كُمْ يَوْمَ التَّنَادِ (32) يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (33)‏ وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولاً كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ (34) الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (35). 

مرد  مومنی  از  خاندان  فرعون  که  ایمان  خود  را  پنهان  می‌داشت  گفت‌:  آیا  مردی  را  خواهید  کشت  بدان  خاطر  كه  میگوید:  پروردگار  من  الله  است‌،  در  حالی  که  دلائل  روشنی  و  معجزات  آشکاری  از  جانب  پروردگارتان  برایتان  آورده  است  و  به  شما  نموده  است‌؟  اگر  او  دروغگو  باشد،  دروغگوئیش  دامنگیر  خود  او  خواهد  شد،  و  اگر  راستگو  باشد،  برخی  از  عذابهائی  که  شما  را  از  آن  می‌ترساند  گریبانگیرتان  خواهد  گشت‌.  قطعاً  خداوند  کسی  را  (‌به  راه  نجات  و  رستگاری‌)  رهنمود  نمی‌سازد  که  تجاوزکار  و  دروغ‌پرداز  باشد.  (‌مرد  مومن  ادامه  داد  و  گفت‌:‌)  ای  قوم  من‌!  امروز  حکومت  در  دست  شما  است‌،  و  در  این  سرزمین  پیروز  و  چیره‌اید.  امّا  اگر  عذاب  سخت  (‌خانه‌برانداز  و  ریشه‌کن‌ساز)  الهی  دامنگیرتان  شود،  چه  کسی  ما  را  مدد  و  یاری  خواهد  کرد  و  برای  رستگاریمان  خواهد  کوشید؟  فرعون  گفت‌:  من  جز  به  راه  هدایت  و  منتهی  به  سعادت‌،  شما  را  رهنمود  نمی‌کنم‌.  (‌پس  دستور  من  کشتن  موسی  است  و  بـاید  اجراء  شود)‌.  آن  مرد  باایمان  گفت‌:  ای  قوم  من‌!  می‌ترسم  همان  بلائی  به  شما  برسد  که  در  روزگاران  گذ‌شته  به  گروهها  و  دسته‌ها  رسیده  است‌.  از  سزای  عادتی  همچون  عادت  قوم  نوح  و  عاد  و ثمود  و کسانی  كه  بعد  از آنان  بوده‌اند (‌می‌ترسم  که  گریبانگیرتان  شود)‌.  خداونـد نمی‌خواهد  بـه  بندگان ‌ستم‌ کند(‌و  نمی‌پسندد  که  بندگانش  هم  به  همدیگر ستم‌ کنند)‌.  ای  قوم  من‌!  بر شما  از  روز صدا  زدن‌ (‌که  قیامت  است‌)  می‌ترسم‌.  آن  روزی  که  پشت  می‌کنید  ومی‌گریزید،  اما  هيچ  پناهی  جز خدا (‌برای  حفظ  خود  از عذاب‌)  ندارید.  آخر  خدا کسی  را  که‌ (‌از راستای  بـهشت‌ مـنحرف  و)  گمراه  سازد،  هيچ  راهنما  و راهبری  نـخواهد  داشت.  پیش  از اين‌،  یوسف‌ آیه‌های  روشن  و  دلايل آشکاری  را  برای  شما  آورده  بود،  امّا شما  پیوسته  درباره ‌آنچه‌ آورده  بود و ارائه  داده  بود شک  و تردید  مي‌کردید (‌و به  بدنبال  او راه  نمی‌افتادید)  تـا  زمانی  که  از دنیا  رفت‌،  گفتید:  خداوند  بعد  از  او  دیگر  پیغمبری  را  برانگیختـه  نخو‌اهد  کرد.  این  چنين  خداوند  اشخاص  متجاوز و متردد  را  گمراه  و سرگشته  می‌سازد. آنان  کسانیند که  بدون ‌هیچ  دلیلی  که  (‌از عقل  یـا نقل  در دست‌)  داشته  باشند،‌ در  برابر  آیات  الهی  (‌موضعگیری  می‏‎کنند  و)  بـه  ستیز  و  کشـمکش‌ مـی‌پردازنـد.  (‌‌چـنین جدال‌ بی‌اساس‌ و  نادرستی  بـا آیات ‌الهی‌)  موجب‌ خشم‌ عظیم  خدا و  کسانی  خواهد  شد  که  ایمان  آورده  بـاشند.  اینگونه  خداوند  بر هر دلی‌که  خود بزرگ‌‌بین ‌و زورگو باشد،  مهر  می‌نهد  (‌و  حس  تشخیص  را  از آن  می‌گیرد)‌.

این  چرخش  و گردش‌،  چرخش  و گردش  بزرگ  و  فراخی  است‌ که  مرد  مومن  با توطئه‌گران  فرعون  و فرعونیان  می‌آغازد.  این  منطق  فطرت  با  ایمانی  است ‌که ‌محتاطانه  و  ماهرانه  و نیرومندانه‌،  مطالب  و  مقاصد  را  به گوش  دیگران ‌می‌رساند.

نخست  به  رسواگری  چیزی  می‌پردازد که  آنان  در  صدد  اقدام  بدان ‌هستند:

(أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ).

آیا  مردی  را  خواهید  کشت  بدان  خاطر که  می‌گوید:  پروردکار من ‌الله  است‌؟‌.

آیا  این  سخن  پاک  متعلق  به  اعتقاد  دل  و بـاور درون‌،  سزاوار کشتن  است‌،  و  باید  در  برابر  آن  خونی  را  ریخت و  جانی  را گرفت‌؟  اگر  چنین  شود  و  چنین  رود،‌ کار  بسیار  زشت  و  پلشت  صورت  خواهد گرفت‌،  کاری ‌که  آشکار  و  پدیدار  است‌ که  ناشایست  و  نابایست  است‌.  سپس  مرد  مومن ‌گام  دیگری  را  با  ایشان  برمی‏دارد.  کسی ‌که  این  سخن  پاک  را  بدیشان  می‌گوید:

«  رَبِّيَ اللَّهُ »  .

پروردگار  من  خدا  است‌.

آن  را  می‌گوید  و  دلیل  آن  را  و  برهان  آن  را  در  دست  دارد:

(وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ) .

در  حالی  که  دلائل  روشنی  و  معجزات  آشکاری  از  جانب  پروردگارتان  برایتان  آورده  است‌.

اشاره  می‌کند  به  دلائل  و  معجزاتی‌که  موسی  (ع) آنها  را  آورد  و  نمود،  و  آنان  آنها  را  دیدند.  ایشان  -‌ که  با  خـود  خلوت  کرده‌اند  و  دور  از  دیگران  نشسته‌اند  -  مشکل  است  درباره  آن  دلائل  و  معـجزات  با  یکدیگر  ستیزه  و  جدال  کنند!

سپس  بدترین  فرضیه  را  برایشان  مطرح  می‌کند،  و  در  برابر این  مساله  همچون  شخص  دادگری  می‌ایستد  و  با  ایشـان  از آن  سخن  می‌ايستد.  ایـن  فرضیه  را  برای  همگامی  با  ایشان  به  میان  می‌کشد،  و کم‌تربن  چیزی  است‌ که  می‌توان  پيش  چشم  داشت‌:

‌(وَإِن يَكُ كَاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ).

اگر او دروغگو باشد، دروغگوئیش  دامنگیر  خود او  خواهد شد.

او  مسوولیت‌ کارش  را خواهد  داشت‌،  و  بـه  سزای  آن  خواهد  رسید،  و گناه  آن  را  بر گردن  خواهد گرفت‌.  به  هر  حال  این ‌کار که  بدیشان  اجازه  نمی‌دهد  او را  بکشند.  احتمال  دیگری  هم  در میان  است‌،  و آن  این‌که  چه  بسا  راستگو است‌.  باید  در برابر این  احتمال‌، خوب‌ احتیاط  کرد،  و  خویشتن  را  در معرض  نتائج  و  پیامدهای ‌آن  قرار  نداد:

( وَإِن يَكُ صَادِقاً يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ ) .

و  اگر  راستگو  باشد،  برخی  از  عذابهائی  که  شما  را  از  آن  می‌ترساند  گریبانگیرتان  خواهد  گشت‌.

گریبانگیر  ایشان  شدن  برخی  از  عذابهائی  که  آنان  را  از  آن  می‌ترساند  نیزکم‌ترین  احتمال  در  این  قضیه  است‌.  مرد  مومن  بیش  از  این  از  ایشان  نمی‌خواهد،  و  این  هم  نهایت  انصاف  در  جدال  و  تلاش  برای  سرکوب  نمودن  و  محکوم  کردن  است‌.

آن‌گاه  به  طور  پنهان  تهدیدشان  می‌کند،  آن‌گاه‌که  سخنی  را  می‌گوید  منطبق  بر  حال  و  احوال  موسی  و  نیز  منطبق  بر  ایشان  و  حال  و  احوالشان‌:

( إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ).

قطعاً  خداوند  کسی  را  (‌به  راه  نجات  و  رستگاری‌)  رهنمود  نمی‌سازد  که  تجاوزکار  و  دروغ‌پرداز  باشد. 

 اگر  همچون  کسی  موسی  باشد،  خدا  او  را  هدایت  نمی‌دهد  و  موفق  نمی‌کند.  پس  بگذارید  او  از  خدا  سزای  خود  را  بگیرد.  از  این  هم  خ