دنی  گرد  می‌آیند  و  در  همایش  قیامت  شرکت  می‌نمایند  ملاقات  دارند.  در  این  روز  است‌که  جملگي  آفریدگان  با  پروردگارشان  در  وقت  حساب  وکتاب  دادگاه  الهی  ملاقات  می‌کنند.  پس  روز  رویاروئی  چنین  روزی  است‌،  با  تمام  معانی  و  مفاهیمی  که  رویاروئی  دارد.

گذشته  از  این‌،  این  روز  روزی  است‌که  همگان  لخت  و  عریان  بدون  هرگونه  پرده  و  حفاظ  و  فیب  دادن  و  تیرک  زدنی‌،  آن‌گونه‌که  هستند  پدیدار  می‌آیند  و  می‌نمایند:

(يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ )  .  

روز  رویاروئی  روزی  است  که  مردمان  ظاهر  و  آشکار  می‌شوند  (‌و  تمام  پرده‌ها  و  حجابها  کنار  می‌روند،  و  موانع  مادی  برچیده  می‌شـوند.  بالاخره  علاوه  از  سر  برآوردن  مردم  از  صورها،  درون  و  برون  و  خلوت  و  جلوت  همه  انسانها  نمودار  می‌گردد)  و  چیزی  از  (‌کار  و  بار  و  رفتار  و  پندار)  ایشان  بر  خدا  پنهان  نمی‌ماند.

در  هیچ  وقت  و  در  هیچ  حالی  چیزی  از  مردمان  بر  یزدان  سبحان  پنهان  نمی‌ماند.  ولی  مردمان  در  غیر  چنین  روزی  چه  بسا  چنین  می‌انگارندکه  ایشان  نهان  و  پنهان  از  دیدگان  یزدانند،  و  اعمالشان  و  حرکاتشان  نهان  و  پنهان  است‌.  ولی  امروز  لمس  می‌کنند  و  می‌بینندکه  ایشان  برملا  و  آشکارند،  و  می‌دانندکه  آنان  رسوایند،  و  لخت  و  عریان  از  هر  پرده  و  حجابي،  حتی  پرده  و  حجاب  خیالها  وگمانهایند!

در  آن  روز  متکبران  و  خودبزرگ‌بینان  نابودمند  و  کوچک  می‌گردند،  و  جباران  و  زورمداران‌ کَز  می‌کنند  و  منزوی  می‌گردند،  و  سراسر  جهان  هستی‌ کرنش‌کنان  در  برابر  یزدان  می‌ایستند،  و  بندگان  هم  خاشع  و  خاضع  و  فروتن  برپای  می‌ایستند.  و  تنها  و  تنها  خدای  یگانه  و  توانا  صاحب  ملک  و  ملکو‌ت  و  فرمانروائی  و  قدرت  و  عظمـت  وجبروت  است  و  بس.  خداکه  همیشه  منحصر  به  ملک  و  ملکوت  و  فرمانروائی  و  قدرت  و  عظمت  و  جبروت  است‌،  ولی  در  این  روز  این‌کار  عیان  است  و  نیازی  به  بیان  ندارد.  آنچه  برای  دلها  پدیدار  بود  در  این  روز  برای  چشمها  آشکار  می‌گردد.  این  را  هر  منکری  می‌داند  و  هر  متکبری  بدان  پی  می‏‎برد.  هر  صدائی  خاموش  می‌شود  و  هرحرکتی  و  جنبشی  ساکت  و  راکد  می‌گردد.  تنها  صدای  بلند  والائی  و  هراس‌انگیزی  می‌پرسد  و  پاسخ  می‌گوید.  در  آن  روز  در  سراسر  هستی  پرسنده‌ای  و  پاسخ‌دهنده‌ای  جز  او  وجود  ندارد:

(لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ)  .

ملک  و  حکومت‌،  امروز  ازآن  کیست‌؟‌.

(لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ)  .

ازآن  خداوند  یکتای  چیره  و  توانا  است‌.

(الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ )  .

امروز  هر  کسی  در  برابر  کاری  که  کرده  است  جزا  و  سـزا  داده  می‌شود.  هیچگونه  ستمی  امروز  وجود  نخواهد  داشت‌.  بی‏گمان  خداوند  سریع‌الحساب  است  (‌و  حسـاب  و  کتاب  کسی  را  از  موقع  مقرر  به  تاخیر  نمی‌اندازد)‌.

امروز  روز  سزا  و  جـزای  راستین  است‌.  امروز  روز  داوری  فیصله‌بخش  است‌.  هیچ‌گونه  سستی  وکندی  و  مهلت  دادن  و  به  تاخیر  افکندی  در  میان  نیست‌.

جلال  و  عظمت  و  سکوت  و  خاموشی  خیمه  می‌زند.  ترس  و  هراس  و  خضوع  و  خشوع  جایگاه  همایش  رستاخیز  را  فرامی‌گیرد.  مردمان  گوش  مـی‌دهند  و  می‌شنوند  وکرنش  می‏‎برند  و  فروتنی  می‌کنند.کار  به  پایان  می‌آید،  و  نامه‌های  حساب  وکتاب  درهم  پیچیده  

می‌شود.

این  سایه‌روشن  هماهنگ  می‌گردد  با  فرموده  یزدان  در  باره‌کسانی‌که  راجع  به  آیات  و  نشانه‌های  خدا  به  ستیز  می‌پردازند.  این  بخش  در  سرآغاز  سوره  آمده  است‌: 
 (فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ).

آمد  و  شد  و  سلطه  و  قدرت  کافران  در  شهرها  و  کشورها،  تو  را  گول  نزند.(‌غافر/4) 

 این  پایان  گشت  وگذار  در  زمین‌،  و  برتری‌جوئی  به  ناحق‌،  و  زورگوئی  و  خودبزرگ‌بینی  و  ثروتمندی  و  بهره‌مندی  ازکالاها  و  خوشیها  است‌.

*
روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  وپیغمبر  (ص)‌را  رهنمود  می‌کند  به  این‌که  مردمان  را  از  آن  روز  بترساند.  این  هم  در  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  که  فرمانروائی  و  داوری  در  آنجا  منحصر  به  خدا  است‌،  نشان  داده  میشود.  این  امر  قبلاً  به  صورت  حکایت  برایشان  بیان  گردیده  بود،  ولی  به  شکل  خطاب  بدیشان  نیامده  بود:  

( وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ .يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ . وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ؟ ) .

(‌ای  محمّد!)  آنان  را  از  روز  نزدیک  بترسان  (‌که  قیامت  است‌)‌.  آن  زمانی  که  دلها  (‌از  شدت  وحشت‌)  به  گلوگاه  می‌رسند  (‌و  انگار  از  جای  خود  کنده  و  به  بالا  پرت  شده‌اند)  و  تمام وجودشان  مملو  از  خشم  و  اندوه  می‏‎گردد  (‌خشم  بر  کسانی  که  ایشان  را  به  چنین  سرنوشتی  دچار  کرده‌اند،  و  خشم  بر  خود  که  بـه  حرف  دیگران  گوش  فراداده‌اند،  و  غم  و  اندوه  بر  روزگار  هدر  رفته  و  طلای  عمر  باخته  شده‌)‌.  ستمگران  نه  دارای  دوست  دلسوزند، و نه دارای میانجیگری   که  میانجی  او  پذیرفته  گردد.  خداوند  به  حق  و  عدل  داوری  می‌کند،  و  کسانی  را  که  بجای  او  به  فریاد  می‌خوانند  (‌به  سبب  عجز  و  ناتوانی‌)  کم‌ترین  داوری  از  دست  ایشان  ساخته  نیست  (‌و  اصلاً  کاره‌ای  نیستند  تا  داوری  به  پیش  ایشان  برده  شود)‌.  تنها  خدا  شنوا  و  بینا  است‌.

« الْآزِفَةِ »‌:  نزدیک  و  شتابنده  .  .  .  و  آن  قیامت  است‌.  این  واژه  قیامت  را  به‌گونه‌ای  به  تصویر  می‌کشدکه  انگار  قیامت  نزدیک  و  خزنده  است‌.  بدین  خاطر  نـفسها  غم‌آلود  و  بریده  بریده  است‌.  انگار  دلهای  غمناک  بر  گلوگاه‌ها  فشار  وارد  می‌آورند.  مردمان  نفسهای  خود  را  باز  می‌گیرند  و  دردها  و  ترسهای  خویش  را  قورت  می‌دهند.  قورت  دادن  ایشان  را  غمگین  می‌سازد،  و  بر  سینه‌هایشان  سنگینی  می‌کند،  و  آنان  دوستی  را  پیدا  نمی‌کنند که  بدیشان  مهر  و  عطوفت  ورزد،  و  میانجیگر  و  شفیعی  را  نمی‌یابند که  سخنش  ارج  و  رواجی  داشته  باشد  و  از  او  در  این  جایگاه  سخت  و  غـم‌آلود  اطاعت  بشود  و  سخنش  پذیرفته‌گردد!

آنان  در  این  روز  پیدا  و  نمایان  هستند.  چیزی  از  چیزهای  ایشان  از  یزدان  نهان  و  پنهان  نمی‌گردد،  حتی  دزدیده  نگاه  کردنشان‌،  و  راز  پنهان  در  سینه‌هایشان‌:  
(يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ).
خداوند  از  دزدانه  نگاه  کردن  چشمها  و  از  رازی  که  سینه‌ها  در  خود  پنهان  می