‌دارند،  آگاه  است‌.
چشم  خیانت‌پیشه  سعی  می‌کند  خیانت  خود  را  پنهان  دارد.  ولی  آن  خیانت  بر  خدا  پنهان  نمی‌ماند.  سینه‌ها  راز  پوشیده  را  پنهان  می‌دارند،  ولی  آن  راز  برای  علم  خدا  علنی  و  آشکار  است‌.

تنها  خدا  است‌که  در  این  روز  داوری  حق  خود  را  انجام  می‌دهد.  و  خداگونه‌های  ادعائی  ایشان  هیچ‌گونه  منزلت  و  مقامی  ندارند  و  هیج‌گونه‌کاری  را  و  حکمی  را  و  قضاوتی  را  نمی‌توانند  بکنند:
(وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ) .
خداوند  به  حق  و  عدل  داوری  می‌کند،  و  کسانی  را  که  بجای  او  به  فریاد  می‌خوانند  (‌به  سبب  عجز  و  ناتوانی‌)  کم‌ترین  داوری  از  دست  ایشان  ساخته  نیست  (‌و  اصلاً  کاره‌ای  نیستند  تا  داوری  به  پیش  ایشان  برده  شود)‌.  

خداوند  به  حق  و  عدل  داوری  مـی‌کند.  داوری  او  از  روی  دانش  و  آگاهی  است  و  او  می‌شنود  و  می‏‎بیند.  این  است  بركسی  ظلم  نمی‌کند  و  چیزی  را  فراموش  نمی‌نماید:
« إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ  » .
 تنها  خدا  شنوا  و  بینا  است‌.
-----------------------------------------------------
 [1] نگا:  غافر/٢٩و  ٨٤و  85 (‌مترجم‌) سوره‌ي اسراء آيه‌ي 57-40

أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلا عَظِيمًا (٤٠) وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلا نُفُورًا (٤١) قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلا (٤٢) سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا (٤٣) تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا (٤٤) وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَسْتُورًا (٤٥) وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا (٤٦) نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلا رَجُلا مَسْحُورًا (٤٧) انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأمْثَالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلا (٤٨) وَقَالُوا أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا (٤٩) قُلْ كُونُوا حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا (٥٠) أَوْ خَلْقًا مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُءُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا (٥١) يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلا قَلِيلا (٥٢) وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا (٥٣) رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلا (٥٤) وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورًا (٥٥) قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِيلا (٥٦) أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا (٥٧)

درس  دوم  با  توحید  و  یگانگی  خدا  و  نهی  از  شرک  می‌آغازد  و  به  پایان  می‌آید.  در  میان  آغاز  و  انجام  تکالیف  و  وظائف  و  اوامر  و  نواهی  و  آداب  و  رسومی  را  دربر  می‌گیردکه  همگی  بر  قاعده  استوار  توحید  و  یکتاپرستی  قرار  دارد  ...  این  درس  می‌آغازد  و  به پایان  می‌آید  با  زشت  شمردن  و  ناپسند  دانستن  اندیشه  فرزند  و  انباز  برای  خدا،  و  بیان  پریشان‌گو‌ئی  و  سبکسری  موجود  در  همچون  اندیشه‌ای‌،  و  بیان  رویکرد  جهان  هستی  به  آفریدگار  یکتا:

« وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ »  .

هیچ  موجودی  نیست  مگر  این  که  (‌به  زبان  حال  یا  قال‌)  حمد  وثنای  اومی‌گوید. (اسراء/44)

و  ذکر  یگانگی  سرانجام  و  بازگشت  به  سوی  خدا  در  آخرت‌،  و  بیان  یگانگی  دانش  و  آگاهی  فراگیر  یزدا‌ن  بر  همه کسانی‌که  در  آسمانها  و  درزمین  هستند،  و  یگانگی  تصرف  وگرداندن‌کارهای  آفریدگان  بدون  هیچ‌گونه  پیگرد  و  پیجوئی  ازطرف  این  و  آن‌:

« إِنْ يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ »  .

اگر  بخواهد  (‌به  شما  توفیق  ایمان  عطاء  می‌کند)  و  شما  را  مشمول  رحمت  خود  قرار  می‌دهد،  و  اگر  بخواهد  (‌با  کفر  و  عصیان  شما  را  می‌میراند  و)  دچار  عذابتان  می‏‎گرداند.  (‌اسراء‌/54)

ازلابلای  روند  قرآنی  عقائد  شرک  سقوط  می‌کند  و  فرومی‌افتد،  و  تنها  ذات  پاک  خدا  برای  پرستش‌کردن  و  روبرو  نمودن  و  قدرت داشتن  و  چرخاندن  امور  و  فرمانروائی  در  این  جهان  اعم  از  پیدا  و  نهان  آن‌،  یا  دنیا  وآخرت  آن‌،  می‌ماند  و  بس.  سراسر  جهان  هستی  با  تسبیح  و  تقدیس  طولانی  و  همیشگي  وکامل  و  شامل  خود،  اعم  از  زنده‌ها  و  چیزهای  دیگر،  رو  به  آفریدگار  خویش  می‌کنند.

*
(أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلا عَظِيمًا )  ٠

(‌ای  کسانی  که  می‌گوئید:  فرشتگان  دختران  خدایند!)  آیا  پروردگارتان  (‌شما  را  بر  خود  ترجیح  داده  و)  پسران  را  ویژه شما  کرده  است  (‌که  به  گمان  شما  نسل  اعلی  بشمارند)  و  از  فرشتگان  دخترانی  را  خاص  خود  کرده  است  (‌که  به  عقیده پوچ  شما  بی‌ارج  و  از  نسل  ادنی  محسوبند؟‌)‌.  واقعاً  شما  سخن  بسیار  (‌بزرگ  کفرآمیزی  و  بهتان‌)  عظیمی  بیان  می‌دارید.

پرسشی  است‌که‌جنبه  زشت  شمردن  وریشخندکردن  را  دارد.  زشت  می‌شمارد  این  راکه  میگو‌یند  فرشتگان  دختران  خدایند.  خدا  والاتر  و  بالاتر  از  آن  است‌که  فرزند  و  همسرو  همگون  وانبازداشته  باشد.  ریشخند  می‌کند  در  این‌که  دختران  را  به  خدا  نسبت  می‌دهند،  و  حال  این‌که  دختران  را  از  پسران‌کمتر  می‌دانند  و  دختران  را  زنده  به‌گورمی‌گردانند  ازترس  فقر