اقعا زلزله (‌انفجار جهان‌، و فرو تپیدن ارکان آن‌، در آستانه‌) هنگامه رستاخیز، چیز بزرگی (‌و حادثه هراس‌انگیزی‌) است‌. روزی که زلزله رستاخیز را می‏‎بینید (‌آن چنان هول و هراس سر تا پای مردمان را فرامی‌گیرد که حتی‌) همه زنان شیردهی که پستان به دهان طفل شیرخواره خود نهاده‌اند، کودک خود را رها و فراموش می‌کنند. و جملگی زنان باردار (‌از خوف این صحنه بیمناک‌) سقط جنین می‌نمایند، و (‌تو ای بیننده‌!) مردمان را مست می‌بینی‌، ولی مست نیستند و بلکه عذاب خدا سخت (‌وحشتناک و هراس‌انگیز) است (‌و توازن ایشان را به هم زده است و لذا آنان را آشفته و خراب‌، با چشمان از حدقه به در آمده و با گامهای افتان و خیزان‌، و با وضع بی‌سر و سامان و حال پریشان می‌بینی‌)‌.

سرآغاز دشوار و هراسناکی است‌. صحنه‌ای است که دلها از هراس آن به لرزه درمی‌آید. با ندا در دادن همگان آغاز می‌شود و جملگی مردمان فریاد زده می‌شوند:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ). ای مردمان‌!.

ایشان را فریاد می‌زندکه از خدا بترسید:

(اتَّقُوا رَبَّكُمْ). از (‌عقاب و عذاب‌) پروردگارتان بترسید.

و آنان را از آن روز سخت می‌ترساند:

(إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ).

واقعا زلزله (‌انفجار جهان‌، و فرو تپیدن ارکان آن‌، در آستانه‌) هنگامه رستاخیز، چیز بزرگی (‌و حادثه هراس‌انگیزی‌) است‌. 

بدین منوال و بر این روال‌، این صحنه با ترساندن‌کوتاه و مجملی‌، و با ناشناخت و مجهول ماندن می‌آغازد، و سایه هول و هراس خود را می‌اندازد، هول و هراسی‌که تعبیر نمی‌تواند آن را بشناساند.گفته می‌شود: زلزله‌ای است‌. زلزله هم‌:

(شَيْءٌ عَظِيمٌ). چیر بزرگی است‌.

بدون این‌که معین و مشخص‌گردد و شناسانده شود. آن‌گاه به تفصیل این مختصر می‌پردازد، و ناگهانی ترس و وحشتی را پیش چشم می‌داردکه نگو!.. ناگهان صحنه‌ای را می‌نمایاندکه پر است از همه زنان شیردهنده‌ای که کودکان شیرخوار خود را فراموش می‌کنند! می‌نگرند ولی نمی‏بینند! حرکت می‌کنند و راه می‌روند ولی بیهوش و از خود بیخودند) هر زن حامله‌ای از هول و هراسی‌که بدو دست می‌دهد سقط جنین می‌کند!.. مردمان را مست می‌بینی‌، ولی مست نیستند. مستی در نگاه‌های وحشت‌زده ایشان پیدا است‌، و در گامهای افتان و خیزانشان هویدا است!.. صحنه‌ای است لبریز از انسانهائی که درهم می‌لولند و موج می‌زنند! نزدیک است چشم که این آیه را می‌خواند، آنان را در همین لحظه تلاوت ببیند، در صورتی که دیده خیال است که ایشان را ورانداز می‌کند. هول و هراس نمایان‌، آنان را به وحشت می‌افکند، وحشتی که پایانی برای آن نمی‌بینند ... این ترس و هراس‌، ترس و هراس زنده‌ای است و با حجم و ضخامت اندازه‌گرفته نمی‌شود و سنجیده نمی‌گردد. بلکه اندازه‌گیری و سنجش آن با تاثیر آن در دل و درون انسان امکان‌پذیر است و بس‌: مقیاس این هول وهراس دل و درون زنانی است‌که شیر می‌دهند و از کودکان شیرخوار خود بی‌خبر می‌گردند! - زنان شیردهنده از کودکان شیرخوارشان که پستانهایشان را به دهان‌گرفته‌اند بی‏خبر نمی‌گردند مگر از هول و هراسی‌که عقل و هوشی برجای نمی‌گذارد - مقیاس سنجش همچون ترس و وحشتی زنان حامله‌ای است‌که سقط جنین می‌کنند! معیار سنجش همچون هول و هراسی مردمانی هستندکه مست به نظر می‌آیند و تلوتلو می‌خورند، ولی مست نیستند:

(وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ) .

ولیکن عذاب خدا سخت (‌وحشتناک و هراس‌انگیز) است. 

*در سایه این هول و هر‌اس وحشتناک و تکان‌دهنده‌، بیان می‌شود که کسانی در میان مردمان هستند که گردن می‌افرازند و به جدال و ستیز درباره شناخت خدا می‌پردازند، وکم‌ترین ترس و هراسی از خدا به خود راه نمی‌دهند:

(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ. كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ).

گروهی از مردم بدون هیچ علم و دانشی (‌و بلکه تنها از روی تقلید و هواپرستی‌) درباره (‌شناخت‌) یزدان (‌و مساله توحید خداوند منان‌، و احیاء مردگان، و رستاخیز همگان به فرمان خالق جهان‌) به مجادله برمی‌خیزند، و (‌در این امر، طبیعی است‌، نه از دانش و منطق‌، بلکه‌) از هرگونه شیطان (‌انس و جن‌) سرکشی‌، پیروی می‌نمایند (‌و برابر نقشه و برنامه و حیله و دام همه شیاطین و شیاطین صفتان عمل می‌کنند)‌. اهریمنانی که مشخص و معلوم است‌، هرکس آنها را به دوستی گیرد، حتما گمراهش می‏‎گرداند و به عذاب آتش ( دوزخ‌) سوزانش می‌کشانند.

جدال و ستیز درباره خدا، چه درباره وجود خداوند متعال‌، چه درباره وحدانیت و یگانی او، چه درباره قدرت او، چه درباره علم و دانش او، یا چه درباره صفتی از صفات او ... جدال و ستیز درباره چیزی از اینها در سایه آن هول و هراسی‌که منتظر جملگی مردمان است‌، و نجات و رهائی از آن ممکن نیست مگر با تقوا و پرهیزگاری و رسیدن به خشنودی و رضایت خدا ... این چنین جدال و ستیزی شگفت به نظر می‌آید ازکسی‌که دارای خرد و دل باشد ولی از شر و هراس آن روزی نترسد که تکان‌دهنده و فراگیر است‌. کاش این جدال و ستیز از روی علم و آگاهی و یقین و اطمینان می‌بود. ولی این جدال و ستیز:

(بِغَيْرِ عِلْمٍ). بدون علم و دانشی است‌.

جدال و ستیزی است‌که هیچ‌گونه دلیل و برهانی به همراه ندارد. جدال و ستیز گمراهی ناشی از پیروی از اهریمن است‌. همچون مردمانی درباره خدا از روی هوا و هوس به جدال و ستیز می‌پردازند:

(وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ).

از هرگونه شیطان (‌انس و جن‌) سرکشی پیروی می‌کند.

از اهریمنی پیروی می‌کنندکه متمرد و سرکش و مخالف حق است و به خویشتن مینازد.

(كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ).

اهریمنانی که مشخص و معلوم است‌، هرکس آنها را به دوستی گیرد، حتما گمراهش می‏‎گرداند و به عذاب آتش (‌دوزخ‌) سوزانش می‏‎کشانند.

قطعی و حتمی است‌که همچون اهریمنی پیرو خود را گمراه می‌سازد، و از هدایت و راستای راه درست منحرف می‌گرداند، و او را به سوی عذاب آتش سوزان سوق می‌دهد و می‌کشاند ... تعبیر قرآنی به ریشخند می‌پردازد و رهنمود کردن پیروان اهریمن را به سوی عذاب آتش سوزان‌، هدایت می‌نامد!‌:

(وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ).

و به سوی عذاب آتش (‌دوزخ‌) سوزانش رهنمود می‏‎گرداند.

ای وای چه هدایتی است‌! این نه هدایت است‌، بلکه ضلالت است‌، ضلالتی‌که هلاک و نابود می‌کند!

*
آیا مردمان درباره رستاخیز مردگان و زندگی دوباره شک و تردید دارند؟ آیا درباره زلزله قیامت متردد هستند؟ اگر درباره برگشت دادن حیات شک و تردید دارند، درباره این بیندیشند که حیات چگونه پیدا می‌گردد. به خودشان بیندیشند و بنگرند. به زمین پیرامون خود ب