  سرای  ماندگاری  و  استقرار  است‌.  هرکس  عمل  بدی  انجام  دهـد،  (‌در  آخرت‌)  جز  همسان  آن‌،  کیفر  داده  نمی‌شود،  ولی  هرکس  کار  خوبی  انجام  دهد،  خواه  مرد  باشد  یا  زن  ‌به  شرط  این  که  مومن  باشد  چنین  کسانی  به  بهشت  می‌روند  و  در  آنجا  نعمت  و  روزی  بدیشان  بدون  حساب  و  کتاب  عطاء  می‏‎گردد.  ای  قوم  من‌!  چه  خبر  است‌؟  من  شما  را  به  سوی  نجات  و  رستگاری  می‌خوانم‌،  شما  مرا  به  سوی  

آتش  دوزخ  می‌خوانید؟‌!  مرا  فرا  می‌خوانید  تا  خدا  را  باور  ندارم‌،  و  انبازی  برای  او  قرار  دهم  که  اظلاعی  از  آن  نداشته  و  (‌دلیل  و  برهانی  از  کتاب‌های  آسمانی  بر  صحت  معبود  بودنش  سراغ‌)  ندارم‌.  در  حالی  که  من  شما  را  به  سوی  (‌پرستش  خداوند)  باعزت  و  بامغفرت  فرامی‌خوانم‌.  فطعاً  چیزهائی  که  مرا  به  سوی  آنها  فرامی‌خوانید،  نه  در  دنیا  دعوتی  دارند  و  نه  در  آخـرت‌.  (‌در  دنیا  دیده  یا  شنیده  نشده  است  که  بتها  پیغمبرانی  را  به  سوی  مردم  فرستاده  باشند  تا  ایشان  را  توسط  انبیاء  به  پرستش  خود  دعوت  کنند  و  بدین  وسیله  حق  الوهیت  داشته  باشند،  و  در  آخرت  هم  کسی  را  برای  دادگاهی  و  حسابرسی  خويش  به  سوی  خـود  نمی‌خوانند)  و  بازگشت  ما  در  آخرت  تنها  به  سوی  خدا  است  و  بس‌.  و  (‌باید  بدانید  که‌)  اسرافکاران‌،  دوزخی  و  همدم  آتشند.  به  زودی  آنچه  من  به  شما  میگویم  به  خاطر  خواهیدآورد  (‌و  به  صدق  گفتار  من  پی  خواهید  برد)‌.  من  کار  و  بار  خود  را  به  خدا  وامی‌کذارم  و  حواله  می‌دارم‌.  خداوند  بندگان  را  می‌بیند  (‌و  پندار  و  گفتار  و  کردارشان  را  می‌پاید)‌.

اینها  حقائقی  است‌که  قبلا  در  سرآغاز  سوره  بیان‌کردیده  است‌.  مرد  مومن  از  نو  آنها  را  رو  در  روی  فرعون  و  فرعونیان  بازگو  می‌کند.  او  رو  در  روی  فرعون  می‌گوید:

(  آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ)  .

ای  قوم  من‌!  از  من  پیروی  کنید  تا  شما  را  به  راه  صحیح  هدایت  کنم‌.

فرعون  چند  لحظه  پیش  می‌گفته  است‌:

(  وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ)

و  من  جز  به  راه  هدایت  و  منتهی  بـه  سعادت‌،  شما  را  رهنمود  نمی‌کنم‌.(‌غافر/‌٢٩) 

 پس  این  مبارزه  صریح  و  واضح  است  و  مرد  مـومن  بی‌پرده  حق  را  می‌گوید،  و  در  سخن  خود  از  سلطه  و  قدرت  فرعون  زورگو  و  زورمدار  نمی‌ترسد،  و  از  درباريان  فرعون  باکی  به  خود  راه  نمی‌دهد،  درباريانی  از  قبیل  هامان  و  قارون‌که  با  فرعون  توطئه‌چینی‌کرده  بودند  و  نقشه  کشیده  بودند.  هامان  و  قارون  گویا  وزيران  فرعون  بوده‌اند.برایشان  پرده  از  حقیقت  دنیاکنار  می‌زند:

(  إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ)

این  حیات دنیوی  کالای  ناچیزی  (‌و  تـوشه  اندکی  و  خوشی  گذرائی‌)  است‌.

این  زندگی‌کالای  اندک  و  لذّت‌گذ‌را  و  بهره  ناچیز  و  زوال  پذیری  است‌که  ثابت  و  بردوام  نمی‌ماند.

(وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ)  .

و  آخرت  سرای  ماندگاری  و  استقرار  است‌.

آخرت  اصل  است  و  باید  بدان  نگریست  و  بدان  اعتبار  داد.

قانون  حساب  وکتاب  و  سزا  و  جزای  سرای  همیشگي  و  ماندگاری  و  استقرار  و  جاودانگی  را  برایشان  بیان  می‌دارد:

(مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ)‌.

هرکس  عمل  بدی  انجام  دهد،  (‌در  آخرت‌)  جز  همسان  آن‌،  کیفر  داده  نمی‌شود،  ولی  هرکس  کار  خوبی  انجام  دهد،  خواه  مرد  باشد  یا  زن  -‌ به  شرط  این  که  مومن  باشد  -‌ چنین  کسانی  به  بهشت  می‌روند  و  در  آنجا  نعمت  و  روزی  بدیشان  بدون  حساب  و  کتاب  عطاء  می‏‎گردد. 

 فضـل  وکرم  خدا  مقتضي  این  است‌که  خوبیها  را  چندین  برابر  فرماید،  و  امّا  بدیها  را  چندین  برابر  ننماید.  این  هم  بدان  خاطر  است‌که  یزدان  در  حق  بندگان  خود  مهربان  است  و  نسبت  بدیشان  لطف  و  مرحمت  دارد،  و  ضعف  بندگانش  را  می‌داند،  و  آگاه  است‌که  جاذبه‌ها  و  مانعها  بر  سر  راهشان  در  مسیر  خیر  و  خوبی  و  استقامت  و  ایستادگی  است‌.  این  است‌که  خوبیها  را  چندین  برابر  می‌کند  و  می‌شمارد،  و  آنها  را  کفاره  بدیها  می‌نماید.  آنان  زمانی‌که  بعد  از  حساب  وکتاب  به  بهشت  رسیدند،  خدا  بدیشان  بدون  حساب  و  خارج  از  ش